Posts filed under 'ورزشی'

باید ریشه گروه های فشار را خشک کرد

همان طور که اطلاع دارید، بعد از اینکه پرافتخارترین کشتی گیر فرنگی تاریخ ایران، مدال خود را به رئیس جمهور محبوب ایران، اهدا کرد مورد لجن پراکنی ها و فحاشی های شدید اصلاح طلبان قرار گرفته است. در جدیدترین اقدامات اصلاح طلبان نیز،  این قهرمان ارزنده کشورمان مورد تعرض لباس شخصی ها و گروه های فشار واقعی قرار گرفته است.

توجه به این نکته وقتی جالب تر می شود که می بینیم،  وطن فروشی مثل شجریان علیه دین و کشور، هر حرفی می زند؛ اما مردم به او کاری ندارند؛ اما تا شخصی از رئیس جمهور محبوب حمایت می کند؛ گروه های فشار و اراذل و اوباش سازمان دهی شده توسط یک جریان خاص به او حمله می کنند.

دقت در همین نکته و رفتار آن ها با دیگران، به خوبی نشان دهنده تفاوت سطح فرهنگی مردم ولایت مدار با موسوی چی ها است.

این جریان خاص وحشی، در اوایل انقلاب هم با حمله به مردم و سختگیری های بی مورد، صدای همه از جمله امام و آیت الله خامنه ای را هم در آورده بودند و حتی حضرت امام در فرمان 8 ماده ای به صورت شدید الحنی به موسوی و رفتار او واکنش نشان داد(1)؛ الآن هم 4 ماه است که این جریان در پوشش جنبش سبز به مردم حمله می کنند و وحشی گری می نمایند.

باید یکبار برای همیشه ریشه این وحشی گری ها و سران متوهم آنان را خشکاند تا کشور، رنگ آرامش ببیند.
چرا رسانه های در مورد این اراذل و سران آن ها ساکت هستند؟

هنوز کسی دوران انتخابات را فراموش نکرده است که چگونه سبزها، به صورت سه دختر محجبه حامی احمدی نژاد اسید پاشیدند و به افراد مومن و مذهبی حمله می کردند و به مردم تعرض می کردند.

با این جریانات فاشیست و متحجر باید به شدت برخورد کرد؛ همان طور که عالم فرزانه حضرت آیت الله حائری شیرازی فرموده اند “اگر خطاکار مجرم حذف نشود؛ دچار توهم می شود.” بنابراین نباید با بی تفاوتی اجازه داد تا این متوهم های وحشی، خیال کنند که می توانند هر اوباش گری انجام دهند و کسی هم کاری به کار آن ها ندارد.

باید ریشه این فاشیست های نابکار و خونریز را خشکاند و سران متوهم آن ها را که با لبخند شیطانی خود، این وحشی گری ها را تائید می کنند، به سزای اعمال خود رساند تا ریشه لباس شخصی ها و گروه های فشار واقعی که عامل آشوب در جامعه هستند، برای همیشه خشکانده شود.


آهستان : لعنت به این ورزش سیاسی



(1) فرمان 8 ماده ای، همان فرمانی است که احمدی نژاد در مناظره با موسوی آن را احیا کرد و در برابر ادعاهای موسوی که سعی می کرد از فراموشی طبیعی جامعه از آن سال ها سواستفاده کند؛ به این دروغگو یادآوری کرد که “فرمان 8 ماده ای را امام برای شما صادر کرد”


مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

مشتری ایمیلی داداشی شوید!

Add comment اکتبر 8, 2009

دلمان برای سادگی و صداقتش تنگ می شود

دلمان تنگ می شود برای او

برای مردی که 4دهه در سطح اول فوتبال ایران بود، اما هیچ گاه به دنبال مادیات نرفت.

مردی که هنوز او را با لباس گرم کنش به یاد می آوریم که تیم ملی را هدایت می کرد.

بهترین تیم ملی تاریخ ایران را ساخت، بدون آنکه مغرور شود.

وقتی آمد تیم ملی وجود نداشت، وقتی آمد بازیکنانی تحویل داد که هنوز فوتبال ما با آن ها می چرخند! مهدوی کیا، باقری، مجیدی، شجاعی، علی موسوی،عزیزی، دایی . . .

لیستشان اندازه یک پست طولانی می شود.

آن موقع هم شورشیان، علیه او حرمت ها را شکستند و او تنها ناراحتی اش این بود که فرزندانش را در مدرسه اذیت کردند.

او در اوج بود، اما برای خودش نیدوخت.

می گوید من طرفدار نظام هستم، اما آدم نظام نیستم، من حرفم را می زنم. اینگونه بود که می فهماند با هیچ کس، حتی با عزیزترین داشته هایش هم تعارف ندارد. (+)

آقای مربی، فوتسال ایران را چهارم جهان کرد و در ارتش های جهان نایئب قهرمان شد (همین تیم بدون او، در دوره بعد جام جهانی که در تهران هم بود؛ فقط از گروهش صعود کرد!!)

هیچ یک از مربیان ایران، افتخارات ملی او را ندارند، اما او جارچی نداشت، روزنامه چی نداشت و از همه بدتر اینکه اهل باج دادن نبود؛ اینگونه شد که وقتی 13 سال بعد، جلوی مجری ناعادل قرار گرفت، برای اینکه گذشته روشن خود را نشان دهد، باید خیلی تلاش می کرد و تازه آخر کار هم ناعادل، بدون اینکه به روی خودش بیاورد که در ابتدا او را بدون افتخار معرفی کرده است، فریبکارانه می گوید که “قبول که کارنامه تان خوب است، اما این دلیل نمی شود که باز هم موفق باشید” و اینچنین دشمنی خود را با مرد دوست داشتنی نشان می دهد؛ اما مرد بی ادعا، هوشیارانه می گوید که “من چنین ادعایی کردم؟!” و ناعادل و رسانه های بوقچی سیاسیون، اصلا به روی خودشان نمی آورند و دوباره می روند دنبال اینکه از او عیبی پیدا کنند و این بار در غیابش او را محاکمه کنند!

این ها چه خوش غیرتند و مردانه (!) می رزمند!

نوشتم که چگونه سرخودت و خانواده ات را زیر آب کردند و راستگویی  را قورت دادند؛ نوشتم که چگونه طاقت مردی را تمام کردند که الگو ورزش بود و اسطوره اخلاق.

کدام یک از این مردنماها و غیرت فروشان، شهامت تو را داشت، تو که صادقانه جلوی جمع پوزش می خواستی و خودت را ملامت می کردی.

آن ها که همانند همان ناعادل، حتی از پذیرش بدیهی ترین اشتباهات خود، فرار می کردند و همانند هنگام شکست در مناظره با آخوندزاده، به جای کوس رسوایی دست طلبکاری دراز می کردند؟!

آن ها ندیدند و نخواستند ببینند که تو امید را دل ها زنده کردی و برق آینده را در چشمان من و هزاران کودک و نوجوان و جوان و میان سال و کهن سال آن سال ها پاشیدی و هنوز که هنوزه مردم، برای دیدن بقایای آن نسل جادویی تو به ورزشگاه می آیند.

مردم فراموش نمی کنند که تو زیر بیرق هیچ حزبی نرفتی تا خدای ناکرده، وامدار آن ها شوی و نتوانی حق را بگویی که همه چیز تو حق بود.

آن ها که حسرت زندگی سالم در بین فوتبالیست ها را می خورند، هنوز به امید امثال تو زنده اند.

اما بدخواهان چه سخیفانه، خواستند تا تو را به زیر بکشند؛ اما درک نکردند که چه بزرگوارانه بر تاج سرشان خودنمایی می کنی.

رئیس فدراسیون، با آن لبخند بی نمک، از استعفای تو صحبت می کند و در عرض چند ساعت، بدون تشکیل جلسه با استعفای نداده تو موافقت می کند و تنها چند ساعت طول می کشد تا یک دلال متواری را با تمام شرایط دلخواه او به تهران بیاورد!!

این ابتذال آن ها چه چیز داشت، جز بدنامی شان و بزرگواری تو

جز آن است که مردم وقتی سادگی و صداقت و صراحت و عدل طلبی ات را به یاد می آورند تا دور دست ها با تو همراه می شوند تا حقیقت طلبیت را ببینند.

پس منتظر باش تا آن ها نیز ذلیلانه منتظر بمانند و نیک بدان، آنچه نابود شدنی نیست حق است؛ همان که همه زندگی ات را عاشقانه فدایش کردی.

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

3 comments آوریل 23, 2009

پس حق مایلی کهن چه می شود؟

در حالی که مایلی کهن، روز سه شنبه از اعلام اسامی تیم ملی تا 5 روز بعد (یعنی ششم اردیبهشت)، خبر داد؛ فدراسیون فوتبال در یک اقدام عجیب، روز بعد از آن با ادعای استعفای مایلی کهن، مربی جدیدی را بر سر کار آورد!!

در نوشته پیش، مفصلا به این موضوع پرداختم و ضمن اینکه خواندن آن را توصیه می کنم، قصد ورود دوباره به آن را ندارم، اما چند سؤال کوتاه به نظرم می رسد که می خواهم آن ها را مطرح کنم:

با این انتخاب عجولانه، تشکیل تیم ملی عقب افتاد، آیا فدراسیون و اتحادیه ورزش نویسان زنجیره ای مسئولیت این اقدام ناخوشایند را بر عهده می گیرند؟

بگذریم از اینکه تا حالا قطبی دوبار مقابل ایرانیان قرار گرفته است و تیم آمریکا در جام جهانی 98 و کره جنوبی حام ملت های 2007 را یاری کرده است، اما همان طور که در نوشته پیش اشاره شد، صدا وسیما که بلافاصله  برای او برنامه ای  بی تنش (برخلاف برنامه 90) ترتیب داده است؛ چنین حقی را ولو در ابعاد بسیار کوچک تر برای مایلی کهن هم قائل هست؟ یا باز هم نشان می دهیم که علی رغم نشر فرهنگ انقلابی، باز هم از مدیران میانی خارجی پرست، رنج می ریم.

همین چند پیش بود که حجازی در برنامه ورزش از نگاه دو، اتهامات سنگینی را متوجه مایلی کهن و دستگاه فوتبال ایران کرد، اما هیچ فرصتی برای پاسخگویی به مایلی کهن داده نشد تا برنامه یک طرفه به قاضی برود و ورزشی نویسان زنجیره ای (که به نقش آنان در نوشته پیشین اشاره شد) با وقاحت تمام، آن را علیه مایلی کهن به کار ببرند و اصلا به روی خودشان نیاورند که همین چند روز پیش، مایلی کهن را تنها به جرم تکرار روایت زرینچه (که بارها افرادی در روزنامه ها وصدا وسیما نیز، آن را انجام داده بودند) به پای میز محاکمه و اخلاق کشیده بودند! و از آن مهم تر اینکه، حجازی در این سال ها، متاسفانه منبع قابل اعتمادی نبوده است.

آیا برنامه هایی نظیر ورزش در نگاه دو و 90 (به تاریخ 31 فروردین 88) پاسخگوی حرمت شکنی خود خواهند بود؟

آیا باید این نتیجه را گرفت که نفوذی هایی برای تخریب ارزش ها در صدا و سیما رخنه کرده اند؟

آیا کفاشیان که به دروغ، از استعفای مایلی کهن، صحبت کرده بود؛ جوابگو است؟

آیا با روزنامه هایی که به طور متوالی بدترین اتهامات را به مایلی کهن وارد کردند، برخورد قانونی صورت می گیرد؟

آیا عدالت در مورد تماشاگرانی که جرائم کیفری بر علیه مایلی کهن مرتکب شده اند، اجرا می شود؟

آیا مسئولینی که فصل پیش، به بهانه های مختلف حکم بازی های بدون تماشاگر را لغو کردند تا کار به این حد از سیاهی و وقاحت بکشد، به سزای خود می رسند؟

آیا با لیدرهای این تماشاگران که کاملا شناخته شده اند و با باشگاه استقلال همکاری می کنند، برخوردی صورت می گیرد؟

آیا نیمکت نشینان استقلال که به احتمال بسیار زیاد، با آن ها در رابطه نزدیک هستند، به سزای خود می رسند؟

آیا مصاحبه های مختلف قلعه نویی با برنامه 90 و باشگاه خبرنگاران جوان و کنفرانس بعد از بازی با ساپیا را در پرونده او منظور می کنند؟

آیا بیانیه دغلکارانه باشگاه استقلال را که تیر نهایی را به صبر و طاقت مایلی کهن زد و این ماجراها را به وجود آورد، دادگاهی می کنند و نقش آن را در تشویش اذهان 70 میلیون ایرانی، به حساب می آورند؟

آیا ماجرای دلالی قطبی و ارتباط او با کسانی که این استعفانامه جعلی را گسترده اند، بررسی می کنند؟

پرونده اخلاقی سرمربی تیم ملی و فروش اجباری نقاشی های نمایشگاه خانم دوم او، به باشگاه و بازیکنان پرسپولیس به کجا رسید؟

مگر قطبی همینی نبود که چند روز پیش، مسئولین فدراسیون اعلام کرده اند که قصد پول دادن به آن ها را داشته و به همین دلیل مذاکرات را با او ناتمام گذارده اند، پس چه شد که یک دفعه قباحت دریافت پول، برایشان از بین رفت؟

ماجرای توافق چند ساعته فدراسیون با قطبی و پذیرش سریع و بلامنازعه دستیاران و ورود او به ایران، تا ساعتی دیگر هم پیگیری می شود؟

نقش روزنامه های زنجیری در رساندن او به صندلی تیم ملی چه طور؟

قطبی که تا همین چند روز پیش، علاوه بر دلالی و قرارداد ترکمن فوتبال با بیت المال مردم،عنصر تبلیغ کننده علیه نظام بود، چه شد که یک دفعه تمام موارد نامطلوب این آدم فراموش شد؟

آیا مردم مسلمان حق ندارند که بدانند، پول های هنگفتشان از بیت المال در جیب چه افرادی ریخته می شود؟ و آن ها به پشتوانه همین پول وشهرت آنان، علیه نظامشان هم تبلیغ می کنند؟

گناه مایلی کهن چه بود؟

خودش بارها این سؤال را پرسیده است؛ آیا گناهش این بود که بوقچی و نوچه ندارد؟

آیا گناهش این بود که برای خرید روزنامه نگاران پول ندارد؟

آیا گناهش این است که مذهب ادبش، حرمت صحبت از توپ، تانک، فشفشه، مایلی کهن، . . . با فرزندانش را گرفته است؟

آیا گناهش این است که ماهواره را در منزل خود نپذیرفته؟

آیا گناه او این است که به هیچ نهاد سیاسی وابسته نیست؟

آیا گناه او این است که علی رغم اینکه از حامیان سرشناس احمدی نژاد بوده است، حاظر نشد در لیست انتخاباتی کسی قرار گیرد و با صداقت و یکرنگی با پرچم استقلال فردی در انتخابات شرکت کرد، تا فردا وامدار کسی نباشد؟ تا فردا روزی مجبور نشود که عدالت را فدای روابط حزبی بکند؟

به راستی اگر چنین است، من به این گناهکار بودن او می بالم و آرزو دارم، بارها گناهکار باشم تا همرنگ ناعادلان و نوکیسگان.

چرا به جعلی بودن استعفای مایلی کهن توجهی نشد؟

این جانشینی نابه حق در مورد مایلی کهن را چه کسی پاسخگو خواهد بود؟

این بی احترامی هایی که به او و خانواده اش در ورزشگاه، تلویزیون و روزنامه ها صورت گرفت، پیگیری می شود؟

آیا او چون یک فرد ارزشی و منادی عدالت بود، باید مورد این همه اتهامات قرار می گرفت و بقیه با خیال راحت به او توهین می کردند؟

آیا به کسی که به قول خودش “تنها گناهش، حمایت از احمدی نژاد” بوده است، باید چنین ظلمی روا شود؟

آیا او که فریاد بیدار و تنهایش تا ابد، نشان آزادی و آزادگی فوتبال ایران است، این چنین باید بی رحمانه مورد وحشیانه ترین حملات قرار گیرد؟

آیا گناه او این بود که قداست خانواده اش را بر صندلی تیم ملی ترجیح داد؟

mayeli-kohan

. . . و بالاخره در نهایت اینکه اگر در این دولت عدالت محور، به این تخلفات و توهین ها عیله حامیان عدالت کاری صورت نگیرد، پس چه کسی جوابگوی عدالت خواهد بود؟

صمیمانه دست همه دوستانی که می توانند در پیگری این ماجرا و استیفای حق یک مظلوم یاری کنند را می فشارم و منتظر پیشنهادات یا عملکرد آن ها هستم.

“کسی که بتواند به برادر مسلمان خود، کمک کند و آن را انجام ندهد، مسلمان نیست”

باشد که حداقلی از مسلمانی را در این مورد انجام دهیم.

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

4 comments آوریل 23, 2009

مایلی کهن، جوانه امید را در دل ها روشن کرد

4 سال پیش می گفتم که اگر احمدی نژاد نتواند رئیس جمهور ایران شود؛ یعنی باندهای مافیایی آنقدر قوی شده اند که دیگر هیچ فرد مستقلی نمی تواند بدون باج دادن به آن ها، رئیس جمهور شود، اما خوشبختانه اینگونه نشد و امید به آزادی و بالندگی در دل ملت ایران، جوانه زد.

متاسفانه ماجراهای عجیب و غریب برای حذف مایلی کهن، نشان دادند که باندهای مافیایی در فوتبال آنقدر قوی هستند که افراد مستقل را نابود کنند؛ آقایان مسئول تا دیر نشده نگذارید که جوانه امید در دل ها زرد شود.

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

Add comment آوریل 23, 2009

آقای کفاشیان از دلال ها چه خبر؟

می خواستم بعد از نوشته قبلی، در مورد بیانیه دوم مایلی کهن و رفتار اهالی فوتبال و رفتار دوستان با حاج محمد بنویسم که اجل مهلت نداد و فدراسیون تنبل فوتبال ایران، این بار زرنگ شد و در عرض یک روز، سرمربی تیم ملی را تعیین کرد!

فقط حوادث این چند روز را مرور می کنم.

قلعه نویی چندبار علیه مایلی کهن، صحبت می کند.

مایلی کهن در اهواز به نقل از خود بازیکنان باشگاه استقلال (یعنی زرینچه و نوازی) ادعای تبانی استقلال را باز گو می کند، اما در میان تعجب همگان، این صحبت زرینچه که از دهان بسیاری از کارشناسان ورزش در همین صدا وسیما و روزنامه ها هم، مورد بحث قرار گرفته، وسیله شماتت مایلی کهن قرار می گیرد، طوری که گویا او تنها کسی است که به این صحبت های زرینچه اشاره کرده!!

در حین بازی استقلال و ساپیا، تماشاگران حسابی از خجالت خانواده مایلی کهن در می آیند و در حضور فرزندش، او را هتک حرمت می کنند! اما گویا کسی قرار نیست از آقا محمد مایلی کهن دفاع کند!!

و حتی برنامه ناعادل 90، ب طعنه ای توهین آمیز می گوید که چرا مایلی کهن از سکوها پایین آمد؟!! و اصلا حتی به روی خودش نمی آورد که چگونه تماشاگرانی نامحترم، او را به فحاشی گرفته اند!

آیا ناعادل هم با این فحاشان، همکاری دارد یا حداقل از کار آن ها راضی است که سعی می کند، این کار آنان را تا حد ممکن نادیده بگیرد؟ آن هم در برنامه 90 ای که خیلی از مسائل پیش پاافتاده بزرگ می شوند؟

در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی هم، قلعه نویی دائما به مایلی کهن حمله می کند و این سؤال را ایجاد می کند که آیا او قصد دارد کاری را که رفقای لیدرش در سکوها نتوانسته اند انجم دهد به پایان برساند؟

حتی در راهرو ورزشگاه هم او در مصاحبه با 90، مایلی کهن را بی نصیب نمی گذارد و دائم به او حمله می کند.

اما در این میان، محمد مایلی کهن هیچ گاه در مصاحبه اش علیه قلعه نویی حرف نمی زند و تنها به تماشاگران اشاره می کند که به او فحاشی کرده اند و از انگلیس مثال می آورد که در آنجا با اینکه پول های کلان در قمار رد و بدل می شود و زندگی خیلی ها به نتیجه بازی بستگی دارد، بعد از باخت به دیگران توهین نمی کنند و هر دو تیم را تشویق می کنند. (حرف هایی از این منطقی تر و مودبانه تر سراغ دارید؟)

قلعه نویی اما بعد از این مصاحبه ها و فحاشی ها، گویا هنوز کینه اش آرام نشده است. برنامه ورزش از “نگاه دو” فرصت دیگری را فراهم می کند تا دوباره به مایلی کهن توهین کند.

فردا صیح هم باشگاه استقلال بیانیه می دهد و اتهام سنگینی را متوجه مایلی کهن می کند:

آقای مایلی کهن، عده اي از تماشاگران حاضر در ورزشگاه آزادي در روز پنجشنبه گذشته را با قماربازان و شرط بندها در انگليس مقايسه کردند.
تا اینجای بیانیه درست است، اما در یک گریز فریبکارانه متن را به گونه ای ادامه می دهد که گویا سرمربی تیم ملی به تماشاگران استقلا قمارباز گفته است!
سرمربي تيم ملي ايران قطعاً آگاه هستند فعل حرامي مانند قمار و شرط بندي جايگاهي براي دفاع و قياس با ديگر رفتارها در دين مبين اسلام از خود باقي نمي گذارد .
مقايسه اوباش هاي انگليسي با عده اي از طرفداران قياس نامناسبي بود و فراموش نکرده ايم در سالهاي نه چندان دور آشوبگرهاي انگليسي چه فجايع خونباري را در بروکسل بلژيک به وجود آوردند.

متاسفانه کسی نیست تا دربرابر این اتهامات ناروا، از مایلی کهن دفاع کند. ده ها هزار تماشاگر، مربی، روزنامه های پرتیراز و وابسته به سیاسیون، دو برنامه ورزشی شبکه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (؟) و در نهایت باشگاه استقلال که با پول های این نظام اداره می شود، همگی دست به دست هم می دهند و او را مورد توهین قرار می دهند.

در مقابل این هجمه ها به سرمربی تیم ملی ایران، همه ساکتند و حتی فدراسیون که حداقل کسی است که باید واکنش نشان دهد، خاموش شده است.

فشارها به حداکثر می رسد و مایلی کهن بیانیه شماره 1 را می دهد. (+)

همه که تا دیروز در برابر بی ادبی ها ساکت بودند، نطقشان باز می شود و ادعای ادب می کنند!

انگار که همه این توهین ها را نشنیده اند و تازه از خواب مرگ بیدار شده اند. روزنامه خبرورزشی که نبض جریان های فوتبال را در دست دارد، از این می نالد که مایلی کهن، تحمل انتقاد ندارد!! گویا که در قاموس مافیا ورزش، هتک حرمت یک خانواده در جلوی اعضای آن و چشم 70 میلیون ایرانی، نقد خوانده می شود!!

همه به توصیه اخلاقی می پردازند و باران کینه ها است که در خلال همین نصحبت های اخلاقی (!) بر سر حامی رئیس جمهور می بالد و تو در این میان فکر می کنی که سیاسیون مخالف دولت هم به ورزش علاقه مند بوده اند و تو در آستانه انتخابات باخبر شده ای!

5c2cdb74530e35fd6e01f4f65d2276cb

برنامه 90 شروع می شود. مایلی کهن قرار نیست که اجازه صحبت داشته باشد. فقط جناح مخالف او است که میدان را در اختیار دارد. مدیر عامل باشگاه استقلال شروع به حرف زدن می کند، احساس می کنی دارد از روی بیانیه دروغین می خواند و خیلی از طرفدران استقلال هم فکر می کنند که حاجی آن ها را قمارباز و . . . خوانده است، (همان طور که هنوز هم بسیاری از آن ها که حرف های مایلی کهن را نشنیده اند چنین تصور باطلی می کنند)

برنامه 90 به این  دغل بازی واکنش نشان نمی دهد، شاید برای تخریب مایلی کهن این ها اشکالی نداشته باشد. ناعادل می خندد و تو نمی دانی که این به خاطر بلایی که بر سر مایلی کهن منتقد آورده است، می باشد یا ژست لازم برای مجری گری است!

مهمان بعدی، حاج رضایی است. او حداقل از جاده انصاف خارج نمی شود و به حاجی تهمت های دروغین نمی زند. همان تهمت هایی که مدیرعامل باشگاه استقلال، چند لحظه پیش می زد و بعدش هم روایت و حدیث، چاشنی توصیه های اخلاقی اش می کرد. البته حاج رضایی، به جاده انصاف هم آنچنان وارد نمی شود و سعی می کند روی مرز حرکت کند. مرزی که اگر پایت را به سمت انصافش بگذاری، دیگر روشنفکر محسوب نمی شوی.

باید سخنان حاج مایلی را محکوم کرد، بدون اینکه خودت را جای او بگذاری. اگر کمتر از این عمل کنی؛ روشنفکر نیستی و در بهترین حالت بلایی را که بر سر مایلی کهن آوردند، نثارت می کنند. حاج رضایی محکوم می کند، اما نمی گوید که اگر جای مایلی کهن بود چه می کرد.

نمی گوید که اگر با فرزندش به ورزشگاه می رفت و جلوی او می گفتند توپ، تانک، فشفشفه، حاج رضایی . . .  چه می کرد، نمی گوید که در آن حالت جلوی پسری که در تمام عمر با مذهب ادب پرورش داده بود، چه توضیحی داشت که بدهد، آخر بگوید که این ها چه می گویند؟!

می دانید مجتبی محرمی با آن سابقه مشخص، چه می گفت؟ می گفت من وقتی این فحاشی ها را از تلویزیون شنیدم و دیدم که پسر مایلی کنار او است، نتوانستم تحمل کنم و صدای تلویزیون را هم قطع کردم. بقیه کسانی هم که این روزها معلم اخلاق شده اند، می توانند خود را لحظه ای جای مایلی کهن بگذارند و با خانواده شان به آن فضای رکیک، تشریف فرما شوند؟ چه احساسی دارند، رفتار آن موقع آن ها، شدیدتر خواهد بود یا رفتار مایلی کهن؟!!!

حاج رضایی منصف، می گوید که نمی داند به نسل جدید در مورد واژه شعبان بی مخ و گنده باقالی چه توضیحی می تواند بدهد؟ اما نمی گوید که برای واژه هایی که پیش از آن در ورزشگاه به کار رفت، چه توضیحی می تواند به آن ها بدهد؟!

آقای حاج رضایی شما که نگران توضح واژه ها هستید؛ می توانید معنی توپ، تانک، فشفشفه، حاج رضایی . . .  را برای فرزندتان توضیح بدهید؟ خدا نکند که روزی چنین اتفاقی برای شما بیفتد.

خدا نکند که برنامه فلان و روزنامه بهمان و باشگاه همان و مربی دمان و تماشاگر فلان و روزنامه های شرکت زنجیری علیه شما بیانیه بدهند و شما مربی ملی کشور باشی و همه پشت سرت را خالی کنند!
خدا نکند که فدراسیون فوتبال آنقدر نادان باشد که نه تنها ازت حمایت نکن، بلکه محکومت هم کنند و بعد هم در یک بلاهت تاریخی بگویند که این مسئله باشگاهی بوده و به تیم ملی ارتباطی ندارد!!

داستان حاج محمد بزرگ ما، تمام نشده است. او که به راستی احساس می کند از همه جا رانده و از همه جا مانده شده است، بیانیه می دهد و تنها از خدا می خواهد که نظر او برنگردد.

اما فدراسیون که تمام مدت در مقابل بیانیه های مختلف، ساکت بوده و دم برنمی آورد؛ سریع دست به کار می شود و در حالی که صحبتی از استعفا نیست، استعفای مایلی کهن را بدون تشکیل جلسه می پذیرد و با آنکه پیشکسوت فوتبال ایران هم تذکر می دهد که استعفایی در کار نبوده است و پرده از نقشه سودجویان برای نابودی مایلی کهن و حضور سرمربی مورد نظر! سودجویان بر می دارد ( + و + ) در یک اقدام تاریخی و در کمتر از یک روز، سرمربی تیم ملی را تعیین می کند. آن هم در حالی که این فدراسیون برای انتخاب هر سرمربی، مدت های مدیدی وقت تلف می کرد.

از آن جالب تر اینکه، این سرمربی جدید؛ رابطه کاملی با دلال ها داشته و آخرین بار هم با برچسب دلالی در فوتبال ایران، متواری شد.

مبارک و میون باد انتخاب این سرمربی باند سیاسیون!

مبارک باد انتخاب این سرمری روزنامه های زنجیری!

مبارک باد نابودی سرمربی پرافتخار ایران!

مبارک باد هتک حرمت خانواده یک انسان پرافتخار!

آقایان، خانم ها بازی تمام شد؛ باندی که هربار شایعه می کرد که قطبی رفت استرالیا، رفت امارات، رفت چلسی تا قیمت او را بالا ببرد؛ این بار قطبی را برد تیم ملی!

بازی تمام شد، باند سیاسی . . . که هر بار شایعه می کرد که قطبی سرمربی تیم ملی شده، اما با دستور مستقیم احمدی نژاد، دایی سرمربی شده، مایلی کهن سرمربی شده! این بار قطبی را سرمربی تیم ملی کرد!

آخر اگر مثلا مایلی کهن، به دستور احمدی نژاد، سرمربی تیم ملی شده بود؛ می توانستند او را این چنین، بدون استعفا، استعفایش بدهند؟!!

چه جوابی برای دروغ هایشان دارند؟

چه جوری می خواهند جواب تهمت های ناروایی را که هر بار به احمدی نژاد و بذرپایش و بقیه حامیان او زده اند، بدهند؟!

بازی تمام شد، باور کنید تمام بچه مذهبی هایی که ناخواسته گرفتار این بازی کثیف سرخوردگی مایلی کهن و نمایش استعفای او شدند هم فریب خوردند!

درست است که روحیه حق طلب آن ها، باعث شد تا حق را ملاک بگیرند و نه اشخاص را؛ اما باید بدانند که نقد علنی مهره ای که تحت هجمه دشمنان است، خدمت به آنان است.

بازی تمام شد و قطبی که تا دیروز، سرباز رسمی غرب، برای تخریب وجه ایرانیان بود، امروز خود را “سرباز جمهوری اسلامی ایران” می نامد.

حاشا و کذا که باور کنیم.

حاشا و کذا که از تهمت ها به دولت و مایلی کهن بگذریم.

جامعه ایران بیدارتر از آن است که تعلل فدراسیون در حمایت از مایلی کهن و تعجیل در پذیرش استعفایی که او نداده را باور کند، جامعه ایران باهوش تر از آن است که بازی دلال ورزشی و روی کار آمدن سرمربی دلالان را نبیند.

ایرانیان با احترام تر از آن هستند که توهین ها و جسارت ها به یک خانواده را نادیده بگیرند.

از همین جا به همه مسئولین کشور، تذکر می دهیم که این ماجرای توهین ها را دادگاهی کند و از کسانی که با برنامه از پیش تعیین شده، یه این فحاشی های سازماندهی شده، کمک کرده اند، نگذرد.

باید ماجرای این انتصاب غیرطبیعی را تا آخرین حد ممکن، پیگیری کنند و اجازه ندهند که دلال بازی ریشه فوتبال این مملکت را بیش از پیش بخشکاند.

آقای مایلی کهن، شما ناراحت نباش؛ همان طور که فکر نمی کنم ناراحت باشی؛ شان تو بالاتر از این فوتبال امروز ما است.

تو نقاب نداری و با صدرنگان این روزگار نمی سازی.

تو ناعادل نیستی و به حکمت رب هم یقن داری؛ پس امیدت به رحمت او باشد.

پ.ن 1 : این نوشته هم که مربوط به قبل از انتخاب قطبی است؛ جالب توجه می باشد که اوج همبستگی در نقشه تخریب مایلی کهن با فدراسیون فوتبال را نشان می دهد.

پ.ن 2 : در حالی که هنوز دقائقی از انتخاب مشکوک سرمربی تیم ملی، نمی گذرد؛ او قرار است فردا به تهران بیاید و حتی با فدراسیون سخت گیر ایران، بر سر دستیارانش به توافق رسیده است (چگونه در عرض این چند ساعتی که از انتشار استعفانامه ساختگی مایلی کهن می گذرد، این همه توافقات صورت گرفته است، بر همه پوشیده است؛ به ویژه آنکه کفاشیان مدعی بود که در مرحله قبل که به انتخاب مایلی کهن انجامید، تنها تاج، یکبار تلفنی با قطبی حرف زده است و نتیجتا این توافقات پرحجم صورت گرفته، مربوط به همین چند ساعت اخیر است!!) و برنامه جمعه صبح شیکه یک نیز میزبان قطبی و تاج خواهد بود، یعنی فرصتی که به مایلی کهن در این دو هفته داده نشد، در عرض چند ساعت برای قطبی فراهم شد!!

بسیار بعید است که این همه توافق در عرض همین چند ساعت، حاصل شده باشد؛ گویا مسئولین فدراسیون خیلی پیش از این ها، تدارکات این نقشه را دیده بودند! و رئیس فدراسیون درحال حاضر، شخصا و (طبق گفته خودش) بدون مشورت با دیگران تصمیمات را اجرا می کند.

پ.ن 3 : هر چه زمان می گذرد، ابعاد جدیدی از توطئه صورت گرفته علیه مایلی کهن، مشخص می شود. مایلی کهن تنها ساعتی بعد از بیانیه ای که با نام جعلی استعفا منتشر شد، با ایرنا صحبت می کند و به صراحت اعلام می کند که استعفایی در کار نبوده است، جالب آنکه این تذکر حتی قبل از واکنش فدراسیون فوتبال به پذیرش استعفای (؟) او بوده است!! اما در کمال ناباوری خبر فوق العاده مهم خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران در این باره (حتی تا این لحظه) بایکوت شده است و مشخص نیست، چه کسانی اجازه نشر آن را ندادند تا مسئولین فدراسیون با توجه به جو جعلی موجود، نقشه حذف مایلی کهن را پیش ببرند؟!

کفاشیان، لحظاتی پیش اعلام کرد که علاوه بر اینکه در  عرض همان چند ساعت با شرایط قطبی به توافق رسیده است؛ بر سر قرارداد او نیز موافقت شده است!!

و نکته جالب تر اینکه پول بقیه سرمربیان نیز از پول قطبی پرداخت می شود، آخر کجای دنیا چنین توافقی صورت می گیرد؟!

یعنی باز هم قطبی به نقش واسطه و دلال، ظاهر شده است؟

کسی می تواند این همه ماجرای مشکوک و تخلف آمیز (نظیر استعفای جعلی مایلی کهن) را برای مردم ایران توضیح دهد؟

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

7 comments آوریل 22, 2009

Previous Posts


دیکتاتورها نابود شدنی اند

تلاش برای پایمال کردن رای 25 میلیون ایرانی، عین دیکتاتوری است.

هميشه با داداشي تان باشيد!

Powered by  MyPagerank.Net

Subscribe to me on FriendFeed

مشتری ایمیلی داداشی شوید!

وبلاگ داداشی

تازه ترین رویدادها

 فرزند ملت

حامی شان هستیم

دسته‌ها

نوشته های تازه

بایگانی

برترین مطالب

Blogroll

RSS نوشته های یک پابرهنه

RSS رویدادها