Posts filed under 'مذهبی'
حسین بن علی (ع) حق بود یا شمر؟!
شاید در ابتدا ظاهر سؤال خنده دار به نظر برسد؛ اما واقعیت آن است که نگاهی عمیق تر به مسئله نشان می دهد که همین سؤال مضحک، مشکل امروز بعضی ها است!
شاید بسیاری از کسانی که امروز و در طوفان حوادث سردرگم شده اند، خودشان سال ها دشمنان علی(ع) و حسین (ع) را به خاطر رویارویی با آنان لعن کرده اند. مگر مشکل آن مردم چه بود؟
آیا جز این بود که از درک صحیح و تجزیه و تحلیل آگاهانه حوادث، کوتاهی می کردند؟
آیا جز این بود که آن ها بر روی ولی خدا در زمین، شمشیر می کشیدند و آن را عین مسلمانی می دانستند و خود را شهید سبز این راه می دانستند؟
طرف مقابل هم اینگونه بود و خود را مسلمان واقعی می دانست، پس مشکل چه بود؟
بی شک غیر از کسانی که حب دنیا، اجازه نمی داد تا واقعیتی را که خود به آن یقین دارند، بپذیرند؛ دیگران دچار مشکل سطحی بینی بودند.
آن ها فریفته ظاهر شده بودند، در یک سو خاندان پیامبر و همسر او را در جنگ جمل می دیدند و اصحاب پیامبر بزرگوار اسلام را در کنارش می دیدند که در مقابل علی صف کشیده اند.
چه باید می کردند؟
در ماجرای قتل عثمان، ظاهر ماجرا این بود که عده ای عثمان را کشتند و بعد هم علی از تحویل آن ها، خودداری کرد.
چه بسیار افرادی که فریب پیراهن خونی عثمان را خوردند و دست تا مفرق در خون معاویه را ندیدند. آن ها هم حس انسان دوستی شان گل کرده بود و علی را شریک این جنایت می دانستند.
چه بسیار افرادی که آن روزها، خود را فریفتند و پذیرای حدیث مسلمان نماهای یهودی شدند و دشمنی آنان را با آل الله به سادگی فراموش کردند و با حدیث های افراد بدخواه (اما در ظاهر خیرخواه) به جنگ حسین رفتند و کشتن او را عین عمل به اسلام می دانستند.
ای مردم! آیا فکر کردید که چون بگویید ایمان آوردیم رها می شوید؟ بی شک همه شما را آزمایش می کنیم و بعد به سوی خود باز می گردانیم.
این سخن قرآن کریمی است که در مورد نسل ما و مردم زمان علی و حسین و تمام زمان ها صادق است.
آیا واقعا فکر کردید که آن مردمی که به جنگ علی و حسن و حسین رفتند، شاخ داشتند یا از همان ابتدا با شیطان بزرگ شده بودند؟!
آن ها هم مانند ما و شما و بقیه مردم، ظاهری عادی داشتند و تنها در امتحانات سخت مخصوص به خود، مغلوب شدند.
آیا فکر کردید ما و شمایی که زیارت نامه می خوانیم و آن ها را لعن می کنیم، خیلی آدم های خوبی هستیم یا نسبت به آن ها برتری داریم؟!
نه! ما هم امتحان می شویم و چه بسا سیاه روزتر از آن ها گردیم و مورد لعن ابدی قرار گیریم.
پس چاره کار چیست؟ چه کنیم تا ما هم در زمره کسانی که امروز لعنشان می کنیم، قرار نگیریم؟
راه حل همان است که حق را بشناسیم و از روی آن، مسیر را تشخیص دهیم.
امروز، جنگ و نبرد بین اسلام مطلق و اسلام اموی نیست. امروز نبرد بین اسلام علوی و اسلام آمریکایی است.
همان طور که در آن روزگار، پیامبر نماد اسلام بود و ابوسفیان ها و معاویه نماد اسلام اموی بودند و راه شناسایی حق، توجه به سخنان و سیره نماد اسلام واقعی بود تا مردم از روی آن، حق بودن علی و حسین را تشخیص دهند؛ امروز هم در مقابل جبهه لیبرالیسم و کمونیسم، خمینی پرچمدار اسلام علوی شده است و با به روز کردن معیارهای اسلام (وگرنه قوانین ثابت اسلام که تغییر ناپذیرند) راه را به ما نشان می دهد.
پس به جای اینکه ببینیم چه کسی نسبت خونی نزدیک به او دارد یا چه کسانی اصحاب او بوده اند، باید به معیارهای به روز شده اسلام در کلام خمینی توجه کنیم.
آی مردم، بودن نوه و داماد خمینی و برخی اصحاب او در یک جبهه شما را نفریبد. آن ها که دیگر از همسر پیامبر و اصحاب او بزرگتر نیستند.
شاید حق باشند، شاید هم نباشند. راه حل همانی است که گفتم. باید دید معیار سخن و رفتار کدام یک به روح خدا نزدیک تر است.
آیا سخن و عمل آنان است که دشمنان اسلام را خوشحال می کند و برایشان کف می زنند یا گروه مقابلشان؟
آیا سخن و عمل گروه مقابل است که بر گفتار و عمل خمینی تطبیق دارد یا سخن و رفتار اینان؟
لطفا حس انسان دوستی تان هم به موقع گل کند؛ وگرنه همچون همان مردم کوفه زمان امام علی(ع)، علی را جنایتکار می دانید. آن هایی که فرق بین اداره یک روستای 30 نفره با یک کشور را نمی دانند و فکر می کنند که تمام نقاط یک کشور را هم می توان به طور کامل کنترل کرد و هر اتفاقی که افتاد مسئولیتش بر عهده ولی فقیه است، بهتر است در بینش خود تجدید نظر کنند و آنگاه حس نوع دوستی شان گل کند.
مگر پیامبر بزرگ اسلام که کامل ترین نوع انسان ها است بر تمام رفتار یارانش کنترل داشته است که ما از ولی فقیه غیرمعصوم چنین انتظاری داریم؟
مگر نبوده تخلفاتی که یارانش در همان زمان انجام داده اند؟
اصلا بزرگتر از آن، مگر تخلف همین افراد نبود که در جنگ احد به کشته شدن بسیاری از نیروهای اسلام انجامید و بزرگانی چون حمزه سیدالشهدا شهید شدند؟
آیا مسئول این رفتارها پیامبر بوده است؟ آیا هر عقل آزاده ای درک نمی کند که هر انسانی اختیار دارد و خداوندی که به انسان اختیار و اراده داده است؛ مسئولیت رفتارش را از خود او خواهد گرفت و “هیچ کس گناه دیگری را به دوش نخواهد کشید”؟
آیا پیامبر جز هدایت و سازماندهی آنان، وظیفه دیگری داشته است و اگر خلافی از آن ها سر زده است؛ باید عدالت را در مورد آنان اجرا می کرده است؟
کلا کنترل کامل یک سیستم دارای اختیار غیر ممکن است و کاری که باید صورت بگیرد آن است که باید عدالت در مورد متخلفان احتمالی اجرا گردد.
آیا از ولی فقیه که غیرمعصوم است و بسیاری از توانایی های پیامبر اعظم را ندارد، انتظاری جز همین سازماندهی و هدایت افراد می رود و در صورت تخلف آن افراد، انتظاری جز اجرای عدالت از آنان می رود؟
آیا پیگیری جدی در مورد برخی خود سری ها (که در مقایسه با اصل اغتشاشات و ضربه ای هم که به نظام وارد شد، تاچیزند) جز اجرای همان روش پیامبر است؟
به گواه شواهد مختلف و در مقایسه با بقیه حکومت های جهان که برخورد با نیروهای نظامی خود را جایز نمی دانند، سیره رهبر فرزانه انقلاب، در برخورد با متخلفان، همان عمل به سیره برتر اسلام و پیامبر است و جایگاه رفیع ایشان و نظام اسلامی را در مقابل بقیه ایدئولوژی های جهان، بار دیگر به رخ می کشد.
پس لطفا حس انسان دوستی کاذب در برخی ها به وجود نیاید و کسانی که تا دیروز خود را معتقد به ولایت فقیه می دانستند، یک دفعه حس روشنفکریشان گل نکند و با احساسات کاذب به اعتقادات خود پشت پا بزنند که چه بسا در کنار خسران کاران زمان امیرالمومنین علی (ع) قرار بگیرند.
برخی هم اینقدر راحت عقاید خود را از دست ندهند و به خاطر دیدن خانواده امام خمینی و برخی یاران او در یک طرف، دچار سردرگمی نشوند. تاریخ دارد تکرار می شود و فتنه الآن بزرگتر از فتنه صدر اسلام نیست که همسر و برخی از خاندان پیامبر به همراه برخی اصحاب سرشناس او در مقابل علی قرار گرفتند.
ملاک تشخیص حق، شناخت آن است:
سخنان و رفتار چه کسانی با دشمنان خمینی (نماد به روز شده اسلام علوی) هم خوانی دارد؟
و برعکس چه کسانی به شیوه او عمل می کنند و سیاست انقلابی را در برابر دنیا در پیش گرفته اند و سخن او را مبنی بر صدور انقلاب جدی گرفته اند؟
آن هایی که امروز فریب دشمنان آشکار اسلام در بی بی سی و صدای آمریکا و سایت های ضد دینی را می خورند، چه فرقی با کسانی دارند که گوش به سخن کسانی می دادند که علی رغم سابقه دشمنی آشکار با اسلام، در لباس دین در آمده بودند و ظاهرا دلسوز مسلمانان شده بودند؟
مگر همین ها نبودند که کشتن حسین (ع) و دیگر ائمه را برای آنان، عین عمل به اسلام جلوه داده بودند؟
مگر جز این بود که مردم آن زمان، به خاطر همین سهل انگاری در تشخیص منابع صحیح حقیقت، دچار لعن ابدی شدند؟
هیچ وقت هم ظاهر، فریتان ندهد، بسیار بوده اند که در کنار پیامبر جنگیده اند و بر علی (ع) شمشیر کشیدند.
باز هم بوده اند کسانی که در کنار علی در برابر معاویه جنگیده اند و بعدها برای یزید بر حسین (ع) شمشیر کشیده اند. و مگر شمر قاتل نمونه ای از این گروه نیست؟
آیا ابن ملجم به خاطر در کنار علی بودن حق است و امام حسین (ع) ناحق است؟!
باید ملاک حق را شناخت و از سطحی نگری و فریفته شدن در احساسات دوری کرد. معیار امروزی و روزآمد اسلام علوی، خمینی کبیر است و تطبیق رفتار و عملکرد مدعیان به رفتار و عملکرد او به خوبی، ماهیت جریان ها را نشان می دهد.
جریانی که در همه این سال ها، به خاطر عمل به رفتار و سیاست او، مورد تهاجم غربگرایان قرار می گرفت را امروز نمی توان با الفاظ فریب دهنده، وارونه جلوه داد و برعکس، همراهان دشمنان خمینی را به عنوان پیروان راه او مطرح کرد.
پس به هوش باشید که در این امتحان عظیم، مردود نشوید که په بسا لعن نامه مردودین این امتحان را ملائک آسمان ها و زمین بخوانند.
در همین رابطه:
استاد محمدرضا سرشار (نویسنده سرشناس و مجری برنامه ماندگار قصه های ظهر جمعه رادیو) : زیر و رو شدن های یک شبه
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
2 comments اکتبر 16, 2009
نگاهی به توضیحات دفتر صانعی درباره توهین به احمدی نژاد
در روزهای اخیر سخنانی از شیخ صانعی در اینترنت منتشر شده بود که مملو از کلمات توهین آمیز و ناشایست ایشان به منتقدین خود بود. بعد از چند روز و به دنبال انتشار این اخبار از سایت رجانیوز و روزنامه وزین جوان، سایت صانعی به پاسخگویی پرداخت و از بین تمام توهین های بیان شده از سوی صانعی، تنها یکی را پاسخ گفت و باقی را بی جواب گذاشت.
با اینکه اظهارات صانعی به شدت افکار عمومی را جریحه دار کرده است و موجب تنفر عمومی از این سخنان شده است؛ اما انصاف و عدل اسلامی حکم می کند تا سخن طرف دیگر را نیز بشنویم و با عدالت و به دور از هرگونه تعصبی قضاوت کنیم.
متن منتشر شده در سایت شیخ صانعی به شرح زیر است:(+)
مديريت محترم سايت رجا نيوز و روزنامه جوان
با سلام؛
با توجه به خبرهاي منتشر شده در آن رسانه ها لازم به ذکر است آنچه در انتهاي سخنراني حضرت آيت الله العظمي صانعي آمده است ناظر به حکايتي است که معظم له در اواسط سخنراني آن را نقل نموده و هيچ ارتباطي به اشخاص و آنچه شما بيان نموده ايد نداشته و ندارد و در کل درتضاد با آن مي باشد که با مراجعه به متن کامل سخنراني معظم له ازقضاوت عجولانه و دروغ سازي جلوگيري مي شد، البته جامعه بزرگ ايران و جهان بيدار شده و مسائل را ريشه يابي مي نمايند، تا سيه روي شود هر که در او غش باشد .
متاسفانه متن منتشر شده رعایت ادب اسلامی را نکرده است و با نوشتاری که یادآور ادبیات سخیف “برخی” مخالفین دولت است، سریعا دیگران را به “دروغ سازی” متهم کرده است. در این بیانیه کوتاه به شدت بر علیه رجانیوز و روزنامه جوان به اتهام پراکنی پرداخته شده است در و در همین چند خط کوتاه، به اتهامات متعدد خبرسازی و دروغگویی و قضاوت عجولانه و غش داشتن متهم کرده است. این در حالی است که جدای از این رسانه ها، دیگر افرادی هم که فیلم مذکور را دیده اند؛ چنین برداشتی از آن کرده بودند و ایراد اتهاماتی نظیر دروغ سازی به این رسانه ها، اتهامی واهی است و تنها، بوی کینه جویی به دولت و نظام را می دهد.
با همه این احوال، انصاف اسلامی حکم می کند که حرف هر دو سو شنیده شود و بهترین را انتخاب کنیم. به همین دلیل با دیده اغماض می نگریم و به دلائل ارائه شده از سوی دفتر شیخ صانعی توجه می کنیم.
دفتر ایشان، گفته است که “آنچه در انتهاي سخنراني حضرت آيت الله العظمي صانعي آمده است ناظر به حکايتي است که معظم له در اواسط سخنراني آن را نقل نموده”
حکایتی که دفتر مذکور به آن اشاره دارد، به شرح زیر است:
شیادی به شخصی میگوید که از فلان روحانی شنیده که امام زمان فلان شخص است ، بیا تا تو را پیش او ببرم ، آن شخص به پیش روحانی میرود و از او در مورد موضوع مطرح شده سوال میپرسد و آن روحانی قضیه را کامل تکذیب میکند ، این تکذیب را به شیاد می گوید ولی آن شیاد جواب میدهد که از حرامزادگیش است دروغ میگه وگرنه امام زمان را میبیند.
دفتر آقای صانعی درست می گوید و واقعا مشابه جمله ای را که صانعی در پایان صحبت هایش گفته است، قبلا هم تکرار شده است. اصلا مگر کسی ادعای دیگری کرده است؟!!
قبل از ادامه مطلب توصیه می کنم که حتما فیلم را ببینید.(لینک دانلود دو مگابایت است) تا بدانید از چه چیزی سخن می گوییم.
در توضیح دفتر آقای صانعی، آمده است که تهمت فحشای ذکر شده در آخر سخنرانی، اشاره به داستانی بوده است که ایشان در میانه صحبت هایشان بیان کرده اند. اتفاقا سؤال اساسی اینجا است که از کجای صحبت های ایشان مشخص می شود که به داستان مذکور اشاره داشته اند و نه احمدی نژاد؟! اتفاقا قرائن و شواهد برعکس حکایت می کند.
هیچ عقل و اندیشه بیداری قبول نمی کند که سخنران مذکور، در حالی که به طور دائم و پیوسته در حال صحبت کردن در مورد احمدی نژاد است؛ ناگهان جمله بی ربطی را گفته باشد که به حرف های او ربطی ندارد و به داستان اواسط جلسه اشاره کند!!
یعنی آیا منطقی است که آقای صانعی بعد از مدت ها که از داستان کذایی شان می گذرد و در حالی که گرم شده و با تندی در مورد احمدی نژاد حرف می زند، ناگهان و بدون هیچ توضیح یا اشاره ای، جمله ای در مورد داستانشان و بی ارتباط با شخص مورد بحثش، یعنی احمدی نژاد بگوید؟!
آیا دفتر ایشان ادعا می کنند که خدای ناکرده آقای صانعی دچار فراموشی یا جنون شده اند که در وسط حرف هایشان و به طور ناگهانی یک جمله پرت و پلا بگویند؟!
هر منطق آگاهی می داند که در سخرانی، افراد مورد اشاره سخنران و موضوع بحث او، قرینه هایی دارند که شنوده از روی آن ها، متوجه منظور سخنران می شود. در این سخنرانی هم، فرد مورد اشاره صانعی احمدی نژاد است که در چند دقیقه آخر سخنرانی اش مدام، به او اشاره می کند. هیچ نشانه ای هم از تغییر منظور گوینده از فرد مورد اشاره اش وجود ندارد. و همچنان و به طور پیوسته در مورد احمدی نژاد صحبت می کند، پس متاسفانه باید پذیرفت که شخص گوینده، همچنان این تهمت ها را در ادامه حرف های قبلی اش به احمدی نژاد نسبت داده است.
نکته دیگر اینکه جمله پایانی صانعی نیز با توجه به دهنیت خود ساخته اطرافیان او، کاملا معنی دار است. اشاره صانعی به “دروغگو بودن” و “ادعای دیدن امام زمان”؛ دقیقا همان اتهاماتی است که بارها یاران او به احمدی نژاد وارد کرده اند و احمدی نژاد را با این صفات کذب، به صانعی شناخته اند و اصلا دور از ذهن نیست که صانعی با لفظ “حرامزاده” نفرت خود را از چنین شخصی ابراز کرده باشد.
پ.ن 1 : در دادگاه های این جهان، بر اساس شواهد و مستندات عمل می شود و دادگاه جهان دیگر نیز، به طور جدی نیت را در نظر می گیرد. در مورد اول، شواهد و فیلم منتشره نشان می دهند که صانعی در ادامه صحبت هایش بر علیه احمدی نژاد، تهمت “حرامزادگی” به او زده است که برای هر دادگاهی، دلیل کافی شمرده می شود.
در مورد دوم و دادگاه های جهان دیگر نیز باید گفت که ما نمی توانیم در مورد نیت افراد، قضاوت یقینی داشته باشیم، اما نفرتی که صانعی نسبت به احمدی نژاد بروز می دهد و توضیحات پارگراف قبلی، نشان می دهد که احتمالا نیت او نیز در همین راستا بوده است.
پ.ن 2: اتهامات زننده ای که صانعی در این جریان بیان کرده است، تنها دلیل سقوط عدالت از صانعی نبوده است. چنانچه تهمت های پیشین او به افراد مختلف و فتاوایش برای ادامه آشوب ها و خشونت ها، خود دلیل محکمی برای بی عدالتی او است.(+)
پ.ن 3 : یکی از اولین سایت هایی که این سخنان را منتشر کرد، سایت ایران پرود بود که از جمله سایت های افراطیون سبز محسوب می شود. در این سایت فردی این سخنان را با عنوان “آیت الله صانعی احمدی نژاد را رسما حرامزاده خواند” منتشر کرده است و اعلام نموده که به خاطر این صحبت های صانعی به تقلید خودش از صانعی افتخار می کند!
او در توضیح حرام زاده خواندن احمدی نژاد از سوی صانعی، این توضیحات را آورده است که بخش دوم آن در فیلم های منتشر شده وجود نداشت و باید تحقیق کرد که آیا این قسمت از حرف ها دروغ بوده یا واقعا زده شده است (و ابته تا موضعی که ثابت نشده است از انتساب آن به صانعی اجتناب کرد تا خدای ناکرده دچار معصیت نشده باشیم)
” در مجلس در مقابل قران به خدا سوگند میخورند این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیرس. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو میبینه -” .. البته شاهد دیگری بر این امر اینکه: روزی که مثلا برای خودش جشن پیروزی گرفته بود هم در ملا عام به حرامزادگیش اعتراف کرد! مگر انجا نگفت من سیدم و شال سبز بر گردن انداخت! پدر شناسنامه ایش سید بود مگر؟
واقعا اینکه اکثر افراد این سایت که حامیان یک جریان خاص سیاسی هستند، به این فحاشی و تهمت های زننده و دروغ از سوی صانعی افتخار می کنند، نشان از شخصیت خشونت طلب و بی ادب آن ها و جریانشان دارد.
پ.ن 4 : همان طور که گفته شد، تهمت فحشایی که از سوی صانعی بیان شد، تنها یکی از موارد توهینی و اتهامی او بود و موارد متعدد دیگر همچنان باقی است که حتی سایت ایشان هم جرات اشاره به آن ها را ندارد؛ اما باید در محاکم قضایی پیگیری شوند.
لینک دانلود فیلم به حجم دو مگابایت
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
19 comments آگوست 18, 2009
احمدی نژاد جایگاه زن در اسلام را نشان داد: زن یک کالا نیست
در گفتگوی امروز دکتر احمدی نژاد با رسانه ملی، مشخص شد که حداقل سه وزیری که او به مجلس معرفی خواهد کرد، زن خواهند بود.(+)
در حالی که برخی از نامزدهای انتخاباتی با شعار انتخاب یک وزیر زن، قصد جمع آوری آرای مردم را داشتند، انتخاب سه وزیر زن، یک گام بلند از سوی احمدی نژاد است.
به نظر شما اگر دکتر وعده وزیر زن در انتخابات می داد؛ نمی توانست رای بیشتری کسب کند؟
چرا احمدی نژاد از چنین وعده و شعاری استفاده نکرد؟
برای جواب این سؤال باید به دیدگاه و اندیشه احمدی نژاد توجه کرد.
در مکتب اسلامی زن یک کالا و ابزار تبلیغاتی نیست. در حقیقت اسلام هرگز اجازه نمی دهد تا شحصیت زن را تا حد یک کالا یا وسیله کسب رای، تنزل داد.
به همین دلیل است که احمدی نژاد هرگز از زن خودش یا دیگران به عنوان حربه ای برای کسب رای استفاده نکرد و یا لشکر دخترکان بزک کرده را به بازار مکاره جمع آوری رای نفرستاد.
احمدی نژاد همان گونه که از مکتب اسلامی آموخته است، بدون اینکه زن را وسیله جلب توجه قرار دهد؛ زنان را به سطح وزارت رساند و بی هیچ ادعایی، گام بزرگی در جهت هدف اسلام در شخصیت دادن به زنان برداشته است.
در حقیقت این روش اسلام است که زنان را بدون خودنمایی در جامعه به کار می گیرد و هرگز شخصیت آنان را در حد یک کالا پایین نمی آورد؛ بلکه شرایطی را فراهم می کند تا زن، به واسطه انسان بودنش (و نه زن بودنش) در جامعه احترام یابد و به فعالیت برخیزد.
پ.ن : خوشحالم که دکتر احمدی نژاد؛ بار دیگر و بی هیچ ادعایی این دستور اسلام را عملی کرد.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
6 comments آگوست 17, 2009
کاریکاتور و دروغ آزادی بیان در غرب
چند سال پیش نشریات غربی، کاریکاتورها اهانت آمیزی را نسبت به پیامبر گرامی اسلام منتشر کردند و ناراحتی بیش از یک میلیارد مسلمان را موجب شدند. غربیان در اعتراض به ناراحتی بیش از یک میلیارد مسلمان اعلام کردند که این کار آزادی بیان است و حاضر نشدند تا به خاطر اقدام شرم آور خود از مسلمانان عذرخواهی کنند و اعلام کردند که هیچ توهینی صورت نگرفته است.
چند روز پیش، یکی از نشریات آمریکا که تابلوی ایدئولوژی غرب محسوب می شود؛ کاریکاتوری از اوباما کشید و احتمالا برخی از آمریکاییان را ناراحت کرد. اما مجبور شد با خاطر توهین صورت گرفته عذرخواهی کند!(+)
فکر نمی کنم بیش از این توضیحی در مورد آزادی بیان در غرب و اندیشه غربی لازم باشد.
پ.ن: قابل توجه برخی تظاهرکنندگان آرام (!) شعار مرگ بر اوباما در آمریکا پیگرد قانونی دارد.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Add comment آگوست 16, 2009
از عکس امام تا عکس مطهری
علی مطهری، این روزها مهمان دائمی رسانه ای اصلاح طلب است و اعتماد ملی در هفته پیش، مطالب متعددی از او را در صفحه اولش منتشر می کند و دائما هم تاکید می کند که او فرزند استاد شهید مرتضی مطهری است.
از بازی های تلخ روزگار است این است که کسانی که در طی این سال ها، به شدت با افکار شهید مطهری در تضاد بوده اند؛ امروز دائما از نام این بزرگوار سواستفاده می کنند.
نشریاتی که کمترین مطلب ممکنه را از شهید مطهری نوشته اند و از کاربرد واژه “شهید” هم برای استاد مطهری اکراه داشتند و او را “مرحوم” مطهری می نامیدند، این روزها از فرزند ساده اندیش او می خواهند که عکس پدر را در دست بگیرد تا آن ها از نام “استاد بزرگوار شهید مطهری” استفاده کنند.
آقای علی مطهری، مگر این همان روزنامه ای نیست که عبدالکریم سروش، قبله آمالش است و کسی که پیامبر را کذاب خوانده است در صفحه اول خودش می نشاند؟
آیا شهید مطهری هم چنین توهین و دروغ بزرگی را به پیامبر نسبت داده است که مورد توجه این روزنامه قرار گیرد؟
آقای علی مطهری، چه شده است که آن هایی که از اندیشه شهید مطهری بیزار بوده اند؛ امروز هواخواه شما شده اند و بعد از طرد اندیشه شهید مطهری، حالا عکس او را به روزنامه خود می آویزند؟
آقای علی مطهری چه شده است که افرادی که حتی از “شهید” نامیدن مطهری اکراه داشته اند؛ امروز از “استاد بزگوار شهید مطهری” کمتر نمی گویند؟
آیا اندیشه آنان در همین چند روز تغییر کرده است؟!
چه شده است که شما در مسیر دشمنان پدرتان گام بر می دارید؟
آیا پدرتان از اینکه اندیشه هایش، مورد سواستفاده دشمنانش قرار گیرد راضی است؟
مگر این ها همان هایی نبودند که در سال های بعد از انقلاب با نام شریعتی به مطهری تاخته اند؛ چه شده که امروز شهید بزرگوار را اینقدر ارزان به آنان فروخته اید؟
فکر می کنید، اشکال از چیست؟
آقای علی مطهری، چه اتفاق دیگری باید بیفتد تا شما هوشیار شوید؟
آقای علی مطهری خبر دارید که هواداران همین رسانه هایی که این روزها شما را رو دست می برند، علاوه بر کتاب های شهید مطهری چه تعداد قرآن و نهج البلاغه را به آتش کشیدند؟
(اگر آنقدر حریت دارید که تجدید نظر بفرمایید، بگویید تا آدرس دقیق این اتفاق را خدمتان بدهم)
پ.ن : و من در تعجبم که تاریخ این روزها، با چه دور تندی تکرار می شود.
هنوز چند روزی از موسوی و هوادارانش نمی گذرد که بعد از سال ها ، یک دفعه و درآستانه انتخابات، به فکر عکس امام افتاده بودند و از آن سواستفاده می کردند؛ اما دوباره بعد ازانتخابات، به تمام اندیشه های امام از قانون گرایی و ولایت پذیری تا شورای نگهبان پشت پا زدند.
آن ها فقط عکس امام را می خواستند و قصد سواستفاده از آن را داشتند و نشان دادند که با اندیشه امام، دشمنی دارند.
امروز هم اعتماد ملی و بی بی سی و . . . فقط همان عکس شهید مطهری را می خواهند و بس.
آیا خواص، این بار از تکرار تاریخ، درس می گیرند؟
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
6 comments آگوست 15, 2009





