کاشکی سبزها اندیشه کرده بودند
کسانی که بر طبل تقلب در انتخابات کوبیدند و به بهانه آن، آسایش و امنیت را از جامعه گرفته اند و با انتشار بیانیه های کذب، نقش انکارناپذیری در خشونت ها داشته اند؛ در هنگام مواجه با حقیقت چه خواهند کرد؟
وقتی برای “تقلب گسترده” در انتخابات، حتی یک برگ سند ارائه نمی شود و عده ای به آن دامن می زنند، شما چه فکری درباره آن ها می کنید؟
حتی اگر این افراد از دوستان شما باشند، آن ها را جاهل، کم اندیشه و دروغگو نمی دانید؟
آیا دیگر به کسانی که دستشان به خون مردم آغشته شده است، اعتماد می کنید؟
امروز که به روشنی مشخص شده است که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است، چه خواهند کرد؟
جواب های دروغ های خود را می توانند بدهند؟
چگونه دست های خود را که به خون مردم، آغشته است؛ پاک خواهند کرد؟
آیا انتظار دارند تا دیگران به آن ها، حتی کوچکترین اعتمادی داشته باشند؟!
پس تا دیر نشده درنگ کنند و حقیقت را بدون تعصب بپذیرند. شاید هنوز فرصت باشد. شاید . .
این چند تا مطلب را هم ببیند خوب است. (+ و + و + و + و + و + )
9 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
مثلاً ناشناس (شتر در خواب بیند ...) | سپتامبر 21, 2009 at 10:17 ق.ظ
تا وقتی که اعتقاد داری که این حرف هایت اتمام حجت است و بعد از این اتمام حجت، حجت بر تو و دیگران تمام است که چوب بر فرقشان بکوبی، برادر، آب در هاون می کوبی
دلم می خواست که مثلاً به بهای این رایحۀ خوش خدمتی ات، یک بورس تحصیلی مثلاً در ایالات متحدۀ شیطان بزرگ یا در فرانسه می گرفتی و به آنجا می رفتی تا ببینم در آنجا که نمی توانی بعد از متقاعد نشدن طرف بر فرق سرش بکوبی یا از کوبندگان دفاع و حمایت کنی، چگونه حجیت خودت را مطرح می کنی
حالا بماند که تو می توانی اسمت را و رسمت را و عکست را فاش و آشکار مطرح کنی و مخاطبینت و کامنت گذارانت آرزو کنند که برای تو و موکلینت ناشناس بمانند (انشاءالله) و گرنه از پس از پایان صبر انقلابی تان از رافت اسلامی تان به بهره نمی مانند
اما همین که به جای چوب و چماق و خط و نشان کشیدن به استدلال و حجت رو آورده ای یعنی اینکه با اصلاح طلب شدن میلیمتری بیشتر فاصله نداری وگرنه برای اصحاب قدرت و زور و خشونت چه جای حجت و برهان آوردن و دلیل خواستن (که اساساً نیازی نیست به این قرطی بازی های اصلاح طلبانه، مضافاً بر اینکه به محض اینکه کم بیاوری برادران بیل و کلنگ ورز سرشان سلامت)
اما در اینکه امروز به آسمان و ریسمان بند شده ای که آقای صانعی را بی آبرو کنی نه در اینکه مثلاً لفظ حرام زاده در شان ایشان نیست یا …، مساله این است که دنبال دلیلی می گردی که حرمت آقای صانعی را بشکنی، اگر بشود به اتهام فحاشی به مخالف (در اینجا احمدی نژاد) و یا حداقل شبهه ایجاد کنی. دلیلش هم روشن است، مخالفین احمدی نژاد باید بی آبرو شوند تا تو و برادرانت بتوانید به مرادتان برسید
مرادتان چیست؟ واضح است، رسیدن به امتیازات و اختیارات ویژه ای که شما را از دیگر مردمان جدا سازد. کارهایی را بتوانید انجام دهید که دیگران نتوانند. به جاهایی برسید که دیگران نمی توانند.
یک افسر شهربانی برای آنکه ماشینی را متوقف کند، باید سالها درس بخواند، افسر شود، دورۀ فرماندهی ببیند، امنیت روانی و اجتماعی مطالعه کند، جرم شناسی و مجرم شناسی را دوره ببیند.
آنوقت برادران تو با هفده سال سن جلوی ماشین مرا می گیرند، مرا از ماشینم پیاده می کنند، به سر و همسرم توهین می کنند (حداقل با نگاه تحقیر آمیز و عاقل اندر سفیه)، خداییش یکی مثل من بینوا اگر با خلق الله همچین برخوردی بکنه، چکارش می کنی
من به ضرس قاطع می گویم، کمتر کسی را در این فرقه دیده ام که بخاطر اعتقاد و وطن پرستی به این درجه از اختیارات رسیده باشد و بیشتر کسانی را دیده ام که اعتقادات برایشان ابزاری بوده است که چنین امتیازات و اقتداری را بر دیگران داشته باشند. خودت به دور و برت نگاه کن بخدا می بینی باور کن سخت نیست
امیدوارم تاوان نوشتن این سطور برای حضرت عالی باندازۀ تحمل حقیر باشد نه بیشتر (ربنا و لا تحملنا ما لا طاقت لنا به و نفوض امری الی الله)
2.
داداشی | سپتامبر 23, 2009 at 9:30 ب.ظ
چه کسانی هستند که 4 سال است، انواع نوشته ها و فیلم های توهین آمیز علیه دیگران می سازند؟!
چه کسانی هستند که 4 سال پیش و قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد و بدون اینکه حتی شروع به کاری کرده باشد تا بتوان از او ایراد گرفت؛ انواع توهین و فحاشی ها را علیه او انجام دادند؟!
اگر چشم مبارک را باز می کردید به خوبی می دید که چه کسانی دنبال بی آبرو کردن دیگران هستند.
3.
مثلاً ناشناس (شتر در خواب بیند ...) | سپتامبر 21, 2009 at 10:18 ق.ظ
باورم نمی شد که کامنت هایت آنلاین باشه
دمت گرم
4.
سارا | اکتبر 3, 2009 at 9:46 ب.ظ
گور پدر احمدي نژاد و موسوي
5.
سارا | اکتبر 3, 2009 at 9:48 ب.ظ
مردم مسخره يك عده آدم بي لياقت شدند .
از اول انتخابي در كار نبود !
انتخاب بين 4 نفر بي لياقت خب باز احمدي نژاد از بينشون انتخاب ميشه ديگه !
6.
سارا | اکتبر 3, 2009 at 9:49 ب.ظ
فكر مي كنيد مردم ما نسبت به اول انقلاب هوششون كمتر نشده ؟
7.
سارا | اکتبر 3, 2009 at 9:50 ب.ظ
ما ايراني ها هيچ گذشته اي نداريم و دلمون هم برايش نمي سوزد .
يك آدم دلسوز………….
8.
سارا | اکتبر 3, 2009 at 9:52 ب.ظ
شما يك نوجوان ايراني را پيدا كنيد و در مورد تاريخ گذشته ايران ازش بپرسيد اگر تونست 2 جمله حرف بزنه اسمم رو عوض مي كنم !
9.
freedom | ژانویه 1, 2010 at 10:01 ب.ظ
دوست عزیز چرا به ما میگید اغتشاشگر آیا همین هایی که الان دم از اسلام و حسین می زنند نبودند که زمان شاه بانک آتیش میزدند نبودند که کلی از نقاط تهران را به آتش کشیدند این در حالی بود که شاه مردم را اغتشاشگر می خواند و می گفت از شوروی خط می گیرند آیا الان تکرار تاریخ نیست آیا من نمی توانم با هر عقیده و مذهبی در این کره ی خاکی زندگی کنم آیا من انسان نیستم آیا گفتن بزغاله و گوساله به ما و مردم درست است آیا گفتن خس و خاشاک درست است آیا حذب الشیطان خواندن مردم درست است؟ آیا کشتن مردم در روز عاشورا از دید دین اسلام گناه کبیره نیست آیا تکرار واقعه ی عاشورا نبود؟ خودتان قضاوت کنید اگر یک روز به شما با گاز اشک آور حمله کنند شما می ایستی و نگاه می کنی یا اینکه سعی می کنی با ایجاد آتیش از گاز فرار کنی ؟ مطمئنا گاز نخوردید که ببنید چه حسی بهتون دست میده که می گید اغتشاشگرند؟
آیا رژیم شاه مردم را در روز عاشورا هم کشت؟ واقعا خیلی بی انصافیه ولی عیب نداره خدا با حقه همیشه
فقط با منطق باشیم و با چشم باز
عین همین متن رو در بلاگم قرار میدم می تونی ببنی و جواب بدی