بایگانیِ اکتبر 31, 2010
خطر عدم تبیین درست مسئله مشایی
نوشته اخیر آقای دژاکام دوباره یک دغدغه نه چندان قدیمی را در من زنده کرد. ماجرا این است که در نمایشگاه مطبوعات از ایشان درباره مشکل مشایی و مکتب ایرانی می پرسند، آقای دژاکام می گوید : «من اشکال مهمی در نظریه مکتب ایرانی نمی بینم و اصولاً راستش را بخواهید اشکال مهمی در «اظهارات» مسئول دفتر رئیس جمهور سراغ ندارم و همیشه یک حمل به صحت ِ بزرگ و توجیه نسبتاً موجهّی در «صحبت»های او دارم ( البته بجز دوستی با مردم اسرائیل که با هیچ حمل به صحت و توجیهی ، درست بشو نیست و دیدیم که آقا هم درباره آن با چه صراحتی سخن گفتند )
به گمان من ، مکتب ایرانی اگر به این معنی باشد که الان ایران ، بزرگترین حامی و مبلغ اسلام ناب و اصیلترین نوع آن است ،حرف کاملاً درستی است . اگر به این معنی باشد که کارشناسانه ترین دیدگاههای اسلامی در ایران امروز مطرح و تبلیغ می شود باز هم حرف کاملاً درستی است و اضافه کردم بسیاری از این تعابیر در کتاب گرانسنگ « خدمات متقابل اسلام و ایران » ِ استاد شهید مرتضی مطهری مطرح و تأیید شده است و من در این باره و اصولاً در سخنان او مشکلی نمی بینم . اما … اما اشکال در این سخنان نیست و فکر می کنم علما و روحانیانی که در این باره موضع گرفتند ، دقت نکردند که مشکل از ترویج و اشاعه لیبرالیسم فرهنگی منحط و پوپولیسم شدیدی است که از سوی آقای مشّایی تبلیغ و ترویج می شود ؛ لیبرالیسمی که به هیچ وجه با آرمانگرایی دینی و تعالیم مکتبی امام خمینی و رهبر انقلاب همخوانی ندارد و حتی با آن متضاد است .»
آقای دژاکام درست می گوید. خوانش دوباره اظهارات مشایی درباره مکتب ایرانی، نمی تواند مشکلی را مستند کند؛ اما متاسفانه حجم عظیمی از تبلیغ علیه مشایی به این موضوع مربوط می شود و حتی رسانه هایی مانند … و … از دروغ در این باره ابایی نداشتند و او را تا مرز شرک و الحاد هم پیش بردند!
آیا این افراد و رسانه ها پیش خودشان فکر نمی کنند که بالاخره این جو احساساتی تمام می شود و مخاطب آن ها با عبور از این مرحله احساساتی و تعقل در سخنان مشایی درباره مکتب ایرانی، نکته منفی تعیین کننده ای در آن نمی بیند؟
آیا فکر نمی کنند که بعد از این مرحله، ماجرا برعکس می شود و اوضاع به نفع مظلومیت مشایی پیش می رود؟!
حتی خبرهای مبهم و بدون سند جهان نیوز درباره آقای «میم» هم نمی تواند دلیل عقل پسندی باشد و شبهه هتک آبروی مشایی هم به شدت در آن ها وجود دارد.
یکبار برای همیشه به این رسانه ها یادآوری می کنم که مسئله مشایی را به شکل صحیح و مستند تدوین کنند، وگرنه حاصل همه این تلاش های آن ها نتیجه وارونه می دهد.
پ.ن 1 : به شخصه اگر سخن علامه مصباح نبود، حتی ذره ای از اشکالات درباره مکتب ایرانی را قبول نمی کردم، اما مشکل اینجاست که نحوه اشکال ایشان هم از سوی خودشان و شاگردانشان تدوین نشده است و عدم اقناع فکری بنده و امثال بنده، موجب می شود تا نتوانیم با ایشان همراهی موثری داشته باشیم.
پ.ن 2 : روشن ترین مشکل مشایی را آقای دژاکام بعد از نقدشان در سطور بالا بیان کرده اند، اما باز هم نیاز به واقع گرایی دارد تا عده ای لیبرال فرهنگی، فجایع بزرگتر خودشان را پشت موضوع مشایی پنهان نکنند.
پ.ن 3 : سایت های الف و جهان نیوز در ادامه تندوری هایشان علیه مشایی، خبری را با عنوان «چه می کنه این سایت مشایی» کار کرده اند که این بار برای حمله به مشایی، سایت اصلاح طلب «عصر ایران» را هم به عنوان «سایت مشایی» معرفی کرده اند!
بار دیگر به ایشان تذکر می دهم که این دروغ ها درباره مشایی نتیجه وارونه خواهد داشت. به قول شهید بهشتی «با دروغ می خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می کند، نه با دروغ».
مطالب مرتبط :
عضو خوراک “داداشی وب” شوید تا همیشه در جریان جدیدترین به روزرسانی ها قرار گیرید؛ خبرخوان “رویداد” هم خواندنی ترین اخبار را به دست شما می رساند.
حتی به راحتی می توانید مشتری ایمیلی داداشی شوید.



