حسین بن علی (ع) حق بود یا شمر؟!
اکتبر 16, 2009
شاید در ابتدا ظاهر سؤال خنده دار به نظر برسد؛ اما واقعیت آن است که نگاهی عمیق تر به مسئله نشان می دهد که همین سؤال مضحک، مشکل امروز بعضی ها است!
شاید بسیاری از کسانی که امروز و در طوفان حوادث سردرگم شده اند، خودشان سال ها دشمنان علی(ع) و حسین (ع) را به خاطر رویارویی با آنان لعن کرده اند. مگر مشکل آن مردم چه بود؟
آیا جز این بود که از درک صحیح و تجزیه و تحلیل آگاهانه حوادث، کوتاهی می کردند؟
آیا جز این بود که آن ها بر روی ولی خدا در زمین، شمشیر می کشیدند و آن را عین مسلمانی می دانستند و خود را شهید سبز این راه می دانستند؟
طرف مقابل هم اینگونه بود و خود را مسلمان واقعی می دانست، پس مشکل چه بود؟
بی شک غیر از کسانی که حب دنیا، اجازه نمی داد تا واقعیتی را که خود به آن یقین دارند، بپذیرند؛ دیگران دچار مشکل سطحی بینی بودند.
آن ها فریفته ظاهر شده بودند، در یک سو خاندان پیامبر و همسر او را در جنگ جمل می دیدند و اصحاب پیامبر بزرگوار اسلام را در کنارش می دیدند که در مقابل علی صف کشیده اند.
چه باید می کردند؟
در ماجرای قتل عثمان، ظاهر ماجرا این بود که عده ای عثمان را کشتند و بعد هم علی از تحویل آن ها، خودداری کرد.
چه بسیار افرادی که فریب پیراهن خونی عثمان را خوردند و دست تا مفرق در خون معاویه را ندیدند. آن ها هم حس انسان دوستی شان گل کرده بود و علی را شریک این جنایت می دانستند.
چه بسیار افرادی که آن روزها، خود را فریفتند و پذیرای حدیث مسلمان نماهای یهودی شدند و دشمنی آنان را با آل الله به سادگی فراموش کردند و با حدیث های افراد بدخواه (اما در ظاهر خیرخواه) به جنگ حسین رفتند و کشتن او را عین عمل به اسلام می دانستند.
ای مردم! آیا فکر کردید که چون بگویید ایمان آوردیم رها می شوید؟ بی شک همه شما را آزمایش می کنیم و بعد به سوی خود باز می گردانیم.
این سخن قرآن کریمی است که در مورد نسل ما و مردم زمان علی و حسین و تمام زمان ها صادق است.
آیا واقعا فکر کردید که آن مردمی که به جنگ علی و حسن و حسین رفتند، شاخ داشتند یا از همان ابتدا با شیطان بزرگ شده بودند؟!
آن ها هم مانند ما و شما و بقیه مردم، ظاهری عادی داشتند و تنها در امتحانات سخت مخصوص به خود، مغلوب شدند.
آیا فکر کردید ما و شمایی که زیارت نامه می خوانیم و آن ها را لعن می کنیم، خیلی آدم های خوبی هستیم یا نسبت به آن ها برتری داریم؟!
نه! ما هم امتحان می شویم و چه بسا سیاه روزتر از آن ها گردیم و مورد لعن ابدی قرار گیریم.
پس چاره کار چیست؟ چه کنیم تا ما هم در زمره کسانی که امروز لعنشان می کنیم، قرار نگیریم؟
راه حل همان است که حق را بشناسیم و از روی آن، مسیر را تشخیص دهیم.
امروز، جنگ و نبرد بین اسلام مطلق و اسلام اموی نیست. امروز نبرد بین اسلام علوی و اسلام آمریکایی است.
همان طور که در آن روزگار، پیامبر نماد اسلام بود و ابوسفیان ها و معاویه نماد اسلام اموی بودند و راه شناسایی حق، توجه به سخنان و سیره نماد اسلام واقعی بود تا مردم از روی آن، حق بودن علی و حسین را تشخیص دهند؛ امروز هم در مقابل جبهه لیبرالیسم و کمونیسم، خمینی پرچمدار اسلام علوی شده است و با به روز کردن معیارهای اسلام (وگرنه قوانین ثابت اسلام که تغییر ناپذیرند) راه را به ما نشان می دهد.
پس به جای اینکه ببینیم چه کسی نسبت خونی نزدیک به او دارد یا چه کسانی اصحاب او بوده اند، باید به معیارهای به روز شده اسلام در کلام خمینی توجه کنیم.
آی مردم، بودن نوه و داماد خمینی و برخی اصحاب او در یک جبهه شما را نفریبد. آن ها که دیگر از همسر پیامبر و اصحاب او بزرگتر نیستند.
شاید حق باشند، شاید هم نباشند. راه حل همانی است که گفتم. باید دید معیار سخن و رفتار کدام یک به روح خدا نزدیک تر است.
آیا سخن و عمل آنان است که دشمنان اسلام را خوشحال می کند و برایشان کف می زنند یا گروه مقابلشان؟
آیا سخن و عمل گروه مقابل است که بر گفتار و عمل خمینی تطبیق دارد یا سخن و رفتار اینان؟
لطفا حس انسان دوستی تان هم به موقع گل کند؛ وگرنه همچون همان مردم کوفه زمان امام علی(ع)، علی را جنایتکار می دانید. آن هایی که فرق بین اداره یک روستای 30 نفره با یک کشور را نمی دانند و فکر می کنند که تمام نقاط یک کشور را هم می توان به طور کامل کنترل کرد و هر اتفاقی که افتاد مسئولیتش بر عهده ولی فقیه است، بهتر است در بینش خود تجدید نظر کنند و آنگاه حس نوع دوستی شان گل کند.
مگر پیامبر بزرگ اسلام که کامل ترین نوع انسان ها است بر تمام رفتار یارانش کنترل داشته است که ما از ولی فقیه غیرمعصوم چنین انتظاری داریم؟
مگر نبوده تخلفاتی که یارانش در همان زمان انجام داده اند؟
اصلا بزرگتر از آن، مگر تخلف همین افراد نبود که در جنگ احد به کشته شدن بسیاری از نیروهای اسلام انجامید و بزرگانی چون حمزه سیدالشهدا شهید شدند؟
آیا مسئول این رفتارها پیامبر بوده است؟ آیا هر عقل آزاده ای درک نمی کند که هر انسانی اختیار دارد و خداوندی که به انسان اختیار و اراده داده است؛ مسئولیت رفتارش را از خود او خواهد گرفت و “هیچ کس گناه دیگری را به دوش نخواهد کشید”؟
آیا پیامبر جز هدایت و سازماندهی آنان، وظیفه دیگری داشته است و اگر خلافی از آن ها سر زده است؛ باید عدالت را در مورد آنان اجرا می کرده است؟
کلا کنترل کامل یک سیستم دارای اختیار غیر ممکن است و کاری که باید صورت بگیرد آن است که باید عدالت در مورد متخلفان احتمالی اجرا گردد.
آیا از ولی فقیه که غیرمعصوم است و بسیاری از توانایی های پیامبر اعظم را ندارد، انتظاری جز همین سازماندهی و هدایت افراد می رود و در صورت تخلف آن افراد، انتظاری جز اجرای عدالت از آنان می رود؟
آیا پیگیری جدی در مورد برخی خود سری ها (که در مقایسه با اصل اغتشاشات و ضربه ای هم که به نظام وارد شد، تاچیزند) جز اجرای همان روش پیامبر است؟
به گواه شواهد مختلف و در مقایسه با بقیه حکومت های جهان که برخورد با نیروهای نظامی خود را جایز نمی دانند، سیره رهبر فرزانه انقلاب، در برخورد با متخلفان، همان عمل به سیره برتر اسلام و پیامبر است و جایگاه رفیع ایشان و نظام اسلامی را در مقابل بقیه ایدئولوژی های جهان، بار دیگر به رخ می کشد.
پس لطفا حس انسان دوستی کاذب در برخی ها به وجود نیاید و کسانی که تا دیروز خود را معتقد به ولایت فقیه می دانستند، یک دفعه حس روشنفکریشان گل نکند و با احساسات کاذب به اعتقادات خود پشت پا بزنند که چه بسا در کنار خسران کاران زمان امیرالمومنین علی (ع) قرار بگیرند.
برخی هم اینقدر راحت عقاید خود را از دست ندهند و به خاطر دیدن خانواده امام خمینی و برخی یاران او در یک طرف، دچار سردرگمی نشوند. تاریخ دارد تکرار می شود و فتنه الآن بزرگتر از فتنه صدر اسلام نیست که همسر و برخی از خاندان پیامبر به همراه برخی اصحاب سرشناس او در مقابل علی قرار گرفتند.
ملاک تشخیص حق، شناخت آن است:
سخنان و رفتار چه کسانی با دشمنان خمینی (نماد به روز شده اسلام علوی) هم خوانی دارد؟
و برعکس چه کسانی به شیوه او عمل می کنند و سیاست انقلابی را در برابر دنیا در پیش گرفته اند و سخن او را مبنی بر صدور انقلاب جدی گرفته اند؟
آن هایی که امروز فریب دشمنان آشکار اسلام در بی بی سی و صدای آمریکا و سایت های ضد دینی را می خورند، چه فرقی با کسانی دارند که گوش به سخن کسانی می دادند که علی رغم سابقه دشمنی آشکار با اسلام، در لباس دین در آمده بودند و ظاهرا دلسوز مسلمانان شده بودند؟
مگر همین ها نبودند که کشتن حسین (ع) و دیگر ائمه را برای آنان، عین عمل به اسلام جلوه داده بودند؟
مگر جز این بود که مردم آن زمان، به خاطر همین سهل انگاری در تشخیص منابع صحیح حقیقت، دچار لعن ابدی شدند؟
هیچ وقت هم ظاهر، فریتان ندهد، بسیار بوده اند که در کنار پیامبر جنگیده اند و بر علی (ع) شمشیر کشیدند.
باز هم بوده اند کسانی که در کنار علی در برابر معاویه جنگیده اند و بعدها برای یزید بر حسین (ع) شمشیر کشیده اند. و مگر شمر قاتل نمونه ای از این گروه نیست؟
آیا ابن ملجم به خاطر در کنار علی بودن حق است و امام حسین (ع) ناحق است؟!
باید ملاک حق را شناخت و از سطحی نگری و فریفته شدن در احساسات دوری کرد. معیار امروزی و روزآمد اسلام علوی، خمینی کبیر است و تطبیق رفتار و عملکرد مدعیان به رفتار و عملکرد او به خوبی، ماهیت جریان ها را نشان می دهد.
جریانی که در همه این سال ها، به خاطر عمل به رفتار و سیاست او، مورد تهاجم غربگرایان قرار می گرفت را امروز نمی توان با الفاظ فریب دهنده، وارونه جلوه داد و برعکس، همراهان دشمنان خمینی را به عنوان پیروان راه او مطرح کرد.
پس به هوش باشید که در این امتحان عظیم، مردود نشوید که په بسا لعن نامه مردودین این امتحان را ملائک آسمان ها و زمین بخوانند.
در همین رابطه:
استاد محمدرضا سرشار (نویسنده سرشناس و مجری برنامه ماندگار قصه های ظهر جمعه رادیو) : زیر و رو شدن های یک شبه
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Entry Filed under: سیاسی, مذهبی. برچسبها: فلسفه, ملاک تشخیص حقیقت, ملاک حق, منافق, محمود احمدی نژاد, محمد خاتمی, مسعود رجوی, معاویه, نهروان, هاشمی رفسنجانی, یاران, پیامبر, پیامبر اعظم, امام, امام حسن, امام حسین, امام خمینی, امام خامنه ای, امام علی, ابن ملجم, ابوسفیان, اسلام اموی, اسلام صفوی, اسلام علوی, اصحاب, تحلیل, تشیع علوی, جمل, حق, حمایت, حسن خمینی, خاندان, رضا ربع پهلوی, زیارت عاشورا, زبیر, شبهات, شتر, طلحه, عایشه, عثمان.
2 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed




1.
قث | دسامبر 30, 2009 at 12:55 ق.ظ
ك . . .
2.
داداشی | دسامبر 30, 2009 at 10:14 ب.ظ
آی پی این فحاش : 80.191.140.17