از دادخواه خون مسلمانان فلسطین تا دادخواهی خون مسلمانان چین

جولای 14, 2009

از بازی های مضحک روزگار است که یک روز عده ای در اوج کشتار غزه، بر طبل بی تفاوتی به فلسطین می کوبند و تو مجبور می شوی، چرا فلسطین را بنویسی و امروز روز تو را محاکمه می کنند که چرا از مسلمانان چین حمایت نمی کنیم؟

این ها همان کسانی هستند که در زمان انتخابات، می گفتند “فلسطین مسئله ما نیست”؛ اما حالا انسانیت خونشان فوران کرده است.

شاید بارزترین راه شناسایی این افراد هم آن است که در هر دو وجه موضوعات، مسئله علیه دولت استفاده می شود و مرتبا در واژگانشان، به “نظام” و “دولت” حمله می کنند و تکرار این وازگان، به شدت جلب توجه می کند.

البته من هم صحبتی با این دسته از افراد ندارم؛ چرا که هدف آن ها، ضربه زدن به دولت و نظام است و در این راه برایشان تفاوتی بین پایمال شدن خون فلسطینی یا موضع تند علیه چین وجود ندارد. این در حالی است که مشکل آنان با دولت و نظام از جای دیگری نشات می گیرد و چون نمی توانند آن موارد را نشان دهند، به این اسباب ماکیاولیسمی متوسل می شوند و بدیهی است که اصولا قانع کردن آن ها، غیرممکن است.

از سوی دیگر تا این لحظه، غیر از این افراد کسی را ندیده ام که برخوردی اینچنین با موضوع داشته باشند. یعنی تقریبا همه افرادی که در دسته آن ها قرار نمی گیرند، حداقل در باطن و فطرت خود، موضوع را در می یابند و شاید هم تصور روشن و قابل بیانی از آن نداشته باشند؛ اما حقیقت را درک می کنند و زبان به اعتراض نابجا نمی گشایند.

با این حال، سعی می کنم، بخشی از این احساس خفته را به زبان گویا در آورم و چرایی رفتار ایران را بررسی کنم.

فرصت طلبان عمدتا غرب گرایی که در این جریانات، ایران را هم پای غرب قرار می دهند و عنوان می کنند که تفاوتی بین رفتار ایران و دشمنانش وجود ندارد، عمدتا این نکته را نادیده می گیرند که غرب در ماجراهایی مانند فلسطین، صریحا از کشتار مسلمانان دفاع کرده است و آن را حق اسرائیل عنوان کرده است و حتی انواع سلاح ها را برای کشتار مردم در رژیم تروریستی اسرائیل، قرار داده است.
حال آنکه حداکثر اتهامی که متوجه ایران است، سکوت می باشد و نه حمایت از کشتار مردم یا حمایت از آن.

بدیهی است که قیاسی که این غرب گرایان انجام می دهند و نکاتی به این واضحی را نادیده می گیرند؛ ریشه در شیفتگی آنان دارد و بر هیچ منطقی استوار نیست.
در ادامه می خواهیم بررسی کنیم که آیا همین مقدار از اتهام هم، یعنی سکوت کردن در قبال کشتار مردم وارد است یا خیر؟

پس اجازه بدهید با شبهات مطرح شده شروع کنم:

سؤال : مگر مردم پاراچنار و چچن و یمن و ارومچی مسلمان نیستد؟ پس چرا بین آن ها و فلسطینیان تفاوت قائل می شویم؟

پاسخ : نکته ای که معمولا پرسش کنندگان این سؤال در نظر نمی گیرند؛ آن است که یک تفاوت مهم ذاتی بین مثال های ذکر شده و قضیه فلسطین وجود دارد.

شاید خود شما هم با اندکی تامل بتوانید به جواب برسید . . .
حقیقت این است که در تمام مثال های ذکر شده (به جز فلسطین)، یک مسئله داخلی در حال اتفاق افتادن است و اقدامات تجزیه طلبانه و تهدید امنیت و حاکمیت ملی هیچ کشوری نیز توسط اقلیت چه مسلمان و چه غیر مسلمان در چهارچوب عرف اجتماعی و هنجارهای بین اللملی پذیرفته نیست و متاسفانه قابلیت دفاع در صحنه جهانی را نخواهد داشت .

در مثال های مطرح شده، موضوع درگیری ها بر سر مسلمان بودن یا نبودن افراد مورد ظلم نیست، و یا اگر هم این مسئله اهمیت داشته باشد در درجات بعدی قرار دارد. در این حالت، بحث تمامیت ارضی یک کشور مطرح است و اتفاقا وقتی که شما به عنوان یک کشور بیگانه به نفع گروه تجزیه طلب، موضع بگیرید، به ضرر آن گروه کار کرده اید و بهانه وابستگی آنان به بیگانگان را برای دشمنانشان فراهم کرده اید تا با شدت بیشتری به قلع و قم آنان بپردازند. برای مثال دولت یمن بسیاری از شیعیان این کشور را تنها به بهانه ارتباط با ایران، به زندان انداخته است. در این حالت یک اقدام نسنجیده از سوی ایران، کافی است تا کشور مورد اشاره ضربه نهایی را به آن گروه وارد کند.

اتفاقا پیشنهاداتی که بهانه جویان ارائه می کنند، ظلم مضاعف به اقلیت های مسلمان آن مناطق است و در صورتی که قرار بود نظام هم به بلاهت های آنان گوش دهد، بهانه ای به کشورهای فوق الذکر می داد و موجبات کشتار بیشتر آن ها را فراهم می کرد.china-460_1441681c

سؤال : درست است که ماهیت این موضوعات متفاوت است. اما این دلیل نمی شود تا دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری نکنیم و به قول بعضی ها در قبال کشورهای دوست و برادر (؟!)، روسیه و چین و . . . سکوت کنیم.
مثلا چرا در مقابل کشتار مردم چچن کاری نکردیم؟ یا چرا از رئیس جمهور سودان که به کشتار مردم متهم شده حمایت می کنیم؟ چرا برای مسلمانان چینی کاری انجام نمی دهیم؟

(توضیح : البته سؤالات متفاوت دیگری می توانست مطرح شود، اما مشت نمونه خروار است و در اینجا این مثال ها مطرح شد)

پاسخ : این سؤال که به طور مکرر هم بیان می شود، یک اشکال دارد و آن هم عدم صحت این ادعا است.

به این معنی که به این نتیجه رسیدیم که ماهیت موضعات متفاوت است و اصلا نباید موضع گیری به مانند مسائل فلسطین انجام داد؛ چرا که تکرار همان موضع در اینجا، برعکس نتیجه ای منقی به بار می آورد.
اما آیا به راستی ما در قبال این موضوعات سکوت کرده ایم؟

بررسی تاریخ، مطلب دیگری را نشان می دهد. برای مثال آخرین نبرد چچن در اوایل دوران نوجوانی بنده اتفاق افتاد. اما پوشش آن وقایع به نحوی بود که هنوز هم ظلم روس ها و موضع گیری دولتمردان را به خاطر می آورم و آیا در مسئله ارضی یک کشور، کار بیشتری از ایران برمی آمده است؟
آیا کسی انتظار داشته است که ایران با روسیه و به بهانه حمایت از تجزیه طلبان وارد جنگ شود؟!
کاری که نظام جمهوری اسلامی باید انجام می داده و انجام هم داده است، موضع گیری در قبال فجایع انسانی بوده است که به آن عمل کرده است.

پس سخن گفتن از بی تفاوتی ایران یک امر کاملا دروغ است.

مسئله عمرالبشیر، هم از این دروغ پردازی های رسانه های غربی در امان نمانده است و یادداشتی که مدت ها قبل در این باره نوشته بودم و تصریح رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، روشن کننده است:

“رای داداگاه لاهه درباره عمرالبشیر تاسف آور و ضربه ای بر عدالت بین المللی است. بنابر گزارش کمیسیون سازمان ملل هیچ مدرکی مبنی بر نسل کشی در آنجا وجود نداشته است، اگر عدالتی بخواهد اجرا شود باید کسانی که مانند جرج بوش، بیشترین و بزرگ ترین جنایات را مرتکب شده اند محاکمه شوند.” (+)

موضوع روز این روزها هم مسلمانان چین هستند. متاسفانه حتی در روایت ماجرای ارومچی چین هم، تحریفات زیادی مشاهده می شود و عده ای در داخل کشور، ماجرا را به نحوی جلوه داده اند که گویا دولت چین به جان عده ای مسلمان در کشورش افتاده است و در حال قتل عام آن ها است.
حقیقت این است که این روایت از ماجرا تنها جنبه موج سواری بر احساسات مردم داخل کشور را دارد و حتی بر جریان تبلیغاتی موجود در جهان نیز انطباق ندارد. چرا که ماجرا از درگیری بین دو قومیت در استان سین کیانگ چین شروع شده و هر دو طرف درگیری کشته شده اند و نیروی نظامی چین در این میان، نقش حائل را ایفا کرده است و البته خشونت هایی هم انجام داده است؛ اما هرگز اینگونه نبوده است که قضیه، کشتار یک طرفه مسلمانان باشد.

حتی اگر از مدارکی که نقش آمریکا را در این ماجراها بیان می کند هم بگذریم؛ خبرهای منتشر شده، حکایت از کشتار یک سویه مسلمانان در چین ندارد.

شاید آخرین و داغترین موضع مطرح شده، اقدامات صورت گرفته در این ماجرا از سوی ایران است. آیا به راستی ایران در قبال مسئله چین سکوت کرده است؟

بررسی آرشیو اخبار، نتایج جالبی دارد: پنج شنیه 18 تیر 88، متکی با دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی در این باره رایزنی کرده است (+) یعنی قبل از آنکه بسیاری از سران جهان موضع گیری کنند و یا برخی سایت ها به یاد استفاده از این بهانه برای کوبیدن نظام و دولت بیفتند؛ دولت جمهوری اسلامی ایران در این باره اقدام کرده است.

نکته جالب تر در این خبر، ذکر این نکته است که وزير امور خارجه كشورمان در نظر دارد در اين خصوص با همتاي چيني خود گفت‌وگو بكند؛ که باز هم حکایت از عزم جدی دولت برای حل سریع این مشکل دارد.

البته این تماس تا روز یکشنبه 21 تیر 88، رخ ندارد(+)؛ که دلیل آن را می توان عدم تمایل طرف چینی به دخالت بیگانگان در امور داخلی اش دانست.

چین بارها ثابت کرده است که به شدت نسبت به نظرات دیگر کشورها در مورد خودش حساس است و حتی اگر این فرد اظهار نظرکننده، رئیس ابرقدرتی مانند آمریکا باشد، به برخورد تند چینی ها روبرو می شود. از این رو به نظر می رسد که به جای بیانیه دادن علیه چین یا هر اقدام شتابزده دیگر، بهترین راه تعامل منطقی با چین است و برای کمک واقعی به حل این موضوع، باید از تماس های خصوصی دو طرفه و به دور از جنجال سازی استفاده کرد؛ تا بهانه ای به دست دولت چین، برای سرکوب شدیدتر مسلمانان ندهد و به بهبود اوضاع هم کمک کند و مشخص است که دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، با درک این موضوع دقیقا در راستای همین خردورزی عالمانه حرکت کرده است.

پ.ن : بحث دیگری در این باره را از اینجا می توانید مطالعه فرمایید. به علاوه غیر از وزارت امورخارجه ایران،  افراد و سازمان های مردم نهاد هم وظایفی در این رابطه دارند که برخی از پیشنهادات آن در اینجا مطرح شده است.

و در نهایت این انتظار از وزارت امورخارجه و رسانه ملی وجود دارد تا این منطق عملکردی دولت را برای مردم بیشتر بازگو کند، زیرا وقتی جامعه منطق یک رفتار را متوجه نشود؛ از همراهی با آن رفتار سر باز می زند؛ اما اگر در جریان چرایی آن رفتار قرار بگیرد، به خوبی با آن همراهی می کنند. چنانچه در انتخابات ریاست جمهوری هم دیده شد که وقتی با پرسش شوندگان از عملکرد دولت نهم صحبت می شد و آن ها را با نظم عملکردهای انجام شده آشنا می کردیم، چه شور و شوق عظیمی در آنان ایجاد می شد و چگونه برای کمک به دولت کریمه، ابراز همراهی می کردند.
امید است که دولت دهم، این نقص اطلاع رسانی را هر چه زودتر رفع نماید.

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

مشتری ایمیلی داداشی شوید!

Entry Filed under: خارجی. برچسب‌ها: , , , .

9 Comments Add your own

  • 1. داداشی وب  |  جولای 14, 2009 at 2:36 ق.ظ

    [...] 25, 2009 تحلیل روز : از دادخواهی خون مسلمانان فلسطین تا دادخواهی خون مسلمان… افشاگری : مدارک مستند از نقشه قبلی برای ایجاد شایعه [...]

    پاسخ
  • 2. از دروغ متنفرم  |  جولای 14, 2009 at 11:51 ق.ظ

    جالبه كه ما دادخواهي خون مسلمانان تمام كشورها را مي كنيم، الا كشور خودمون! پس اين همه آدم كه توي جريان اعتراضات كشته شدن، مسلمون نبودن؟؟؟!!!

    پاسخ
    • 3. ایرانی  |  جولای 16, 2009 at 2:54 ب.ظ

      فکر می کنم که این مطلب در جواب ادعاهای الکی برخی ها نوشته شده است
      الآن هم که جواب آن را گرفته اند سریع یک بهانه دیگر می گیرند!
      این قوم بهانه جو هستند و مشخص است که دنبال حقیقت نیستند

      - – -
      از نوشته و زیبا و مستدل این وبلاگ هم تشکر می کنم

      پاسخ
      • 4. داداشی  |  جولای 16, 2009 at 3:46 ب.ظ

        ممنون از لطفتون
        ولی در مورد بقیه به این صراحت نمی شود اظهار نظر کرد

        پاسخ
  • 5. سر دبیر  |  جولای 15, 2009 at 5:22 ب.ظ

    سرور ارجمند نویسنده محترم وبلاگ داداشی وب
    با احترام، ضمن سپاس از درج مطلب «از دادخواه خون مسلمانان فلسطین تا دادخواهی خون مسلمانان چین» در وبلاگت، این پست را برای درج در سرویس اندیشه بخش وبلاگ های دانشجویی شبکه خبر دانشجو
    http://snn.ir/NewsContent.aspx?NewsID=104268
    انتخاب نمودم.
    با آرزوی توفیق و سربلندی

    پاسخ
    • 6. داداشی  |  جولای 16, 2009 at 8:32 ق.ظ

      لطف کردید

      پاسخ
  • 7. از دروغ متنفرم  |  جولای 16, 2009 at 11:12 ب.ظ

    چرا به كامنت من، هيچ پاسخي نداديد يا حداقل نظر خود را بيان نكرديد؟
    راستي ميگم خوبه توي وبلاگت يه صفحه راجع به سهراب اعرابي بنويسي و كشتن اون رو به بيگانگان(!) و منافقان(!) نسبت بدي!!!

    پاسخ
  • 8. رضا اسدی  |  جولای 31, 2009 at 1:38 ب.ظ

    بازی ایران با دین تبدیل به بازی بلوک شرق و غرب شده
    و ایران هم این وسط شده یکی از مهره های بلوک شرق
    مثل کره شمالی و ونزوئلا

    پاسخ
    • 9. داداشی  |  آگوست 1, 2009 at 7:55 ق.ظ

      دلیل؟؟؟

      پاسخ

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


دیکتاتورها نابود شدنی اند

تلاش برای پایمال کردن رای 25 میلیون ایرانی، عین دیکتاتوری است.

هميشه با داداشي تان باشيد!

Powered by  MyPagerank.Net

Subscribe to me on FriendFeed

مشتری ایمیلی داداشی شوید!

وبلاگ داداشی

تازه ترین رویدادها

 فرزند ملت

حامی شان هستیم

دسته‌ها

نوشته های تازه

بایگانی

برترین مطالب

Blogroll

RSS نوشته های یک پابرهنه

RSS رویدادها