آیت الله صانعی، کدام محکمه را نادیده گرفته اید؟
جولای 13, 2009
آقای آیت الله صانعی، بیانه ای داده بودید که سخت مورد توجه رسانه های اسرائیل و آمریکا قرار گرفت. نمی دانید چه خبر شده بود. کسانی که تا دیروز حتی از آوردن واژه “آیت الله” اکراه داشتند؛ ناگهان شما را “مرجع عالیقدر” و “آیت الله العظمی” خواندند.
با عرض اجازه من هم چند سؤال از شما در این ارتباط داشتم، امیدوارم که به عرضتان برسد و پاسخگو باشید:
1) در این نامه، مهنس موسوی را “يار باوفاي امام امت” خوانده اید.وقتی این القاب انتسابی شما را دیدم، ناگهان دوران قجر را به خاطر آوردم که منفورین ملت را، فلان المملک و بهمان الملوک می خواندند تا چهره پلید آنان را بزک کرده باشند و راه را برای سواستفاده های بعدی آنان، باز کنند.
حتی همین دوران نزدیک تر، به فرمانده ناو آمریکایی که هواپیمای مسافربری ایران را با سرنشینان بی گناه آن به قتل رسانده بود، نشان افتخار دادند تا چهره خودشان را تطهیر کنند.
بعید است که ندانیدهمین آقای موسوی شما، با ادعاهای بی سند و مدرک تقلب، جامعه را دچار التهاب کرد و جان تعداد زیادی از مردم را گرفت. حالا چه شده است که به فکر تطهیر او افتاده اید و جان ملت را فدای او می نمایید؟

این لقب بخشی های پرطمطراق، مربوط به دوران قاجار است.
موسوی را یار امام خوانده اید. حال آنکه او هیچ گاه در چنین جایگاهی نبوده است، چه قبل از انقلاب، که ایشان در زمان جانفشانی خیل عظیم مبارزان، با تائید ساواک در حال کار عادی خود بودند و فعالیت مبارزاتی نمی کردند و چه بعد از انقلاب که هرگز در حلقه یاران امام قرار نداشتند و تنها به واسطه پست مملکتی خود، سری در میان سرها در آورده بودند و هرگز یار امام شمرده نمی شدند.
گفته اید که موسوی به امام امت وفا دارد! نمی دانم از چه چیز صحبت می کنید، از وفای او به قانون اساسی؟ از وفایش به شورای نگهبان که میراث امام است؟ یا از وفایش به ولایت فقیه که امام امت، همه را به پشتبانی آن فراخوانده بود؟
2) به طور ضمنی، مشروعیت دولت را زیر سؤال برده اید، می خواستم بپرسم که با کدامین منطق و دلیلی، چنین حکم داده اید؟
وقتی که خود آقایان هم حزبی تان، سندی برای تقلب ندارند؛ شما بر کدامین معیار فقهی و علمی نظر می دهید و حق حداقل 25 میلیون ایرانی را فدای بازی های سیاسی دوستانتان می کنید؟
شما را به خواندن سخنان آیت الله جوادی توصیه می کنم. ایشان با صراحت از موسوی و یارانش، دلیل مطالبه می کند و از آن ها مدرک می خواهد.(+)
آخر در این شرایط، شما چگونه بی مدرک و سند حکم به تضییع حقوق مردم می دهید.
شما محکمه این دنیا را نادیده گرفتید و آن را بی دلیل، فاقد صلاحیت دانستید. این اتهام شما، بسیار بزرگ است و خود باید در پیشگاه خداوند بزرگ، پاسخگو باشید.
شما حتی از جایگاه خود استفاده کرده و بدون هیچ مدرکی، به سود حزب خود و ضرر مردم، نظریه می دهید؛ شما را چه شده است که اینچنین خود را با محکمه هر دو جهان در می اندازید؟
سؤالی که امروز در ذهن بسیاری از مردم شکل گرفته است؛ این است که آیا شما همیشه اینگونه و بدون مدرک، حکم می دهید؟ و در این صورت، اصولا عدالت چنین مرجعی، زیر سؤال نیست؟
سؤالات خود را به همین میزان بسنده می کنم؛ اما بازخوانی نظرات دیگران در مورد آیت صانعی، مزه دیگری دارد.
حجت الاسلام و المسلمین علی اشرف فتحی که از نویسندگان اعتمادملی هم است، در ماه های گذشته چندبار به ایشان اشاره کرده اند (البته در روزنامه اعتماد ملی که نه، در وبلاگشان!) که خواندن آن ها، خالی از لطف نیست. به ویژه آنکه اشرف فتحی این روزها، در طرفداری یک جانبه از موسوی بسیار عجول است و مطمئنا خواندن نظرات چنین فردی در مورد آیت الله صانعی، ارزش خاص خود را دارد.
اشرف فتحی در جایی، پس از بررسی یکی از نظرات آیت الله صانعی می گوید:
این نخستین باری نیست که شاهد عدم انضباط فقهی و پژوهشی در دیدگاه های آیت الله صانعی هستیم. امید است که ایشان و اصلاح طلبان مقلد ایشان قبل از آنکه به فکر تصاحب دوباره قدرت و اداره جامعه باشند، فکری به حال مبانی فکری متناقض و غیر مدلّل خود بکنند.
همچنین در جای دیگری می گوید:
من هرچه سعی می کنم نمی توانم تناسبی منطقی بین برخی از دیدگاه های ایشان بیابم. پرسش مشخص من این است که ایشان طبق کدام مبنا فتوا می دهند؟فقه سنتی جواهری؟فقه پویا؟فقه گویا؟!فقه مدرن و دموکرات؟فقه خرافه ستیز؟اخباری گری؟باور کنید نمی دانم!
همین مسائل موجب شده است که بسیاری از افراد، اصولا در مورد جایگاه علمی ایشان، دچار تردیدهای جدی شوند.
شاید به همین دلیل است که اصلاح طلبان، به هیچ وجه اجازه نقد این آیت الله نزدیک به خود را به دیگران نمی دهند و هیچ نقدی را برنمی تابند و هر منتقدی را به توهین محکوم می کنند.
البته از جهتی، این ادامه همان سیاستی است که اقتدارطلبان چپ، در طول تمام سال های اخیر اجرا کرده اند؛ زمانی در دهه 60، مخالفین خود را به اسلام آمریکایی متهم می کردند سال ها بعد خاتمی را در لفافه ای از تقدس پیچیدند و اصلا اجازه نقد او را نمی دادند، در انتخابات اخیر هم که هر انتقادی از موسوی، “پرونده سازی” خوانده می شد.
این خط مشی اقتدارگرایان، اجازه برملا شدن ضعف های بینادینشان را نزد مردم گرفته است؛ اما مشخص است که نمی توان همه مردم را برای همیشه فریب داد.
پ.ن 1: صحبت های آیت الله صانعی در سال 68 خواندنی است.(+)
پ.ن 2: مطمئنا جایگاه آیت الله منتظری در نزد جناج اقتدارگرای چپ، جایگاه خاص و بی بدیلی است. شاید مطرح کردن گزینه ای نظیر صانعی در این روزها، بی دلیل نباشد؛ به ویژه آنکه خبرهایی از اوضاع نامساعدمنتظری به گوش می رسد و حتی شبکه هایی نظیر بی بی سی و . . . ساعت ها، فیلم و مصاحبه از ایشان و نزدیکانشان ضبط کرده اند تا بعد از فوت ایشان و در راستای خواسته های خودشان پخش کنند.
جایگاه متزلزل علمی صانعی از یک سو و خالی بودن دست جناح چپ از سوی دیگر، موجب شده است تا اجازه نقد ایشان به کسی داده نشود تا در مواقع لزوم از جایگاه دین و مرجعیت ایشان بتوانند سواستفاده نمایند.
پ.ن 3: یکی از مقلدین آیت الله صانعی هم در این رابطه، نامه ای به ایشان نوشته اند که خواندنی است.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Entry Filed under: داخلی. برچسبها: ولایت فقیه، امام خمینی، امام خامنه ای, کروبی، یار امام، تقلب، سند، مدرک، مشروعیت، دولت، نظام, انتخابات، موسوی، بیانیه، حمایت، مراجع، آیت الله، صانعی, عکس، سال 68.
7 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed




1.
جوات موات ایرانمان | جولای 13, 2009 at 2:00 ب.ظ
کجایی داش جواتو کشتن مخالفا
2.
داداشی | جولای 13, 2009 at 4:24 ب.ظ
ما که سر می زنیم، چرا آپ نمی کنید؟
3.
بنده خدا | جولای 25, 2009 at 4:05 ب.ظ
آقای موسوی جان جوانان را نگرفت . احمدی نژاد و لباس شخصی های بی وجدان با تیر و قمه جان جوانان رو گرفتند . شما می تونید همین جور به کارتون ادامه بدید ولی بالاخره به پایان کار میرسید . دقایق داره می گذره و شما هر روز به پایان کار نزدیک میشید این وضعیتی که شما تند روها به وجود آوردید حتی چهره بسیج و سپاه رو زیر سوال برده و روی همه ما رو سیاه کرده . روزی که بسیجی شدم اعتقاد بر این داشتم که بسیجی رو کسی می دونستم که برای خدا و خلق خدا خدمت میکنه نه احمدی نژاد . شما خطتون رو از شهید ها و رزمنده های ما جدا کردید . منتظر عذاب خدا و تاوان عملتون در همین دنیا باشید .
یا حق
4.
داداشی | جولای 28, 2009 at 3:49 ب.ظ
نمی خواهم نفرینت کنم، می خواهم یه دعا واسه جفتمان کنم، ان شااله که هدایت شویم و جواب سؤالت را هم می دهم؛ پیشاپیش هم اشتباه دیگر عناصر را نادیده نمی گیرم، اما این دلیل نمی شود که بانیان اصلی را فراموش کنم:
قربانيان مذكور اساساً به خاطر قانون شكني موسوي، خاتمي و كروبي و دعوت به راهپيمايي بدون مجوز جان خود را از دست دادند و مطابق اسناد موجود شماري از قربانيان توسط اراذل و اوباشي كه مدعيان اصلاحات براي غائله آفريني اجاره كرده بودند، كشته شده اند كه تمامي آنها همراه با موسوي و خاتمي بايد در دادگاههاي صالحه محاكمه و مجازات شوند.
در راهپيمايي مذكور هم اين عناصر سياست باز ضمن انتشار درخواست مجوز، فرصت شايعه پراكني رسانه هاي زنجيره اي ضدانقلاب را فراهم كردند، سپس چند ساعت مانده به زمان اعلام شده، ضمن سلب مسئوليت از خود خبر دادند كه با توجه به عدم صدور مجوز، مراسم لغو شده و ساعتي بعد اعلام كردند چون خبر لغو مراسم به گوش خيلي از مردم نرسيده، در راهپيمايي شركت مي كنند. به نظر مي رسد آنها در درخواست اخير نيز به همين شيوه قانون شكنانه و منافقانه توسل جسته اند.
خانواده برخي از قربانيان آشوب هاي خياباني صراحتاً از فرصت طلبان سياسي كه جان فرزندان و نزديكان آنان را بهانه اي براي مطامع قدرت طلبانه خود قرار داده اند، برائت جسته اند. غير از شهروندان بي گناه و بسيجياني كه قرباني تحركات آشوبگران شدند و طبيعتاً امثال موسوي و كروبي و خاتمي در ريخته شدن خون آنها مقصرند، چند نفر نيز در حوادثي نظير حمله به پايگاه بسيج براي ربودن اسلحه كشته شدند و معلوم نيست كه نسبت آنها با امثال آقاي كروبي و موسوي چيست.
5.
زندانیان جای مردم را گرفته اند! « داداشی وب | آگوست 11, 2009 at 8:44 ب.ظ
[...] با شیخ صانعی و منتظری که با فتواهای خود، سعی در توجیه این دیکتاتوری [...]
6.
نگاهی دقیق به توضیحات دفتر صانعی در مورد اتهام زنی صانعی به احمدی نژاد « داداشی وب | آگوست 18, 2009 at 5:01 ب.ظ
[...] پ.ن 2: اتهامات زننده ای که صانعی در این جریان بیان کرده است، تنها دلیل سقوط عدالت از صانعی نبوده است. چنانچه تهمت های پیشین او به افراد مختلف و فتاوایش برای ادامه آشوب ها و خشونت ها، خود دلیل محکمی برای بی عدالتی او است.(+) [...]
7.
نقد توضیحات دفتر صانعی درباره احمدی نژاد « داداشی وب | آگوست 18, 2009 at 6:26 ب.ظ
[...] پ.ن 2: اتهامات زننده ای که صانعی در این جریان بیان کرده است، تنها دلیل سقوط عدالت از صانعی نبوده است. چنانچه تهمت های پیشین او به افراد مختلف و فتاوایش برای ادامه آشوب ها و خشونت ها، خود دلیل محکمی برای بی عدالتی او است.(+) [...]