Archive for جولای, 2009
وقتی مخالیفن احمدی نژاد هم صحت انتخابات را تائید می کنند
برای پذیرش هر امری به سند و مدرک احتیاج است، به خصوص اینکه این امر، موضوع بزرگی چون ادعای تقلب 11 میلیونی باشد. به همین دلیل بود که طرح ادعای بدون سند و مدرک تقلب 11 میلیونی و پذیرش آن از سوی عده ای، زمینه ای نادرست و خطرناک را فراهم کرد که تبعات ناگواری را برای جامعه به بارآورد و آیات عظامی چون جوادی آملی را نیز به شدت در قبال آن واکنش نشان دادند. (+)

اما کنکاش یبشتر نشان می دهد که بخش بزرگی از همین مدعیان نیز، از صحت انتخابات آگاه هستند و تنها به واسطه میل به قدرت طلبی، واقعیتی را که خود به آن واقفند، کتمان می کنند و با عوام فریبی بقیه حامیان موسوی، سعی در ایجاد شائبه تقلب در بین آنان دارند و بهره برداری های اقتدارطلبانه خود را دارند.
شمایی که در حال مطالعه این مطلب را هستید و احیانا از مدعیان تقلب هستید دو حالت دارد، یا از همان دسته ای هستید که به صحت انتخابات واقفید و آن را کتمان می کنید و یا نه، جز کسانی هستید که بدون غرض، چنین مطلبی را بیان می کنید.
واضح است که چنانچه جز دسته اول باشید، به دنبال حقیقت نیستید و خواندن هر نوشته ای برای شکستن امیال قدرت طلبانه تان هیچ، فایده ای ندارد. اما اگر جز دسته دوم هستید و به واسطه اخبار کانالیزه شده ای که به شما رسیده است؛ همچنان در ابهام تقلب به سر می برید، این نوشته می تواند به شما کمکی بکند.
چند روز پیش، سایت اصلاح طلب عصر ایران، نوشته یک روزنامه نگار انگلیسی را از ماجراهای اخیر ایران، به رشته تحریر در آورده بود. این روزنامه نگار برجسته بریتانیایی در روزهای اخیر در ایران به سر می برده است و مشاهدات خودش را در ساندهی هرالد منتشر کرده است. او به واسطه نزدیکی فکری و تشکیلاتی با اصلاح طلبان، فرصت هم صحبت شدن با آن ها و شنیدن حرف های به نسبت خصوصی تر آن ها را پیدا کرده است و شاید به همین دلائل است که سایت اصلاح طلب عصر ایران، مبادرت به انتشار آن کرده است.
اما نکته ظریفی که در این گزارش دیده می شود، صحبت های این روزنامه نگار برجسته انگلیسی با برخی مدعیان تقلب است، اجازه دهید، عین مطلب را از این سایت اصلاح طلب بیاورم:
زمانی که من مودبانه سئوال می کردم: آیا او (احمدی نژاد) انتخابات اخیر را در کمال صحت برده است، پاسخ گیج کننده و صریح آنها اغلب این بود: «آری».(+)
این اعتراف صریح نشان می دهد که گردانندگان اصلی تقلب، خودشان به صخت انتخابات ایمان دارند؛ اما برای امیال قدرت طلبانه خود، این اتهام را رواج داده اند و سعی می کنند از آن سواستفاده کنند.
آیا این اعتراف صریح از یک سایت اصلاح طلب، آن دسته از عزیزانی را که جز دسته دوم، افراد مشکوک به تقلب بودند و بدون هیچ غرضی، مدعی تقلب شده اند را به تامل جدی و بازنگری در ادعایشان نمی خواند؟
البته این تنها گزارشی نیست که نشان می دهد، سران مخالف، نیز به پیروزی احمدی نژاد واقفند. برای مثال، کروبی این مطلب را به صراحت در گردهمايي روساي حزب اعتماد ملي در استانها بیان می کند و رسما می گوید که شکست خوردیم (+) حتی روانکاوی حرف های شخصیت پیچیده تری چون هاشمی رفسنجانی نیز به خوبی نشان می دهد که او در ورای صحبت هایی که می کند، به سالم بودن انتخابات واقف است و در نتیجه، این اعتراف را به طور ناخواسته در حرف هایش برملا می کند.(+)
آنچه موحب می شود تا این افراد، دیگران را به غلط در توهم تقلب بیندازند، منافع آن ها است که با شکست در انتخابات در خطر واقع شده است. شاید به همین دلیل است که هاشمی رفسنجانی در برابر روند رفع شبهات از سوی شورای نگهبان کارشکنی می کند(+) تا همچنان شکستش در هاله ای از ابهام باقی بماند و به همراهی بقیه گروه های مدعی قدرت، از آن سو استفاده کنند.
آیا واقعا وقت آن نرسیده است که افرادی که بی غرض بودند اما فکر می کردند که تقلبی رخ داده است، با خودشان خلوت کنند و در رفتارشان بازنگری نمایند؟
البته اگر این دوستان، از اخبار غیرکانالیزه استفاده کرده بودند و وجدان “غیرحزبی” خود را به کار گرفته بودند، بی شک تا به بدین لحظه به نتیجه می رسیدند. به خصوص بعد از اینکه کمیته صیانت از آرای موسوی، آخرین تیر خود را هم رها کرد و تمام مواردی را که زعم خود برتقلب دلالت می کردند، منتشر نمود و مشخص شد که هیچ دلیل و مدرکی برای این ادعای خود ندارند. انتشار این گزارش نتیجه معکوسی برای ستاد موسوی داشت، به طوری که در همان زمان، برخی کارشناسان با بررسی دلائل موسوی اعلام کردند که این گزارش ناخواسته کفهی ترازو را به سمت دیدگاه آن دسته از اقرادی که به صحت انتخابات معتقدند سنگین کرد.(+)
بر عهده هر انسان عاقلی است که چنین ماجراهایی را به دور از تعصب پیگیری کند. اما متاسفانه بسیاری از کسانی که بی غرض بودند اما مدعی تقلب شدند در دام طراحان این ادعا افتادند و از مراجعه به سایت های غیرخودی، خودداری کردند و با قرار دادن خود در مسیر اخبار کانالیزه و مغرضانه، خود را از دریافت حقیقت محروم کردند.
البته باید تا فرصتی هست، تاملی دوباره کرد و توجه به اقرار صریح این افراد به صحت انتخابات و عدم وجو حتی کوچکترین مدرکی برای تقلب 11 میلیونی هر انسان حقیقت جویی را به بازنگری کلی در رفتار سیاسی خود فرامی خواند.
مطالعه گزارشات مستندی نظیر این نوشته در مورد نقشه قبلی، برای ایجاد شایعه تقلب در صورت شکست در انتخابات از سوی اصلاح طلبان، هر انسان عاقلی را به فکر بازنگری برداشت خود از آنان می نماید و باید تا فرصت باقی است، به سوی درک حقیقت رفت، حقیقتی که شاید برای درک آن لازم باشد، بسیاری از باورهای پیشین خود را تصحیح کنیم.
پ.ن : هدف این نوشته، تنها بررسی ادعای تقلب در انتخابات بود. این موارد مطرح شده، به خوبی صحت انتخابات را از دید افراد متنفذ نشان می دهد و لاجرم هر انسانی را به دور از تفکر حزبی، وادار می کند تا به صحت انتخابات اقرار کند و به فکر حواشی ریز و مسائل جزئی نیفتد.
اما اگر تصمیم خود را برای صحت انتخابات گرفته اید، اما همچنان بعضی از موارد حاشیه ای، درذهن شما وجود دارد؛ خواندن این نوشته کامل و خواندنی را به شما توصیه می کنیم.
یک نکته : در نوشته های گذشته تا آنجایی که وقت اجازه می داد به دوستان پاسخگو بودم؛ اما کمبود وقت در روزهای آتی و احتمالا به مدت چند ماه، اجازه پرسش و پاسخ های مفصل را نمی دهد.
و در آخر : امیدوارم، دیگر این ادعای دروغین تقلب از هیچ آدم حق طلبی، صادر نشود و همگان با این حوادث جدید، این شجاعت را داشته باشند که در بینش سیاسی خود، تجدید نظر بکنند و احیانا بانیان این ادعای دروغین را که شاید بعضا از دوستانشان هم باشند، بر مسئولیت اخروی و دنیوی ادعای باطل و مضرشان آگاه سازند.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
2 comments جولای 28, 2009
خطری به نام شیفتگی به مشایی
اعمال این روزهای احمدی نژاد نشان از وابستگی شدید او به اسفندیار رحیم مشایی دارد. حتی خود او به صراحت بر این قضیه تاکید می کند و تاخیر چند روزه اش در برکناری مشایی را مربوط به تلاش هایش برای ابقای مشایی می داند.(+)
چنین اعترافی از سوی احمدی نژاد نشان از جایگاه ممتاز اسفندیار رحیم مشایی در نزد احمدی نژاد دارد. نشانه شدیدتر این شیفتگی، تنها چند ساعت پس از استعفای مشایی رخ می دهد و احمدی نژاد به فاصله کمتر از نیم روز، مشایی را بار دیگر به نزد خود فرا می خواند و این بار او را در دو پست حساس مشغول به کار می کند! (+)
اگر چه هیچ یک از دو پست جدید، مشمول نهی مقام عظمای ولایت در به کارگیری مشایی در “پست های معاونت” نیست (+) و تقابلی با ولایی پذیری احمدی نژاد ندارند؛ اما نکته نگران کننده آن، اعلان رسمی وابستگی شدید رئیس جمهور مملکت به کسی است که رفتار و اعمال او با بسیاری از اصول انقلاب همخوانی ندارد و وجود چنین شخص پرنفوذی در کنار رئیس جمهور، نگرانی های شدیدی را برای دوستداران اسلام و انقلاب به بار آورده است. چرا که احساس می کنند یک سایه خطرناک احمدی نژاد را هدایت می کند و این بیم می رود که احمدی نژاد، تحت فرمان او به اقدامات نسجیده و خطرناکی دست بزند.
البته احمدی نژاد هنوز این فرصت را دارد تا به توضیح صریح و شفاف رفتار خود بپردازد و ملتی را از سردرگمی و نگرانی برای آینده کشور نجات دهد. اما باید بداند که اگر هم توضیحی دارد، فرصت محدود است و بذر شکاکیت به سرعت در دل ها کاشته می شود.
پ.ن : در ماجراهای اخیر، برخی از دوستان فرصت طلب اصلاحاتی، به سودای سواستفاده افتاده اند و از اینکه احمدی نژاد چنین رفتارهایی کرده است، خوشحال شده اند و می گویند که دید چه کار کردید؟
باید خدمت این عزیزان عرض کنم که تفاوت اصلی حامیان دوطیف، اتفاقا در اینجا به خوبی مشخص شده است؛ چرا که اگر ما از احمدی نژاد اشتباهی ببینیم، با شجاعت و صراحت اعلام می کنیم و از او جواب می خواهیم و مانند نمونه های اخیر، حقیقت را فدای مصلحت نمی کنیم.
حامیان احمدی نژاد هرگز این چنین نیستند که بر تخلفات و قانون شکنی ها چشم پوشی کنند و حتی اصلی ترین سایت حامی احمدی نژاد نیز، علنا او را مورد انتقاد قرار می دهد. (+)
اما دوستان عزیز یادتان نرود که عده زیادی در ماجراهای اخیر، تنها به دلیل تصعب و علاقه حزبی شان، چشم خود را بر همه ادعاهای دروغین تقلب و التهاب آفرینی ها و قانون شکنی های اصلاح طلبان بسته اند و با تعصبی شدید، همچنان از آنان حمایت می کنند.
تفاوت عملی رفتار این دو گروه، همان تفاوت عظیمی است که حقیقت طلبی و تحجر را به وجود می آورد.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
4 comments جولای 26, 2009
این آشوبگران را هم ببینید!
صدا و سیما به علت نقش ملی خود وظیفه ایجاد اتحاد در جامعه را دارد؛ شاید به همین دلیل است که در طول جریانات بعد از انتخابات با مصلحت سنجی یک سویه، اخبارمنفی را علیه موسوی و هوادارانش پخش نمی کرد که به بخشی از آن در اینجا اشاره شد؛ اما قسمت های دیگری از این حمایت صدا و سیما از موسوی به حامیان او برمی گشت.
در حالی که تعداد زیادی از طرفدران موسوی، اراذل و اوباش دیگر را در آسیب رساندن به امور شهر و جان و ناموس مردم همراهی می کردند و تصاویر خود آن ها هم نشان می دهد که بسیاری از آشوبگران، اصلا نسبتی با اراذل ندارند؛ رسانه ملی جهت برقراری اتحاد از موضع گیری علیه حامیان موسوی، خودداری می کرد و در مصاحبه هایش، اغتشاشگران را تنها به اراذل همیشگی نسبت می داد و حتی در مصاحبه های مردمی، حرف های نظیر این که “این اوباش اصلا ایرانی نیستند” و . . . را به روی آنتن می فرستاد تا از تحریک جامعه اجتناب کند.
اما آیا به راستی چنین است؟

آیا این ها که به مامور حفظ امنیت، حمله کرده اند، اراذلند؟!
مطمئنا کسانی که روزهای قبل از انتخابات را به خاطر می آورند، جواب منفی به این سؤال می دهند.
در بسیاری از دانشگاه ها، حامیان موسوی با ایجاد دعوا و درگیری، آرامش را از دانشگاه ها گرفته بودند. تا جایی که بسیاری به آن ها، جوخه های وحشت موسوی می گفتند و به علت رفتار نفرت انگیز و خشنشان از برخورد با آنان دوری می کردند.
علی رغم اینکه جلسات موسوی در دانشگاه ها با آرامش برگزار می شد، هر روز بر تعداد جلسات حامیان احمدی نژاد که به علت دیکتاتوری دانشجویان حامی موسوی، لغو می شد؛ افزوده می گشت.(+)
حتی در موارد متعددی، حامیان موسوی، دانشجوی منتقد را در جلوی شخص موسوی کتک زدند که با بی تفاوتی او، جریح تر هم شدند.(+ و + و + و +)
روزهای قبل از انتخابات، در خیابان ها هم هوادارن موسوی، از هیچ جنایتی فروگذار نمی کردند؛ شاید اسیدپاشی حامیان موسوی به سه دختر محجبه حامی احمدی نژاد، اوج این جنایات بود.(+)
هر چند رسانه های حامی موسوی، برای کمرنگ کردن جنایات خودشان، شایعه مرگ حامی موسوی به دست حامیان احمدی نژاد را ساخته و آن را در قالب تراکت بین مردم جامعه هم توزیع کردند، اما سایت های رسمی موسوی (قلم و کلمه) که به علت ماهیت رسمی خود و لزوم جوابگویی در مقابل این شایعات، نمی توانستند چنین اخبار دروغی را درج کنند. تا تنها طرف مظلوم ماجراهای قبل از انتخابات، حامیان احمدی نژاد باشند.
در کنار این جنایت ها، حمله به ستادهای احمدی نژاد یا ماشین هایی که پوستر احمدی نژاد را چسبانده اند، موردی بود که به وفور مشاهده می شد و به یک امر عادی تبدیل شده بود.

فحاشی های قبیح به حامیان دکتر احمدی نژاد و شخص او، پرده دیگری از ماهیت میلیشیای موسوی بود.
البته این جوخه های خشونت، مانند اسلاف خود، به مظلوم نمایی می پرداختند. هنوز خاطره 14 اسفند و ماجرای سازمان منافقین، فراموش نشده است. در این روز میلیشیای سازمان مجاهدین که با بازوبندهای رنگی خود مشخص می شدند، در دانشگاه تهران به جان مردم و به خصوص افراد مذهبی افتادند.
و البته بنی صدر هم در حالی که طرفداران او، مردم را کتک می زدند و از بلندی به پایین پرت می کردند، نیروهای حزب اللهی را چماق بدست می خواند!
عجیب نیست که تاریخ تکرار می شود و این بار هم میلیشیای موسوی با بازوبندهای رنگی به جان مردم می افتند و در همان زمان مظلوم نمایی هم می کنند.
این اتفاقات پیش از انتخابات، شکی در خوی وحشی حامیان موسوی، باقی نمی گذاشت. البته اکثریت حامیان موسوی اینگونه نبودند، اما مشکل این بود که این وحشی صفتان در هر دسته ای از حامیان موسوی، از دانشجو گرفته تا یک فرد عادی وجود داشتند و تعداد آن ها هم زیاد بودند؛ یعنی آنقدر بودند که قسمتی از شهر تهران و برخی شهرهای دیگر را به ویرانه تبدیل کنند و به مردم حمله بنمایند.
فیلم زیر که عکس های آن منتشر می شود؛ نمونه ای از همین وحشی گری ها است.
فیلم مربوط به برخی از دانشجویان شیرازی حامی موسوی است که در روز 20 خرداد و در حالی که دانشجویان حامی احمدی نژاد، برای استقبال از او به نقطه دیگری از شهر رفته بودند و دانشگاه از حضور آن ها خالی شده بود، به خودنمایی می پردازند.
فیلم راهپیمایی عده ای از همین افراد را در نزدیکی دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز نشان می دهد؛ که در خیابان به فحاشی علیه دولت می پردازند و مرتب شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دهند. البته مشخص نیست که این چه دیکتاتوری است که اجازه چنین کار آزادانه ای به آنان می دهد؟!! و اصولا همین کارشان نقض شعارشان است.
اوج فیلم مربوط به زمانی است که چند نفر از آن ها به بالای درخت می روند و به پوستر احمدی نژاد آویزان می شوند. در میان تشویق هواداران موسوی، فرد بالای درخت سعی می کند پوستر را پاره کند و بعد از پاره کردن آن، فاتحانه آن را به سوی حامیان موسوی که در حال تشویق این عمل او هستند، می اندازد.

در سراسر فیلم، خوی وحشی گری حامیان موسوی مشخص است و از آن تاسف برانگیزتر آن است که این طیف دانشجوی حامی موسوی هستند که چنین رفتار نفرت انگیزی انجام می دهند و مشخص است که این رفتار در بقیه حامیان موسوی، شدت بیشتری دارد.
توجه شما را به این مور جلب می کنم که چنین رفتاری هرگز از حامیان موسوی (حتی از غیر دانشجو حامی او) گزارش هم نشده است؛ تا چه برسد به آنکه فیلمش را هم منتشر کنند.
این فیلم را یکی از دوستان حامی موسوی از شیراز در فیس بوک قرار داده بود و با افتخار از آن باد کرده بود. البته این جماعت، در روزهای بعد از انتخابات و به ویژه، قبل از آنکه پای پلیس به میان آید، باز هم فیلم های آتش زدن های خود را با افتخار در فیس بودک منتشر می کردند.
به هر حال سطح فرهنگی بخش زیادی از حامیان موسوی که ادعای نخبگی هم می کنند!! به گونه ای است که این آشوب ها و خرابکاری ها را تا زمانی که خطری متوجشهان نیست، به عنوان اعمال بزرگ یاد می کنند و از آن بیزاری نمی جویند.
البته از کسانی که متصعبانه بر ادعای بی سند و مدرک تقلب، اصرار می کنند؛ چنین رفتارهایی عجیب نیست. تنها باید در رفتار خود نسبت به آنان تجدید نظری بکنیم و این گروه فاشیست و دیکتاتور را چماق بدست بدانیم. چرا که سخت به آن شایسته اند.
تذکر می دهم که از دانشجویان حامی احمدی نژاد، هرگز چنین رفتاری دیده نشده است و بی شک اگر ناچار باشیم این برچسب را بر کسی بزنیم، همین طیف هم به واسطه سابقه اسلاف خود در انجمن اسلامی علامه و هم به واسطه حجم زیاد وحشی گیری هایی که در دانشگاه انجام داده اند، شایستگی عنوان چماق بدست و متحجر را دارند. اصلاح طلبانی که اسلاف آن ها، انجمن اسلامی طیف علامه را با همین چماق کشی ها تاسیس کردند و امروز هم در همان راه قدم بر می دارند. اما از آنجایی که بسیاری پررو و دروغگو می باشند، می توانند در چشم شما نگاه کنند و سیاه را بگویند سفید است و به جای خودشان، دیگران را چماق دار بنماند!
پ.ن : برای مقایسه رفتار دو طیف دانشجوی حامی موسوی و احمدی نژاد، می توانید این ویدیو را ببینید. ویدیو مربوط به راهپیمایی آرام (!) 25 خرداد حامیان موسوی است که این دانشجوی دانشگاه شریف را که از حامی احمدی نژاد است، به شدت مضروب می کنند.
واکنش این حامی احمدی نژاد در این حال وخیم، قابل توجه است که کوچکترین رفتار ناشایستی نشان نمی دهد و به راستی ثابت می کند که ادب مرد به از دولت او است.
دیدن همان ویدیوی معروفی که حامیان شیک پوش موسوی، به مردم عادی در خیابان حمله می کنند، هم جالب توجه است.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
17 comments جولای 25, 2009
متن نامه رهبری در مورد مشایی
در مورد انتخاب مشایی از سوی احمدی نژاد، صحبت های مختلفی مطرح شده است. یکی از مهم ترین حدس هایی که در این زمینه مطرح می شود، اعلام جدی عدم تمایل احمدی نژاد به سهم خواهی برخی نمایندگان خاص (!) در مجلس است. (+)
از سوی دیگر نمایندگان تابلو داری که احتمالا مدنظر احمدی نژاد هستند در این مدت دست به اقدامات متقابلی زدند. این افراد ابتدا سعی می کردند تا با صحبت های خود، انتصاب مشایی را نفی کنند. اما متاسفانه خیلی زود، راه دیگری را رفتند و شروع به هزینه کردن از رهبری نمودند.
روز سه شنبه 30 تیر، حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی در مصاحبه ای اعلام کرد که “نظر مقام معظم رهبري مبني بر كنار گذاشتن آقاي رحيم مشايي از سمتهاي معاونت رياست جمهور كتبا به رييسجمهور ابلاغ گرديده است.” (+)
به دنبال این خبر، رسانه های مختلف این نامه را حکم شرعی برای عزل مشایی خواندند و هر گونه تاخیر از سوی احمدی نژاد را به پای سرپیچی او از حکم ولایی نوشتند و حتی برخی سایت ها، ساعتی را در کنار نوشته های خود قرار دادند که مدعی بودند ولایت ناپذیری احمدی نژاد را نشان می دهد.
فشارها در این زمینه به قدری افزایش یافت که بسیاری از حامیان احمدی نژاد نیز از او به شدت شاکی شدند و او را مورد انتقاد قرار دادند و حتی در یک اقدام تاریخی، اصلی ترین سایت حامی احمدی نژاد، یعنی رجانیوز نیز تیتر یک خود را به این اقدام احمدی نژاد، اختصاص داد. (+)
این اقدام ارزنده سایت رجانیوز و حامیان احمدی نژاد که نشان دادند، برخلاف بسیاری از گروه های دیگر، اعتقادات خود را به مسائل حزبی ترجیح می دهند واقعا جای تقدیر دارد و باید خداوند را نسبت به وجود چنین افراد معتقدی، شکرگزار بود.
اما در این میان چند نکته مبهم وجود دارد که می تواند توضیح دهنده رفتار احمدی نژاد باشد.
اصلی ترین موضوعی که این مسئله را تا حد زیادی حاد کرد، مصاحبه ابوترابی بود که از نامه رهبری خبر می داد.
حقیقت این است که جمله مبهم ابوترابی و بیان اینکه “نظر مقام معظم رهبري مبني بر كنار گذاشتن آقاي رحيم مشايي از سمتهاي معاونت رياست جمهور كتبا به رييسجمهور ابلاغ گرديده است.” به هیچ وجهی نشان داده متن نظر رهبری در مورد مشایی نیست.
بی شک اینکه امام خامنه ای، این نظر را به صورت امری یا ارشادی مطرح کرده باشند، اهمیت فوق العاده ای دارد. حتی ممکن است رهبر معظم به نکات یا موارد دیگری اشاره کرده باشند و اینگونه نباشد که احمدی نژاد موظف به تغییر سریع مشایی باشد.
از سوی دیگر، سکوت دفتر مقام معظم رهبری در این مورد حکایت از آن دارد که ایشان راضی نبوده اند این نظر رهبری، به صورت عمومی بیان شود و احتمالا احمدی نژاد تحت فشار خاصی قرار گیرد.
تعجیل برخی نمایندگان مجلس در افشا کردن این موضوع، متاسفانه نشانه هایی از مقاصد خاص سیاسی در این بین می دهد و متاسفانه این سؤال جدی را مطرح می کند که دلیل این شتاب و عجله چه بوده است؟
اگر امام خامنه ای، صلاح را بر طرح اين مساله به صورت خصوصي با رييس دولت دانسته اند و نظر و ديدگاهشان را در اين خصوص علني و رسانه اي نفرموده اند، دامن زدن به اين موضوع و رسانه اي کردن آن ، آيا جز مخالفت با قصد و هدف رهبري معناي ديگري دارد؟
هیچ کس نباید فراموش کند که احمدی نژاد بارها تبعیت کامل خود را از نائب امام زمان نشان داده است و به همین دلیل باید اجازه داد تا با حدی خوشبینی، تصور نماییم که طرح نظر رهبری در مورد مشایی، به گونه ای بوده است که لازم به تسریع آن نبوده است و احمدی نژاد همچنان فرصت دارد. همچنان که برخی نمایندگان که از قضا در دولت های پیشین وزیر بوده اند نیز، این درنگ احمدی نژاد را بی دلیل ندانسته اند.(+)
کاشکی منتقدین احمدی نژاد تا هنگامی که از نظر خصوصی رهبری به احمدی نژاد اطلاع دقیق پیدا نکرده اند، این قدر بر طبل ولایت ناپذیری نکوبند، زیرا چنین کاری قبح شکن است و ضررهای فراوانی در آینده دارد.
آیا تا وقتی از متن دقیق نامه رهبری اطلاعی نداریم، نباید نسبت به موضع گیری براساس آن، با احتیاط عمل کنیم؟
از یاد هم نبریم که در حالی که امام خامنه ای همچنان متن نامه را خصوصی نگه داشته اند؛ مشخص است که خود احمدی نژاد هم نمی تواند متن این نامه را بیان کند و براساس آن رفتار خود را توضیح دهد.
پ.ن 1 : راستی آیا آنگونه که زمان سنج سایت الف نشان می دهد، نامه رهبری در 12 شب جمعه 26 تیر به احمدی نژاد نوشته شده است؟
پس چرا نمایندگان روحانی مجلس که ابوترابی هم جز آن ها است، یکشنبه اعلام کردند که برای پیگیری موضوع مشایی به دیدار رهبری می روند؟
این یعنی آنکه، آن ها حتی از زمان ارسال نامه رهبری هم اطلاعی نداشته اند.
وقتی که نمایندگان پرنفوذ مجلس از ساعت ارسال نامه هم اطلاعی نداشته اند، به احتمال بیشتر از محتوای دقیق آن هم اطلاع ندارند، پس چرا بر اساس امری مبهم، موضع گیری می کنند؟!!
آیا این اقدام برخی نمایندگان در تقابل با تلاش احمدی نژاد نیست؟
پ.ن 2 : این نوشته بحثی بر سر ماندن یا رفتن مشایی وجود نداشت، بلکه فقط بحث بر سر چرایی رفتار احمدی نژاد در این قضیه بود.
دوستان نوشته اند : زان یار دلنوازم شکری است با شکایت!
خاتمه : با اعلام رسمی مقام عظمای ولایت، حجت بر همگان تمام شد و هر لحظه تاخیر احمدی نژاد در این قضیه، موجب فاصله او از اسلام ناب محمدی خواهد شد، البته امید است که احمدی نژاد در اسرع وقت به این مسئله، پاسخ مناسب ارائه دهد.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Add comment جولای 24, 2009
حقوق بشر مسافران هواپیما
از دست دادن عزیزان خیلی سخت است، مخصوصا که این اتفاق در یک سانحه هوایی دلخراش مانند حادثه پرواز تهران-ایروان باشد. اما از آن سخت تر دیدن عده ای آدم فرصت طلب است که گویا منتظر هستند تا چنین حوادثی رخ بدهد و از آن در جهت منافع حزبی شان استفاده کنند.
گویا برای این عده جان کسانی که از دست رفته مهم نیست و تنها به این می اندیشند که چگونه رقیب پیروز در انتخابات را تضعیف کنند. متاسفانه این افراد با وقاحت خاصی رقیب خود را قاتل معرفی می کنند، اما به یاد نمی آورند که برای 400 نفری که در حادثه نیشابور در دولت اصلاحات کشته شدند یا حوادث متعدد هوایی آن زمان هم، این چنین بی پروا خاتمی و همکارانش را به قتل متهم می کردند؟
بی شک هر کسی در این ماجرا به اندازه سهم خودش مقصر است. برکسی پوشیده نیست که در این چهار سال، علی رغم همه تحریم ها، ایران در نوسازی ناوگان هوایی – مسافری موفق بوده است.
افزایش ظرفیت ناوگان هوایی ایران که با تهیه هواپیماهای به نسبت مناسبتر انجام شده است، همیشه یکی از نکاتی بوده است که حتی از دیدگاه منتقدین دولت به عنوان عملکرد مثبت وزارت راه و ترابری این دولت شناخته شده است.
از سوی دیگر هواپیمای پرواز ایروان استانداردهای هوایی جهان را برآورده کرده است و اصلا در صورتی که این هواپیما چنین مجوزی نداشت، کشور اروپایی ارمنستان اجازه تردد این هواپیما را نمی داد.
حالا چرا باید عده ای با غرض و مرض، این مسائل را وارونه نشان بدهند و حتی خرید هواپیماهای جدیدتر را به عنوان یک عامل منفی دولت احمدی نژاد معرفی نمایند؟ (باور کنید بعضی سایت های اپوزیسیون، مطالبی با همین وقاحت نوشته بودند!)
گویا بعضی ها دچار درک وارونه شده اند: آیا پرواز هواپیمایی که شرایط لازم بین المللی را برآورده کرده است و مجوز تردد به کشورهای اروپایی را نیز داشته است، نشان دهنده بی توجهی مسئولین به جان مردم است؟!!
آیا مقاومت ایران بر حقوق ملی خودش در این سی ساله، باعث این کار شده است؟ یا زیاده خواهی دولت آمریکا که دستش از منابع ایران کوتاه شده است، موجب شده تا این تحریم چندین دهه بر ایران اعمال شود؟
اصلا من یک سؤال از مدعیان حقوق بشر و برخی وطن فروشان مدعی صیانت از حقوق مردم دارم؛ مگر نه این است که تحریم ابزاری که به طور مستقیم با جان یک ملت ارتباط دارد، ناقض حقوق بشر است؟
مگر نه این است که تحریم قطعات هوایپماهای مسافربری که جان مردم عادی یک کشور را تهدید می کند، عملی خلاف حقوق اولیه مردم است؟ پس چرا شما عربده کشان حقوق بشر ساکتید؟
یعنی جان این همه هم وطنی که در اثر عمل ضد قانونی آمریکا در این سال ها از بین رفته است، برای شما هیچ ارزشی نداشته تا خم بر ابرو بیاورید؟!
آیا چون این عمل ضدبشری را آمریکا انجام داده است، سازمان های بین المللی و گروه های موسوم به حقوق بشر باید در چنین سانسور و خفقان عظیمی به سر ببرند؟
آیا تحریم سه دهه ای آمریکا علیه یک ملت و مردم عادی آن (و نه علیه سازمان های نظامی یا امنیتی یا . . . ) ناقض حقوق بشر ادعاییتان نیست؟
پ.ن 1 : وزیر راه و ترابری هم چند ماه پیش، بر این موضوع تاکید کرده بود و با بیان اینکه “تحریم قطعات هوایی ضد بشری است”؛ گفته بود : این موضع با جان انسان ها ارتباط دارد. (+)
پ.ن 2 : دو روز بعد از این حادثه که 168 نفر کشته شدند، در حوادث رانندگی 26 تیر و تنها در عرض 24 ساعت، 68 نفر از هم وطنانمان جان خود را از دست داده اند. باور کنید آمار تمام حوادث دلخراش هوایی و . . . با قتل هایی که در جاده ها صورت می گیرد، قابل مقایسه نیست.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
1 comment جولای 24, 2009




