مشکل عدم پذیرش قانون در چیست؟
ژوئن 29, 2009
شورای نگهبان، به عنوان میراث شهید بهشتی به فاصله یک روز بعد از بیست و هشتمین سالگرد شهادت آن مظلوم انقلاب، انتخابات دهم ریاست جمهوری را به مهر تائید مزین کرد.
شاید جالب باشد که به بیست و هشت سال پیش برگردیم. در آن روزها و در 28 خرداد، امام (ره) در مقابل دشمنان از امام زمان یاری می جوید و بیست و هشت سال و یک روز بعد، این بار جانشنین او، امام خامنه ای است که در نماز جمعه تاریخی، مشابه آن توسل گرانبها را زمزمه می نماید.
30 خرداد سال 60، روز کشتار مردم توسط اغتشاشگران است و در شنبه 30 خرداد 88 نیز حداقل ده نفر از هم وطنانمان در پی تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون مبارز به قتل می رسند.
اما ارزش خون بهشتی خود را نشان می دهد و در سالگرد شهادتش، میراث او به ثمر می نشیند و با تمام موانعی که در پیش رو دارد، صحت انتخابات را تائید می کند.
البته قانون شکنان، سابقه طولانی در رابطه با رد هر چیزی که مطلوبشان نباشد، دارند.
دلیل دیکتاتوری اقلیت و آشوب های این روزهای آنان چیست؟
این روزها، هر چه قدر فکر می کنم می بینم صورت مسئله خیلی راحت است. جدا از اینکه معترضان نتوانسته اند برای ادعای نقلب، هیچ مدرکی رو کنند، یک بازنگری به چهار سال پیش آنان ماجرا را روشن می کند.
آنانی که امروز ادعای تقلب دارند و به بهانه آن به ریاست جمهوری احمدی نژاد و انتخاب مردم گردن نمی نهند؛ چهار سال قبل و در حالی که دولت و عوامل اجرایی در اختبار آنان بود و فرصت هیچ تقلبی به ضررشان وجود نداشت نیز، تسلیم انتخاب مردم نشدند و در یک بدعت تاریخی به احمدی نژاد تبریک نگفتند و به جای احترام به او به عنوان رئیس جمهور کشور، او را رئیس دولت می خواندند. آیا آن موقع هم این گردن کشی، به بهانه تقلب بود؟!
مشخص است آنان از ورود یک فرد جدید و صالح به دایره قدرت، وحشت داشتند و به همین دلیل، بدون هیچ بهانه ای، از اطاعت او به عنوان رئیس جمهور فرار کردند و بارها بر سر راه مردم و کشور، کارشکنی کردند.
آیا به نظر شما عجیب است که وقتی آن ها، حضور مجدد احمدی نژاد و دوری خود را از قدرت(حداقل برای یک مدت 4 ساله دیگر) می بینند دست به چنین اقدامات شدیدی بزنند؟
حالا این بهانه ادعای واهی و بی مدرک، تقلب باشد یا انتقاد او از هاشمی رفسنجانی یا هر چیز دیگر، مهم نیست. مهم این است که آنان رفتار چهار سال پیش خود را این بار و در لباسی دیگر اجرا می کنند و بی آنکه به حامیانشان، واقعیت را نشان دهند؛ خون مردم را پایمال می کنند.
آنان همان طور که چهارسال پیش، بدون هیچ دلیلی به تمرد پرداختند، این بار نیز همان را تکرار می کنند.
آیا از آن ها که چهار سال پیش، بدون هیچ بهانه ای، انتخاب مردم را برنتافتند؛ امروزه انتظار دیگری دارید؟
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Entry Filed under: انتخابات دهم و پاسخ به شبهات احمدی نژاد, داخلی. برچسبها: تائید، انتخابات دهم، شورای نگهبان، سال 84، تمرد، هاشمی، موسوی، احمدی نژاد, تجمعه، تظاهرات، اعتصاب، مجمع روحانیون مبارز، بیانیه، 30 خرداد, شهید بهشتی، میراث.
19 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed




1.
ابلهنامه شماره 9 موسوی « داداشی وب | جولای 1, 2009 at 10:14 ب.ظ
[...] بی آبرویی جریان شما نتیجه دیگری برایتان باقی گذاشت که شما دیکتاتوران بخواهید نتیجه بهتری [...]
2.
علی ربیعی | جولای 1, 2009 at 11:09 ب.ظ
قبول دارم که موسوی با کارایی که کرده ابله است اما متاسفانه کسانی که جواب این ابله را داده اند نشان داده اند که به مراتب ابله ترند.
حکومت علی(ع):
http://www.youtube.com/watch?v=U_v2seB4qI8
…این مردم دو دسته اند…بگذر از این اینها…
3.
داداشی | جولای 2, 2009 at 9:20 ق.ظ
سلام
تنوانستم ویدیو را ببینم، ولی می گفتید که چه کاری بدتر از موسوی انجام داده اند که گناه موسوی را در برابر آن، کوچک می دانید
4.
علی ربیعی | جولای 2, 2009 at 7:06 ب.ظ
چرا نتونستید؟ این را امتحان کنید.
http://uk.youtube.com/watch?v=U_v2seB4qI8
صحبت های آقای پزشکیان در مجلس. کامل ببینید.
ما هیچ کدام ادعایی ندایم که 100% اسلامی رفتار میکنیم اما اگر ادعای آنرا داشته باشیم و 100% خلاف آن عمل کنیم، آنگاه چه هستیم؟
5.
داداشی | جولای 4, 2009 at 6:09 ب.ظ
سایت برای من فیلت.ره
و متاسفانه باز هم ویدیوی مورد نظر شما را ندیدم
6.
ایمان | جولای 2, 2009 at 4:32 ب.ظ
تا که میخوای سرتو زیر برف نگه داری…….مرگ بر دیکناتور
7.
داداشی | جولای 2, 2009 at 4:55 ب.ظ
تا هر موقع شما اجازه بدهید! دی:
مرگ بر دیکتاتور، چه مهندس چه دکتر
فعلا که مهندس و طرفداراش، با نادیده گرفتن رای مردم دارند دیکتاتوری می کردند، آن ها با بی احترامی به رای مردم، عملا رکن جمهوریت نظام را نابود می کنند.
باز هم بگو مرگ بر دیکتاتور، چون باهات موافقم.
آن هایی که بدون حتی یک برگ سند، مردم را تلخ کام می کنند، باید به سزای خودشان برسند
8.
علی ربیعی | جولای 2, 2009 at 7:16 ب.ظ
جواب عدم پذیرش قانون ، پایمال کردن قانون نیست.
در قانون اساس ما به صراحت گفته شده است که تجمع و راهپیمایی در صورتی که بر علیه اصل اسلام نباشد منعی ندارد. اما وزارت کشور ما خلاف این قانون عمل می کند.تازه اگر هم اعتراض به نتیجه انتخابات نا حق باشد، خلاف طبق نظر آقای خاتمی جواب آن محاربه و قتل آن خطاکاران نیست.
اعتراف گیری و نشان دادن افراد در تلویزیون قبل از دادن حکم قاونی نیست.
9.
داداشی | جولای 4, 2009 at 6:19 ب.ظ
بله من هم با شما موافقم که جواب عدم پذیرش قانون، پایمال کردن قانون نیست، اما اجازه بدهید ببینیم طبق نظر شما کجا احتمالا این قانون پایمال شده است و از آن مهم تر اینکه اگر هم چنین اتفاقی افتاده است، آیا با به آشوب کشیدن کشور قابل مقایسه است؟
1) در مورد برقراری تجمعات، علاوه بر اصل 27 که طرفداران آقای موسوی مدام بر آن تاکید می کنند، چند مورد قانونی دیگر نیز در مورد تجمعات وجود دارد که (حداقل) بنده ندیدم دوستان به آن بپردازند و مدام فقط اصل 27 را تکرار می کنند و این سواستفاده آن ها از قانون یک عوام فریبی بزرگ است
ماده 31 آييننامه قانون احزاب که در دولت آقاي ميرحسين موسوي تصويب شده است، برگزاري اجتماعات را منوط به دادن تعهد مبني بر “عدم حمل سلاح” يا “عدم اخلال نسبت به مباني اسلام” و “امنيت” دانسته و در اصلاحيه ماده 35 همان آييننامه که در هيات وزيران دولت اصلاحات به تصويب رسيده است: “صدور اجازه کتبي تشکيل اجتماعات به عهده وزارت کشور است و برگزاري راهپيمايي منوط به اطلاع وزارت کشور و تشخيص کميسيون ماده 10″، ميباشد. لذا ميتوان نتيجه گرفت که اين نظام در کشور ما تاکنون مبتني بر اجازه قبلي بوده است و نميتوان به حرف صرف وجود اصل 27 قانون اساسي و با استناد به آن اقدام به برگزاري راهپيمايي نمود (+)
2)بنده هم اطلاعی ندارم که حقیقت ماجرا چگونه است، اما شما از کجا می دانید که بحث اعتراف گیری غیرقانونی بوده است؟
اگر فرد داوطلبانه برای کاهش محکومیت خود چنین کاری کرده باشد، چه می گویید؟
مثلا دقیقا به خاطر دارم که صدا و سیما اعلام کرد که دو فرد در ارتباط با منافقین دستگیر شده اند؛ اما تنها اعترافات یکی از آن ها را نشان داد. حال آنکه اگر بحث اعتراف گیری غیرداوطلبانه بود، هر دو را به صحبت وادار می کردند. به همین دلیل می توان بیشتر به سوی داوطلبانه بودن این همکاری و در نتیجه قانونی بودن آن گمان برد.
سوی دیگر موارد مطرح شده از سوی شما را گفتم. اما باز هم تاکید می کنم که قانون شکنی موسوی و تضعیفی که برای نظام به وجود آورد با هیچ چیز قابل مقایسه نیست و حمایت حتی ضمنی از آن و کوچک کردن گناه بسیار بزرگ و خطرناک ایشان، کاری نادرست است.
موفق باشید
10.
سید علی استناد | جولای 4, 2009 at 11:18 ق.ظ
سلام . دوست عزیز ممنون از حضورتون . به عقیده من این افراد دست بردار نیستند و در این 4 سال هم به قول شما در جامه ای دیگر به مخالفت با عدالت گستری خواهند پرداخت تا برای 4 سال بعد آبرویی جمع کنند . مهم استخوان های این جریان نیستند مهم افراد و مردم و دوستان ناآگاه و فریب خورده ای هستند که با این جریان همراه شده اند آنها باید روشن شوند!
11.
داداشی | جولای 4, 2009 at 6:54 ب.ظ
سلام
گروهی را که هدف گرفته اید، خیلی خوب و آگاهانه انتخاب کرده اید. کاملا حرفتان صحیح است؛ امیدوارم که بتوان در این راه گامی برداشت
یا علی
12.
علی ربیعی | جولای 4, 2009 at 6:42 ب.ظ
1) اگر واقعا در ایران قانونی وجود دارد که اصل 27 را زیر پا می گذارد متاسفانه می بایست از اول توسط شورای نگهبان رد می شد و یا کمیته ای برای تغییر قانون اساسی انجام می شد.
به نظر من دولت ما برداشت غلطی از راهپیمایی دارد. قبل از حمله آمریکاو.. به عراق میلیون ها نفر در اروپا بر علیه آن تظاهرات کردند اما انگلستان بدون توجه کاری را کرد که دولتش می خواست! چه شد؟
متاسفانه دولت های ایران از 3000 سال پیش تا به حال تاب شنیدن صدای مخالف چه درست چه غلط را نداشته و با وحشی گری پاسخ داده اند. متاسفانه این قضیه در دولت فعلی پر رنگ تر شده است. دولت باید بفهمد که لازم نیست به حرف تظاهر کنندگان گوش دهد اکا حق ندارد با آنها مقابله کند. من فکر می کنم این بند از قانون اساسی ما برای پایان دادن به مشکل بود که متاسفانه با کم لطفی مواجه شده است.
2)حتی اگر برای کاهش مجازات هم باشد ارزشی ندارد چون می تواند دروغ باشد. مخصوصا وقتی می گویند ما تحت تاثیر شبکه های خارجی دست بی این کار زدیم من واقعا ناراحت می شوم که صدا و سیما چقر مردم را احمق فرض کرده است.
آقای موسوی یک درخواست غیر منطقی مطرح کردند و دولت جواب آنرا کوبنده داد به طوری که از یک طرف شک بوجود می آید که درخواست موسوی غلط بوده است از طرف دیگر یک وجهه حکومت های دیکتاتوری از ایران نمایش داد با قطع ارتباطات و اخراج روزنامه نگاران و دستگیری های فراوان و ضرب و شتم و…
اگر توجه داشتید درخواست آقای موسوی همه را ابتدا شکه کرد این دولت و حامیانش بودند که با انجام کارهای بالا بر حق بودن موسوی صحه گذاشتند و جایگاه ایران را پایین آوردند. زیرا در تاریخ معاصر در همه جای دنیا این زورگو ها و حکومت های دییکتاتوری بودندکه از روش های بالا استفاده می کردند. اگر دولت از همان روشی که دولت انگلیس استفاده می کند استفاده می کرد می توانست این اعتراض موسوی را به یک فرصت تبدیل کند تا نشان دهد چقدر ایران آزاد است وای در آخر کار خودشان را می کرد!
13.
داداشی | جولای 4, 2009 at 7:28 ب.ظ
1)اجازه بده حقوق دانانتان ادعای “برداشت غلط از تظاهرات” را بکنند. زیرا این حرف شما، صرفا یک ادعا است و حتی حقوق دانانتان هم با آگاهی از بی اساس بودن آن، چنین چیزی را مطرح نکردند.
دولت اتفاقا وجه آزادمنشانه خود را نشان داد. در سایت قلم هم خبر آن موجود است که وزارت کشور گفته است که برای گرفتن مجوز، مراحل قانونی را طی کنند؛ نه اینکه هوادارانشان را به تظاهرات فرا بخوانند و بعد بدون طی مسیر قانونی و با فشار افکار عمومی و تهدید، بخواهند مجوز بگیرند.
این کار موسوی، عین دیکتاتوری است و شما آن را نادیده می گیرید. آیا در انگلستان ادعایی شما هم تظاهرات کنندگان چنین می کردند؟!!
2) منظورتان از اینکه اعترافش بی ارزش و دروغ است؛ یعنی اینکه طرف گناهی مرتکب نشده، بعد آمده اعتراف کرده با منافقین رابطه دارد؟!!
شما نگران نباشید، دولت با مجوز ندادن به خواسته غیرقانونی، کسی را شوکه نکرد. شما نیک می دانید که کار موسوی قانون شکنی بی نظیری بوده، اما برای تلطیف آن به دنبال این می گردید که یک کار اشتباه از طرف مقابل بگیرید و در قیاس با هم، کمی گناه از چهره موسوی بشویید.
خدمتتان عرض کردم، شما اصلا چنین چیزی از احمدی نژاد در اختیار ندارید و تلاشتان برای توجیه این رفتار موسوی به هر قیمتی نیز، نوید خوشایندی نمی دهد. این کار بوی همان تعصبی را می دهد که هم قطارانتان با کوبیدن بی سند و مدرک، بر طبل تقلب انجام می دهند. هر دو در این نکته مشترک است که نتیجه جستجوی شما از قبل، مشخص است؛ یعنی شما آن قدر می گردید تا بالاحره موردی از احمدی نژاد پیدا کنید و به وسیله آن به نتیجه ای که دوست داشتید برسید؛ مهم نیست که اگر بی تعصب هم نگاه کرده بودید، وقایع همین معنا را داشت یا نه
هم قطارانتان هم از همان اول یقین دارند که تقلب شده، اما توجه ندارند که اول باید مدرکی باشد تا به یقین برسند، به خاطر همین هم هر پرتگاهی را دستاویز خود می کنند و به وسیله هز ادعای نازلی، مدعی تقلب می شوند. نتیجه این می شود که محکم ترین دلیلشان برای تقلب حرف های واقعا مضحک رهنورد در بی بی سی می گردد.
اصلا معنای تعصب همین است.
بنده خودم ادعا نمی کنم که از این بند رها هستم؛ اما در این زمینه حداقل سعی ای کردم.
امیدوارم جسارت نشده باشد، خواهشا بدون اینکه فکر کنید که حتما باید جواب مرا بدهید و یا هر چیز دیگر؛ به این صحبت ها فکر کنید. به هر حال ارزشمندترین مورد در زندگی شما این است که حقیقت را ببینید. اولین سود برنده یا ضرر برنده از این حرکت شما در مسیر خودتان هستید.
موفق باشید
خیلی ببخشید که این حرف ها را زدم.
14.
علی ربیعی | جولای 4, 2009 at 8:29 ب.ظ
1) من خودم در چندین موارد دیدم که تقاضای راهپیمایی شد اما فقط در یک مورد اجازه صادر شدم آن هم برای جشن پیروزی آقای احمدی نژاد البته انتظاری هم غیر از این از وزارت کشور نمی رفت برای همین آن کسانی که قاونون اساسی را نوشته اند این موضوع را درک کرده اند و تنها موارد منع شده را حمل سلاح و یا با هدف ضد اسلام عنوان کرده اند نه ضد دولت و نه حتی ضد نظام.
اصل 27:
تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
بله در انگلستان هم قبل از حمله به عراق میلیون ها نفر به خیابانها ریختند تا به چنگ اعتراض کنند. دولتشان به یک نفر هم حمله نکرد و کسی را زندان نکرد. روزنامه ها را نبستو سایت های اینترنتی را فیلتر نکرد اما چند روز بعد به عراق حمله کرد!!!!!!!!!
به نظر من باید مدارک و شواهد مبین گناه کاری فرد باشد نه خود آن مخصوصا اینکه متاسفانه در ایران وضعیت خوبی برای اعتراف گیری وجود ندارد.
باز هم تکراری شد. درخواست موسوی برای ابطال یا برگزاری مجدد انتخابات غیر قاونوی بود ولی راهپیمایی ها غیر قانونی نبود بلکه این مجوز ندادن به راهپیمایی ها غیر قاونی بود. این کار به علاوه بقیه کارهای دولت شبهه به حق نبودن آنها را بوجود آورد. بماند آنکه باعث تلفات مالی و جانی و ار بین رفتن وجهه ایران هم شد.
من هم هنوز ادعای تقلب در انتخابات را ندارم. مشکل من نحوه برخورد دولت با کل ماجرا بود که معمولا در دهه های قبلی توسط دولت های دیکتاتور انجام می شد. بستن روزنامه ها، اخراج و دستگیری روزنامه نگاران ، ضرب و شتم مخالفان…!! واقعا اگر به حق هستند چرا نمی گذارند مخافان حرف بزنند؟ مگر نمی توانند جواب بدهند؟ در ضمن من نمی گویم دولت کنونی دیکتاتوری است. خیر از رای مردم بر آمده است اما این اعمالی که انجام می دهد فقط توسط دولت های دیکتاتور انجام می شود. مشکل این تضادی است که باید حل شود.
15.
داداشی | جولای 10, 2009 at 9:26 ق.ظ
فکر می کنید اگر موسوی پیروز می شد، جشن پیروزی برگزار نمی کرد؟
در مورد مجور راهپیمایی هم، دانشجویان قصد داشتند جلوی سفارت انگلیس جمع شوند و به خاطر دخالت هاش، اعتراض کنند؛ با اینکه مسئله خیلی با اهمیتی بود، مجوز داده نشد؛ آن ها هم اطاعت کردند.
شاید انگلستان چند سال پیش را یادتان نیاید، اما تصاویر درگیری پلیس آمریکا با معترضین به جنگ عراق و بازداشت گسترده آن ها، از ذهن ها پاک نشده است (ضمن اینکه در انگلیس هم اینجوری بود، اما اخبار آمریکا مهم تر بود و بیشتر نشان داده شد)
حتی چند روز بعد از انتخابات ایران، عده ای در انگلیس به یک موضوع داخلی و غیر حساس اعتراض داشتند، نتیجه این شد که پلیس انگلستان در کمال آرامش (!) 160 نفر از آن ها را بازداشت کرد. (توجه کنید که این ها علیه نظام و . . . شعار نمی دادند، به بانک و کلیسا و مردم هم حمله نمی کردند.)
حتی در خود اصل 27 که شما آورده اید، بحث عدم داشتن سلاح (چه سرد و چه گرم) مطرح شده است؛ خدا وکیلی از همان سالعات اولیه شنبه 23 خرداد، حامیان موسوی، با چماق و آجر و . . . به بانک ها و ساختمان ها حمله نکردند؟
این که دقیقا نقض قانون است و وزارت کشور نباید به آن مجوز بدهد؛ اما با این حال (با یک انعطاف زیاد) به ستاد موسوی اعلام کرد که باید تعهد بدهند که آن ها حاضر به انجام همین کار و گرفتن مجوز نشدند
یا علی
16.
علی ربیعی | جولای 10, 2009 at 10:43 ق.ظ
آن جشن پیروزی نبود. فقط برای انجام کاری مشابه با طرفداران موسوی بود.
ببین من بارها اعتراضات در انگلیس را دیدم. در نهایت آرامش 160 بازداشت نشده اند. برای هر مسئله ای تضاهرات وجود دارد و پلیس فقط نظاره گر است.رئیس پلیس آن هم به تظاهر کنندگان نمی گوید که شما در زیر پای ما له خواهید شد. کسی را هم مانند امام جمعه ما یا روزنامه کیهان ندارند که بگوید معترضان و تظاهرکنندگان دولت مفسد فی العرضند و باید اعدام شوند در ضمن روزنامه ها و منتقدان دولت هم همگی تعطیل نشده یا به زندان نمی روند!
والا ما هر چی فیلم از این صدها فیلمی که دیدیم یک نفر تظاهر کننده با سلاح ندیدم. فقط دو تا فیلم بود که افرادی با لباس نظامی شیشه های خانه و ماشین های مردم را خرد می کردند. تیراندازی از مقر بسیج هم به سوی مردم دیدیم ولی یک نفر ندیدیم که به سمت آن پایگاه شلیک کند.
شما نمیتونید به واسطه اینکه بعضی ها سوئ استفاده می کنند یک عمل قانونی را غیر قاونوی اعلام کنید!! از فردا رانندگی هم غیر قانونی می شود زیرا هر ساله عده زیادی عمدی یا غیر عمدی کشته می شوند. استفاده از چاقو غیر قاونی است زیرا هر ساله عدهای به این طریق کشته می شوند.
در همین چند روز گذشته حدود 150 نفر از مسلمانان چین به طرز فجیعی قتل عام شده اند اما وزارت امور خارجه حتی ابراز تاسف هم نکرده است در صورتی همواره عمل مشابهی را برای کسانی که در غرب ایران زندگی می کنند انجام داده است!! قبول دارم سیاست کثیف است اما ما یا باید قبول کنیم سیاست ما بر اساس اسلام است و یا دیگر نگوییم سیاست اسلامی است و بیشتر از این به اسلام ضربه نزنیم.
17.
داداشی | جولای 13, 2009 at 10:49 ق.ظ
علی جان، سرم شلوغه اگر یک یادآوری کنی، بعدا جوابت را در حد خودم می دهم
ممنون
18.
سعید | نوامبر 3, 2009 at 12:43 ب.ظ
اول رای 25 میلیونی رو ثابت کن . بعد بگو دیکتاتورها میخوان پایمالش کنن. دیکتاتورها در مقام قدرت هستند که دیکتاتورند. کسی که قدرت نداره چطور دیکتاتور میشه؟ شما نادان ها تعاریف عادی رو هم به نفع خودتون عوض میکنید.!!! کجان پس 25 میلیونت؟ چرا رهبرت نمیاد مثل حادثه 18 تیر بگه طرفدارای دولت عزیزش بیان تظاهرات؟ واسه اینکه کسی رو جز چندتا مزدور مثل تو نداره دور و برش. چرا اجازه یک راهپیمایی سکوت را به جنبش سبز نمیده؟ واسه اینکه میترسه میلیونها نفر بیان وآابروی نداشتشو ببرن. چون قدرت کاذب کورش کرده. مرگ بر دیکتاتور بزرگ.
19.
داداشی | نوامبر 4, 2009 at 10:49 ق.ظ
آدم باشعور و فهیم، کسی که مدعی تقلب است باید ادعایش را ثابت کند، فعلا که تمام شرایط صحت انتخابات را نشان می دهد و دلائل شما، برای هیچ عاقلی توجیه کننده نیست. اصلا می توانید این موضوع را در هر دادگاه بین المللی مطرح کنید و ببینید حرف شما، چیزی را اثبات می کند یا نه؟
شما باید رای 30 میلیونی موسوی و 13 میلیون رای ادعایی کروبی را اثبات کنید.
می فهمی؟
فحش هایت را هم نگه دار برای هم پیاله های مثل خودت.
اما کار ما بر اساس ادب و منطق است.