قاتل ندا صالحی کیست؟
ژوئن 23, 2009
چند ماه پیش بود که سایت های مختلف خبر دادند که تئوریسین مشهور اصلاحات، در جلسه ای اعلام کرده که اصلاحات به خون احتیاج دارد. بعد از این سخنان بود که مقامات عالی نظام، برای خنثی کردن این نقشه، برنامه جدی در حفاظت از جان موسوی را آغاز کردند و با چند برابر کردن محافظین او و تحت نظر گرفتن اوضاع، این نقشه را خنثی کردند.
اما روزهای بعد از انتخابات، با زنده شدن خط مشی خشونت طلبانه موسوی و حامیانش، این نقشه جان دوباره ای گرفت و از همان روزها اول مشخص بود که به (قول خودشان) دنبال “شهدای سبز” هستند. اما عوامل مختلف، از جمله مخالفت خانواده های کشته شدگان که بعضا حتی موسوی و حامیانش را صراحتا مسئول خون بستگان خود اعلام کردند، موجب شد که نتوانند ازاین شهدا، باری ببندند و حتی تجمعی که پنجشنبه گذشته با حضور خود موسوی هم انجام شد، هیچ توفیقی در زدن سند شهادت افراد، به نام جنبش سبز نداشت.
این عطش به وجود آوردن شهید، در این گروه ادامه داشت تا تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون مبارز در روز شنبه، این فرصت را ایجاد کرد تا این افراد با سو استفاده از جریانات، خود را به اسم شهید، مفتخر بدانند.
تیراندازی به سوی بانو ندا صالحی آقا سلطان، که از حامیان موسوی در تظاهرات خوانده شده، فرصتی را ایجاد کرد تا او را شهید سبز بنامند.
تصاویر دلخراش جان کندن این هم وطن، که به طرز مشکوکی به فاصله چند دقیقه بعد از مرگ او و به طور گسترده در شبکه های مختلف جهان منتشر شد، این فرصت را از حامیان موسوی گرفت تا بتوانند به طور دقیق به موضوع نگاه کنند.
در حقیقت، دلخراش بودن تصاویر که حتی هر انسان غیر متعصبی را تحت تاثیر قرار می داد، این فرصت را برای سودجویان فراهم کرد تا با غلبه احساسات بر عقلانیت، برای خود شهیدی دست و پا کنند.
نکته مهم در قتل صالحی آن است که طبق گفته راویان این ماجرا، او در فاصله دوری از تظاهرات حضور داشته و مورد اصابت گلوله قرار گرفته است، یعنی همان طور که در تصاویر هم دیده می شود، او اصلا در صحنه تظاهرات نبوده است.
این در حالی است که روز شنبه که این حادثه رخ داده است، نیروهای انتظامی از سلاح گرم استفاده نکردند و حتی در مقابل تجمعات خشونت آمیز نیز دست به سلاح گرم نبردند تا از اثرات منفی آن، جلوگیری کنند.
جالب است که این موضوع، حتی در رسانه های تندروی مخالف نظام نیز تائید شده و آن ها هرگز ادعا نکرده اند که در برخورد با راهپیمایان، از سلاح گرم استفاده شده است.
حالا این سؤال پیش می آید که وقتی در برخورد با سران این راهپیمایی ها و خشونت ها، دست به اسلحه برده نشده است، چگونه ممکن است برای ندا صالحی که اصلا در تظاهرات شرکت نداشته است، سلاح گرم استفاده شده باشد؟
آیا وقتی که برای پیش گیری از ضررهای احتمالی ، حتی در برخورد با گروه های چندصد نفره معترضین، از اسلحه گرم استفاده نشده است؛ می توان پذیرفت که برای یک فرد دور از خشونت ها، گلوله استفاده شده است؟!!
ندا صالحی یک فرد معمولی بوده است که کشتن او هیچ ارزش خاص سیاسی یا مبارزاتی هم نداشته است. این در حالی است که گلوله که مستقیما به قلب مقتول برخورد کرده است؛ نشان می دهد که هدف قاتل، قتل حتمی او بوده است!
قتلی که بلافاصله با حضور دوربینی با کیفیت به سراسر جهان، منتشر شد!
آیا پذیرفتنی است که در روزی که از اسلحه گرم، حتی بر ضد مجامع چند صد نفره خشونت آمیز استفاده نشده است، به روی یک دختر تنها، اسلحه بگیرند و او را به قتل برسانند؟!!
ماجرا وقتی جالب می شود که با بررسی گوله های خارج شده از بدن کشته شدگان حوادث اخیر مشخص شد که فشنگ های به کار رفته متعلق به هیچ یک از ارگان های نظامی و امنیتی کشور نبوده و از طریق واردات و از خارج از مرزهای کشور به تهران فرستاده شده است. جالب تر اینکه، این تصاویر و آشوب سازی ها در مناطقی روی داده که جزو مناطق درگیری و اغتشاش نبوده است.(+)
به نظر می رسد که هر چه این موضوع، مورد بررسی بیشتر قرار می گیرد، معلوم می گردد که عده ای با به قتل رساندن هم وطنان عزیزمان، قصد سواستفاده از آن ها را دارند و انتساب شهدایی که خودشان به قتل رسانده اند، می خواهند شهیدی برای خود دست و پا کنند.
امید است که این مدارک غیرقابل تردید و مستند، رهگشایی کوچک برای حقیقت جویان باشد و هم میهانان عزیز، تسلیم حقیقت شوند و نخواهند که دیگران، به خاطر خود خواهی آنان آسیب ببینید.
دوستان هم نوشته اند:
قاتلان “فاطمه طالقاني”ها، ابايي از كشتن “ندا آقا سلطان” ها ندارند
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Entry Filed under: انتخابات دهم و پاسخ به شبهات احمدی نژاد, داخلی. برچسبها: نیروی انتظامی، کشتار، لاس شخصی, ندی، ندا، صالحی، آقا سلطان, تصویر، فیلم، دانلود، عکس، هویت، قاتل، بسیج، شلیک، تک تیرانداز.
42 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed




1.
علي | ژوئن 23, 2009 at 4:54 ب.ظ
همه مي دونند كه كاره اين بسيجيهاي كثافته
درود بر ندا
روحش شاد و سبز
2.
داداشی | ژوئن 23, 2009 at 9:57 ب.ظ
یعنی همه احمقند؟!!!
چرا به مردم توهین می کنید؟!
این همه شواهد عکس ادعای شما را نشان می دهد.
شما حق ندارید از جانب مردم، آن ها را ناآگاه فرض کنید و فکر کنید آن ها هم بدون عقل تصمیم می گیرند.
شواهد برای هر انسان عاقلی گویا است، شما هم می توانید به جمع حقیقت جویان بپیوندید
3.
michel | ژوئن 23, 2009 at 8:15 ب.ظ
boro be darak to ea fashist bishtar nisti
4.
داداشی | ژوئن 23, 2009 at 9:58 ب.ظ
نکنه شما هم از کسانی هستی که با این شواهد دستت رو شده و داری فحاشی می کنی؟
شواهد خیلی گویا است و فحاشی ها و توهین های شما هم آن ها را پاک نمی کند.
بسیاری از مردم حقیقت را به خوبی درک می کنند
5.
لیدا | ژوئن 23, 2009 at 11:46 ب.ظ
من از وقتی که دیدم تیر خورد فهمیدم که ربطی به تظا هرات نداره چون در فیلم کاملا مشخصه
من نمی دونم اینا تا کی میخوان خودشون رو گول بزنن
منافقین دارن تک تک ما ها رو از بین میبرن
اینا هنوز دنبال اعلامیه موسوی که باعث تموم اغتشاشات است هستند
موسوی اگر ادم بود خودش می اومد اماج تیر قرار بگیره از ترس چپیده تو خونه اعلامیه تیکه پاره میکنه
بنظر من انکه دست هر چی جنیتکاره به ایران باز کرد موسوی بود و ایشان باید جوابگو باشند
ندا صالحی رو اماج تیر قرار دادن اما کی چرا ؟
اما ندا در این حین شلوغی به قتل رسیده و عاملش هم موسویه
دیگه حرفی ندارم با تشکر از اگاه بودن مدیر وب
6.
داداشی | ژوئن 24, 2009 at 6:54 ق.ظ
ممنون، لطف دارید
کاشکی همه مثل شما باشند
7.
ftrre4w3 | ژوئن 23, 2009 at 11:48 ب.ظ
من از وقتی که دیدم تیر خورد فهمیدم که ربطی به تظا هرات نداره چون در فیلم کاملا مشخصه
من نمی دونم اینا تا کی میخوان خودشون رو گول بزنن
منافقین دارن تک تک ما ها رو از بین میبرن
اینا هنوز دنبال اعلامیه موسوی که باعث تموم اغتشاشات است هستند
موسوی اگر ادم بود خودش می اومد اماج تیر قرار بگیره از ترس چپیده تو خونه اعلامیه تیکه پاره میکنه
بنظر من انکه دست هر چی جنیتکاره به ایران باز کرد موسوی بود و ایشان باید جوابگو باشند
ندا صالحی رو اماج تیر قرار دادن اما کی چرا ؟
اما ندا در این حین شلوغی به قتل رسیده و عاملش هم موسویه
دیگه حرفی ندارم با تشکر از اگاه بودن مدیر وب
8.
طاها | ژوئن 24, 2009 at 12:35 ق.ظ
می گویند پیغمبر پیش بینی کرده بودند که عمار به دست دشمنان اسلام (یا تعبیری دیگر به همین مضمون) کشته میشود. هنگامی که عمار به دست سپاه معاویه کشته شد عمروعاص این طور قضیه را ماست مالی کرد که: عمار به دست چه کسی به جنگ آورده شد؟ علی! پس قاتلش نیز خود اوست!!
9.
داداشی | ژوئن 24, 2009 at 6:56 ق.ظ
طاها جون، این استدلال را قبلا خواندم، ولی تنها یک مغلطه است
پس لطفا با دقت جواب آن را مطالعه کن
اون وقت خون یاران معاویه به گردن کیه؟
چه جوریه که خون یاران علی(ع) به گردن طرف مقابلش است، اما خون یاران معاویه به گردن خودش؟
جز این است که دلیل آن، این است که یکی برای حق می جنگید و دیگری برای قدرت؟
جز این است که معاویه، دلیلی برای زمامداری نداشت و می گفت چون سربازانی ناآگاه و ستیزه جو دارد، باید دیگران تسلیم فرمانروایی او شوند؟
آیا جز این است که امروزه هم، برای تقلب گسترده، حتی نمی توانند “یک برگ سند” ارائه کنند؛ اما به پشتوانه نیروهای ستیزه جو، می خواهند به قدرت برسند؟
پس آیا صحنه تاریخ دوباره تکرار نشده است؟
این بار خون یاران علی (ع) و معاویه، بر گردن کیست؟
آیا جز این است که این بار نیز، معاویه است که دستش به خون همگان آغشته شده است؟
10.
آرمیتا | ژوئن 24, 2009 at 2:54 ق.ظ
سلام علیکم مطالبتون رو خوندم مرسی دوست دارم باورشون کنم اما من ریاضی خوندم و بدون مدرک دلیل یا منبع نمیتونم اعتماد به نوشته های زیباتون بکنم اگر مدرکی دارید بسم الله
11.
داداشی | ژوئن 24, 2009 at 7:06 ق.ظ
سلام
تمام موارد این نوشته به جز نوع فشنگ ها، مطالب منتشر شده در اینترنت و به نقل از نزدیکان خود نداصالحی است
اصلی ترین محور این بحث هم روی این بوده است که ندا صالحی اصلا در تظاهرات شرکت نداشته است. این مطلب هم در فیلم های منشتر شده مشخص است و هم در مصاحبه نامزد او با بی بی سی
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/06/090622_mm_neda_soltan.shtml
دیگر نکته بحث شده این است که روز شنبه در مقابله با “تظاهرکنندگان” از سلاح گرم استفاده نشده است، حتی اگر مطالب رسانه های این ور آب را هم قبول نداشته باشید، می بینید که رسانه های مخالف هم عدم استفاده از سلاح گرم در مقابله با “تظاهر کنندگان” را تائید می کنند.
تا همین جا هم برای نتیجه گیری بحث و رسیدن به نتیجه مطرح شده کفایت می کند و مورد آخر، یعنی نوع گلوله ها برای تاکید بیشتر آورده شده است و حتی نادیده گرفتن آن خللی ایجاد نمی کند
بر خلاف دلائل قبلی که ملموس بود و برای همگان قابل رویت بود، نوع گلوله ها را که نمی توان در سایت چسباند! برای آن خبر به سایت جهان نیوز (که بدون توجه به خط فکری آن، واقعا سایت خوش نام و مطنقی و با ادبی است)ارجاع داده شده است؛ که لینکش در مطلب است.
البته چنانچه گفته شد، نیازی هم به این استدلال آخر نیست و کل فرآیند نتیجه گیری بر اساس فیلم های منتشره و مصاحبه بی بی سی و دقت و اندیشه در اتفاق پیش آمده است.
اگر باز هم سؤالی بود در خدمتم
12.
ناشناس | ژوئن 24, 2009 at 2:01 ب.ظ
از کجا معلوم حرف های شما درست باشد هر جریان و هر دولتی برای بقا خود دست به اعمال جنایتکارانه می زند و در انتها آن را به این و ان نسبت می دهد کمی عاقلانه اگر به موضوعات اخیر با توجه به حوادث تاریخی بنگریم متوجه خواهیم شد که دولت دست بسیار بازی برای انجام هر کاری دارد و از جانب دیگر دولتی که نتواند از جان مردم حفاظت کند و عوامل خارجی به این راحتی بتوانند نفوز نماییند و جان مردم را بگیرند بنا حضور همچین دولتی چه ضرورت .
آقای نویسنده مطلب شما هم با احساسات مردم بازی می کنید و می خواهید به نوعی راه به بیراهه ببرید نه جانم مردم را ساده ندانید که همانا خودتان بسیار کوچک جلوه خواهی کرد
13.
داداشی | ژوئن 24, 2009 at 6:26 ب.ظ
به جای تهمت زدن، یک کم روی دلیل ها فکر کنید.
مدارک حرف های بنده، به طور گسترده در اختیار همگان است (فیلم حادثه و مصاحبه با بی بی سی و . . .)، هر انسان عاقلی می تواند متوجه شود که وقتی در روز شنبه، نیروی انتظامی و بسیج، حتی در مقابل آشوبگران خشن از سلاح گرم استفاده نکردند تا بهانه ای به دست دیگران ندهند و در این راه، تعداد زیادی از مجروح و مصدوم دادند، چگونه ممکن است در یک خیابان خلوت دختری را کشتنش هم هیچ ارزشی ندارد، به قتل برسانند تا خوراک تبلیغاتی معاندین را تامین کنند؟!!!
به جای هتاکی کمی عاقل باش، همین
14.
Ali Rabiei | ژوئن 24, 2009 at 2:30 ب.ظ
اگر مقامات ایران از همان اول می گفتند که کار منافقین است قضیه فرق می کرد. اما آنها به اعتنا بودن اند و حتی تقاضای مراسم ختم را برای ندا رد کرده اند.
در ضمن مقامات ایران ، کیهان ، ریس پلیس و… گفته اند که این خونها پای موسوی است و کسانی که به تضاهرات رفته اند! این منطق من را یاد این گفته ها می اندازند:
این که مردم فلسطین توسط نیرویهای ما کشته می شوند تقصیر خودشان است که به خیابان ها آمده اند. در ضمن حماس بعضی از این فلسطین ها خودش می کشد تا مظلوم نمایی کند!!
15.
داداشی | ژوئن 24, 2009 at 6:31 ب.ظ
خودتان را به آن راه زده اید یا واقعا متوجه نیستید؟!!
دلیل عدم مجوز به برپایی مراسم، برای عدم سواستفاده از این حادثه بود، چه جوری نتیجه دیگری گرفته اید؟!!!
اتفاقا دیر واکنش نشان دادن نظام نشان می دهد که خود آن ها در جریان نبودند، چرا که اگر این کار بر عهده آن ها بود، سریع ماجرا را دست می گرفتند و از “همان ابتدا” کاری می کردند که این جریان به نفعشان باشد، نه اینکه فرصت را به دشمنانشان بدهند تا از آن کلی سواستفاده کنند!
پس کل ماجرا به خوبی نشان می دهد که قتل برای ضربه ردن به نظام انجام شده و البته تا حد زیادی هم به نتیجه مطلوبشان رسیدند.
در مورد آخر هم که گوبا بیشتر مزاح فرموده اید، در همین نوشته، طاها معادل حرف شما را زده بود، پاسخ آن را دادم؛ می توانید مطالعه فرمایید.
مصاحبه جدید نامزد خانم صالحی را بخوانید، خیلی از واقعیت ها را روشن می کند و رسانه های دروغگو را هم لو می دهد
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=559842
اگر سؤال منطقی بود در خدمتم
16.
ایرانی | ژوئن 24, 2009 at 3:00 ب.ظ
ندا اصلا در انتخابات شرکت نکرده بوده و حق اعتراض در این مورد نداشته پس در جبهه ی اغتشاشگران بوده،یعنی در راه خدا کشته نشده که هی میگید شهید ندا صالحی و… .راه شهدایی مثل باکری ها و همت ها از این افراد که خودشون موجب مرگشون میشن و به زودی معلوم خواهد شد که کار منافقین و گروه های مشابه است،جداست.آدم به عقل بعضی ها شک می کند که واقعیت را میبینن ولی توجه نمی کنن.ما هم دوست نداریم خون از بینی هموطنامون بریزه ولی در ازای کسی مثل ندا،از بچه های نیرو انتظامی و بسیج و امثال اینها هم شهید و مجروح شدن.چرا از اینها دفاع نمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا از مادر و دختری که در مهدکودک به دست طرفداران موسوی کشته شدن دفاع نمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
17.
داداشی | ژوئن 24, 2009 at 6:32 ب.ظ
حرف هایتان کاملا درست است
مطمئنا ارزش خون دو شهیدی که گفتید بسیار بالا است
18.
Ali Rabiei | ژوئن 24, 2009 at 10:50 ب.ظ
کار نظام که نبوده. معلوم است که از این واقعه هیچ نفعی نمی برده. مشکل اینجاست که افرادی هستند که نه اهمیتی به آبرو و جایگاه نظام می دهند و نه اهمیت به جان افراد.همانطور که ین افراد ده سال پیش به کوی دانشگاه حمله کردند، این هفته هم به بقیه مردم حمل کردند. از نظر این افراد خون این دانشجویان و تظاهر کنندگان مباح است هیچ اهمیتی هم ندارد بقیه چه فکر می کنند. این افراد ممکن است در نیروی انتظامی یا بسیج یا جاهای دیگر باشند اما از سیاست کلی آنجایی که هستند تبعیت نمی کنند فقط خودسر کاری را انجام می دهند که فکر میکنند درست است. باید جلوی این گونه افراد خطرناک گرفته شود.
اما بطور کلی رفتار نیروی انتظامی و … منوط به این مورد نیست همه ما رفتار آنها را در کلیپ های دیگر دیده ایم. این روش برخورد مربوط به قرن گذشته است.
19.
داداشی | ژوئن 25, 2009 at 6:33 ق.ظ
همین که به این نتیجه رسیدید که این کار نظام، به طور مشخص نیست، خودش یک پیشرفت است
شما این نکته را هم اضافه کنید که گلوله یافته شده مربوط به هیچکدام از زیر مجموع های نظام نیست، متوجه می شوید که کار افراد خود سر هم نمی تواند باشد و اصلی ترین متهم آن آشوبگران هستند
در مورد حوادثی مانند کوی دانشگاه و حضور لباس شحصی ها در آنجا این مطلب را حتما مطالعه بفرمایید و آن را در کنار شواهدی نظیر آوردن چند ماشین بیل و کلنگ و سنگ قبل از درگیری و آسیب ندیدن سران آشوب با یورش به کوی دانشگاه و . . . )، قرار دهید ، خیلی روشن کننده است؛ فقط سعی نکنید آن را به نیروهای ماورایی و . . . منصوب بکنید؛ چون مشخص است که متهم اول آن، همین آشوبگران هستند.
به علاوه اصلی ترین مانور این چند روزه روی همین کلیپ ها بوده که حالا تو زرد در آمده است، مگر بقیه خشونت نیروهای انتظامی جز این است که تر و خشک را با هم تنبیه کرده است؟ اگر چه کار درستی نبوده، اما در شرایط بحرانی که آشوبگر و مردم عادی را به سختی می توان تشخیص داد، کار عجیبی انجام نشده است. به علاوه شما کارهای آشوبگران را نمی بینید؟ قتل چند هم وطن بی گناه از جمله مادر و دختر، یک تازه داماد، ندا صالحی و چندین و چند بسیجی؟ تازه این ها فقط قتل ها هستند، از خشونت های دیگر بگذریم که خود من بعضی از آن ها را دیده ام و هیچ جا ثبت نشده است، این وبلاگ هم تنها بخش کوچکی از آن ها را پوشش داده، که قابل استفاده است.
آدم منطقی هستید، فقط اگر به دنبال توجیه نباشید، خیلی از مسائل روشن می شود
موفق باشید
20.
ناشناس | ژوئن 25, 2009 at 10:31 ق.ظ
یرانی:
مگر تو خدا هستی که به این راحتی می گویی فلانی شهید است و دیگری نه ………. حرفت را سنجیده بزن و مانند یاغی ها افسار ت را پاره مکن . از خودت حرف بزن نه از دهن این و آن….
فقط خداست که می داند این قدر هم شما جناب نویسنده به مطالب خودتون بها ندهید که اصلا دلایل تان محکمه پسند نیست … آره برای گول زدن بچه خوبه …..
21.
داداشی | ژوئن 25, 2009 at 2:26 ب.ظ
جناب هانی ناشناس!
لطف می کردید و می گفتید که کجایش محکمه پسند نیست. اینکه شما تهمت بزنیید که کاری ندارد و البته ارزشی هم ندارد.
من مستند حرف زدم، شما هم مستند حرف بزنید تا حقیقت روشن شود
موفق باشید
22.
Ali Rabiei | ژوئن 25, 2009 at 1:58 ب.ظ
در مورد کارهایی که به تظاهر کنندگان نسبت داده می شود هم ابهام وجود دارد. کلیپی وجود دارد که نشان می دهد ماموران با لباس رسمی ماشین و پنجره خانه ها را می شکستند.
من این منطق را قبول ندارم که چون مردم عادی و آشوبگران قابل تشخیص نیست باید به همه حمله کرد. این منطق اسراییل در حمله همزمان به مردم و سربازان فلسطینی است.
به نظر من حوادث اخیر سه موضوع را نشان داد:
1) بسیاری از هم وطنان ما مخصوصا در تهران مفهوم دموکراسی را نفهمیده و نمی توانند شکست را قبول کنند.
2)نیروی انتظامی و … شیوه هایی وحشیانه در مقابله با قانون شکنی و دارند که بسیار شبیه به همتایان اسراییلی است.
3)با توجه به رقابتی بودن انتخابات، نظارت بر انتخابات دیگر نمیتواند فقط منوط به یک شورای ثابت باشد بلکه باید شامل همه نامزد ها باشد تا به نتایج آن تن در دهند.
23.
داداشی | ژوئن 25, 2009 at 2:21 ب.ظ
کسی ادعا نکرده که ماموران باید به همه حمله کنند و حرف شما کاملا درست است.
البته مطمئنا از نظر وحشی گری مانند اسرائیل نیست و باید بهتر شود، همان طور که اگر شما این چند روز در خیابان ها بودید؛ بهبود نسبی را می دیدید (عدم استفاده از سلاح گرم، تحمل بالاتر، استفاده “کنترل شده” از قوه قهریه و . . .)
در مورد شورای نگهبان، حضور طیف های مختلف بسیار مفید و لازم است، من هم با شما موافقم. اما حداقل شرط حضور در چنین جایگاهی پایبندی کامل و عملی اعضا به قانون و لایت فقیه است و متاسفانه بخش بسیار بسیار بزرگی از اصلاح طلبان به طور علنی نشان دادند که چنین شرط ابتدایی را ندارند و در هیچ کجای دنیا کسی که به قوانین نظام پایبند نیست را در جایگاه بالایی قرار نمی دهند. متاسفانه اصلاح طلبان، نه تنها فرصت را از خودشان گرفتند؛ بلکه اجازه ندادند که تنوع سیاسی در رده های بالاتر هم وجود داشته باشد.
آن ها حتی با رفتارشان، شخص بزرگواری چون آیت الله صافی گلپایگانی را به کناره گیری از ریاست شورای نگهبان در زمان امام (ره) کشیدند. (جریان انتخابات مجلس سوم شورای اسلامی به ریاست کشوری همین آقای محتشمی پور را مطالعه فرمایید)
به علاوه برای رعایت قانون، لازم نیست تا مجری قانون دوست ما باشد تا ما به اجرای آن تن در دهیم، همچنان که نباید مانند موسوی فقط هنگامی که قانون به نفع ما است، با آن احترام بگذارید.
اصلا فایده قانون همین است که در هر شرایطی باید به آن تن در داد.
موفق باشید
یا علی
24.
داداشی وب | ژوئن 25, 2009 at 2:27 ب.ظ
[...] 25, 2009 تحلیل روز : قاتل ندا صالحی کیست؟ افشاگری : مدارک مستند از نقشه قبلی برای ایجاد شایعه [...]
25.
نازنین | ژوئن 30, 2009 at 3:09 ب.ظ
و مکرو و مکرالله والله خیر الماکرین
خدارو شکر ورق داره برمیگرده و خدا جای حق نشسته
من به این جنابان ناشناس توصیه میکنم از آقای مهدوی سردبیر روزنامه اندیشه نو(روزنامه تبلیغاتی متعلق به موسوی) و عضو ستاد موسوی خواهش کنن که بیشتر از این پشت پرده ها رو افشا نکنه چون ممکنه قلب اونایی که ندونسته و نسنجیده زیر علم موسوی سینه زدن واقعا به درد بیاد البته گله ای نیست چون فکر میکردن این موسوی همون موسویه 20سال پیشه نمیدونستن که پشت یک سری گروهک ها و افراد افراطی که اصلا قانون ،ولایت، و فرهنگ نجیب این مملکت رو قبول ندارن راه میره و میگه من همون نخست وزیر امامم
ویه سوال دارم با این اردوکشی ها و آدم کشی ها موسوی میخواست به چه نتیجه ای برسه
آیا میخواست باز هم یه هجده تیر دیگه راه بندازه
و اگر موسوی با این مردم و پشت این مردم بود چرا اونارو دونسته یا نادونسته به بی بی سی و همه فرصت طلبهای اینوری و اون وری فروخت
آیا موسوی حالا احساس خطر نمیکنه
آیا این بود حق این مردمی که بهش احترام میذاشتن و بهش رای دادن
آیا باید به خاطر قدرت آرامش همه رو میگرفت
اصلا ادعا نداریم که حتما دولت حاضر عین عدالت و حقه ولی آیا موسوی با این زهری که درگلوی تک به تک این ملت زجر دیده ریخت حق بود وبه عدالت رفتار کرد
عین عدالتها و عین حقها سالها سکوت کردن وبا لب بسته حرف زدن زهر نوشیدن وبا خون حرف زدن سر دادن و با گلو حرف زدن نه برای اینکه نمیتونستن بلکه فقط برای مصالح اسلام وبس
آیا وقتش نیست کوی دانشگاه کوی علم ، نوآوری و توسعه باشه نه کوچه اجرای سناریوهای از پیش طراحی شده
آیا وقتش نیست این مملکت یه ایران امن و آرام باشه برای 60 یا 70 سال زندگی با عشق و با عزت ، نه میدان جنگ قدرت باشه برای اینوریها و نفت برای اونوریها
آیا وقتش نیست که بذاریم این مردم رنجور یه کم نفس بکشن
آیا وقتش نیست که بذاریم این مردم زخمی که هنوز شیمیاییاش با خسو خس زنده باد ایران میگن و قطع نخاعیهاش توی وصیت نامه هاشون سرفراز باد ایران مینویسن در آرامش یه هوایی تازه کنند
آقا / خانم داداشی اونکه تو خوابه میشه بیدارش کرد اما اونکه خودشو به خواب زده رو نمیشه پس بهتره سره یس توی گوش … نخونین
فقط یه جمله دیگه میخوام بگم
این خداست که نمیذاره ایران دست نا اهل ها بیفته
26.
داداشی | جولای 1, 2009 at 9:45 ب.ظ
سلام
سپاس از نوشتار زیبایتان
درست است، به راستی که
این خداست که نمیذاره ایران دست نا اهل ها بیفته
27.
داداشی وب | جولای 3, 2009 at 6:54 ب.ظ
[...] شان در دنیایی از درد و مشقت فرو رفت، ارزشی بیشتر از ندا سلطانی [...]
28.
رسانه ملی در اختیار ملت « داداشی وب | جولای 3, 2009 at 6:58 ب.ظ
[...] شان در دنیایی از درد و مشقت فرو رفت، ارزشی بیشتر از ندا سلطانی [...]
29.
رسانه ملی به آشوبگران باج ندهد « داداشی وب | جولای 3, 2009 at 7:03 ب.ظ
[...] شان در دنیایی از درد و مشقت فرو رفت، ارزشی بیشتر از ندا سلطانی [...]
30.
هوادار موسوي | جولای 5, 2009 at 9:23 ق.ظ
بخشي از گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی
یکی از مهمترین چالشهای مطروحه در بحث انتخابات دهم ریاست جمهوری، موضوع مهندسی انتخابات و عدمروایی اطلاعات و آمار ارائه شده توسط وزارت کشور میباشد. در این زمینه شواهد ذیل بیانگر احتمال قابل توجه تقلب گسترده در انتخابات است:
1 -وجود مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوق
یکی از روشها، بررسی تطبیقی و توازن آمار ارائه شده از طرق مختلف است که از این روش معمولا در موسسات مالی و حتی آمارگیریهای اجتماعی برای کنترل پرسشنامهها بهرهگیری میشود. بطور مثال موسسات مالی در انتهای روز، سال و یا ماه برای بستن حسابها نیازمند گرفتن تراز مالی و تطبیق فیمابین حسابهای مختلف هستند بطوریکه حتی یک ریال اختلاف فیمابین حسابها کلیه عملیات مالی مجموعه را با خدشه مواجه میسازد. این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که میبایست روایی آمار و اطلاعات ارائه شده از طرق مختلف تطبیق نماید. در بحث انتخابات نیز با عنایت به اینکه آمار ارائه شده در ترکیبهای مختلفی حسب نیاز احصاء و ارائه شده است برای آزمون فرضیه روایی آمار و اطلاعات آرای هر یک از نامزدها آمار آرای مأخوذه استانهای مختلف که از سوی وزارت کشور در دو طبقهبندی متفاوت ارائه شده است با یکدیگر تطبیق داده شده است. به گونهای که آمار تفکیکی شهرستانهای استان (ارائه شده در تاریخ 25/3/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) با آمار تفکیکی صندوقها (ارائه شده در تاریخ 2/4/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) مقایسه شده است که متأسفانه در 24 استان کشور آمار منتشره وزارت کشور دارای مغایرت میباشد. که این مغایرت آراء از یک رأی تا 29 هزار رأی قابل مشاهده است. به نحوی که به نظر میرسد آرای تفکیکی شهرستانها از مجموع آرای صندوقهای آن شهرستان حاصل نشده است. این فرضیه وقتی قابلیت توجه بیشتری مییابد که آزمون فوق در تک تک شهرستانهای هر یک از استانها انجام میگیرد. نتایج آزمون فرضیه فوق در سطح شهرستانها نیز نشان از مغایرت آماری آرای فوق در 78 شهرستان کشور میباشد. مجموع آرای این شهرستانها که عملا از این روش خدشهدار بودنش به اثبات رسیده است، 853/175/11 رأی میباشد.
2- وجود ابهام در میزان مشارکت در استانها شهرستانها و بخشهای مختلف:
یکی دیگر از ابهامهای موجود در میزان آرای ارائه شده توسط وزارت محترم کشور اخذ آرا بیشتر از واجدین شرایط اخذ رأی در برخی استانها، شهرستانها و بخشهای کشور است. به نحوی که در سطح استانی، استانهای یزد و مازندران بیش از صددرصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات آرای مأخوذه به صندوقهای آن استان واریز شده است. آزمون فرضیه فوق در سطح بخشهای بسیار قابل توجه است به نحوی که 60 شهرستان و 192 بخش از بخشهای مختلف کشور با بیش از صددرصد مشارکت مواجه بودهاند. این افزایش مشارکت از 100٪ تا 211٪ قابل ملاحظه است. همچنین مشارکت بالای 95٪ در 125 شهرستان دیده میشود. وزیر محترم کشور در استدلال افزایش مشارکت استان مازندران، مسافرپذیری آن استان و در مورد استان یزد، تعداد دانشجویان را عنوان نموده است که به نظر استدلال ارائه شده دارای پایه و اساس منطقی نمیباشد بطوریکه ملاک قرار دادن دانشجویان، اصولا در شهرهای مرکز استان و استانهای برخوردار نظیر تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و . . . بیشتر قابلیت تحقق دارد نه در استان یزد ضمن اینکه میزان مشارکت در بخشهایی از استان یزد نظیر شهرستان یزد و میبد که بیشترین تراکم جمعیت دانشجو را دارا میباشند به ترتیب 84٪ و 90٪ میباشد و افزایش مشارکت فوق خلاف تصور وزیر محترم کشور در بخشهایی است که دارای مراکز دانشگاهی پرجمعیت و قابل توجه نیستند. در خصوص استان مازندران نیز فرضیه فوق از استحکام لازم برخوردار نیست به نحوی که با توجه به بررسی وضعیت استانهایی نظیر گیلان که میزان سفر طبق آمار رسمی دولت نیز بیشتر از مازندران است این رویداد اتفاق نیافتاده و بخشهایی که افزایش مشارکت در آنها مشهود است مربوط به بخشهای مسافرپذیر آخر هفته نیست. ضمن اینکه با توجه به اعطاء سهمیه بنزین تابستان در اوایل تیر ماه و برگزاری امتحانات دانشگاهها به ویژه کنکور سراسری احتمال انجام این میزان سفر آن هم در روز انتخابات کمتر قابل تصور است. با توجه به موارد فوق روایی انتخابات در بخشهای 192 گانه ذکر شده با ابهام روبرو بوده و عملا 277/898/3 رأی از مجموعه آرای مأخوذه در این جهت با ابهام مواجه است.
از سوی دیگر اگرچه چنین فرضیهای در چنان گستردگی نامربوط بوده و نیازمند اثبات مستدل است، با اینحال همین استدلال مبین یک دسیسه نظام یافته برای تقلب بوده است، زیرا:
اگر فرض کنیم n نفر از شهر الف به شهر ب رفته باشند، در این صورت باید از جمعیت واجد شرایط در شهر الف عده زیادی را کم کنیم، در نتیجه شمار آراء در همین شهر الف بیش از واجدین شرایط خواهد شد. به عبارت دیگر، توجیه وزارت کشور، سبب میشود که سایر شهرها را هم به همین نسبت آلوده ببینیم و این دلیل است بر اینکه همه شهرها باید به نسبتی از این آلودگی سهمی داشته باشند، یعنی تقلب نظام یافته در سرتاسر کشور جریان داشته است. به زبان دیگر، برای اینکه توجیه وزارت کشور درست باشد، باید شهرهایی معرفی شوند که در آنها مردم اصولا میل زیادی به رأی دادن نداشتهاند و نسبت مشارکت کمتر از 60٪ بوده است. این ادعا توهین به مردم و برخلاف جریان مشهود در سرتاسر کشور است. این ادعا باید نشان دهد که جمعیت متراکم در یک شهر از بومیان این مناطق هستند.
3-تمرکز آرای یک کاندیدا در استانهای مشخص
اصولا در پدیدههای اجتماعی و آمارهای منطقی همه اعداد و ارقام میبایست از یک منطق تبعیت نمایند به نحوی که حتی در تحلیلهای آماری مشاهدات عینی دور از منطق به دلیل استدلال فوق به عنوان مشاهدات عینی پرت از مجموعه آمارها خارج میشود. بر همین اساس تمرکز آرای یک کاندیدا در یک شهر، بخش و یا روستا به نوعی آن هم بدون دلایل کافی عملا نشان از ابهام بسیار زیاد در آرای مورد نظر است. یکی از مهمترین مصادیق این موضوع تمرکز آرای جناب آقای احمدینژاد در صندوقهای مشخص استانهای مختلف کشور است که در 307 صندوق رأی ایشان بالای 99٪ است که این موضوع مبین ریختن آرای یکنواخت به صورت کاملا ناشیانه به صندوقها است. تعداد صندوقهایی که آقای احمدینژاد بالای 95 درصد رأی دانسته است، 2233 صندوق معادل 226/262/1 رأی است.
این موضوع وقتی بیشتر نمایان میشود که در برخی از شهرستانها، بخشها و صندوقهای آرای افراد شاغل در ستادهای تبلیغاتی سه نامزد دیگر شمارش نشده و اعلام آراء فوق خلاف گزارشات ناظرین در پای صندوقهای فوق است.
4-صندوقهای حاوی آرای کل مضرب صد
از آنجا که احتمال وقوع آرای کل مضرب صد در هر صندوق یک درصد است و از سوی دیگر تعرفهها به شکل بستههای صدتایی در اختیار صندوقها قرار میگرفته است اگر درصد صندوقهای با آرای کل مضرب صد، در هر بخش یا شهرستان بیش از یک درصد باشد شائبه ریختن تعرفههای باقیمانده در پایان اخذ رأی به نام نامزد خاص را میافزاید، مثلا در بخش رومشگان از توابع کوهدشت لرستان در 49 درصد از صندوقها، آرای کل ریخته شده به داخل صندوق مضرب صد است. در شهرستان کوهدشت لرستان نسبت صندوقهای مضرب صد به کل، 29٪؛ در بخش بزمان ایرانشهر، 29٪؛ در بخش نرماشیر بم 29٪؛ در شهرستان سلسله لرستان، 23٪؛ در شهرستان دلفان لرستان 20٪؛ در شهرستان فلاورجان اصفهان، 19٪؛ در بخش مارگون بویراحمد، 18٪ و در شهرستان عنبرآباد کرمان، 14٪ بوده است.
5-مقایسه آراء صندوقهای ثابت و سیار
از ابتدا یکی از نقاط بدگمانی، احتمال تقلب وسیع در صندوقهای سیار به دلیل جابهجایی مکرر و کنترل کمتر بود. فرضیه تقلبخیز بودن صندوقهای سیار در تنها موردی که وزارت کشور آمار تفکیکی صندوقهای ثابت و سیار را ارائه داده اثبات گردیده است. براساس آمار وزارت کشور در شهرستان قائنات از استان خراسان جنوبی در صندوقهای سیار درصد رأی آقای احمدینژاد بین 80 تا 90٪ است در حالی که در صندوقهای ثابت رأی ایشان بین 40 تا 50٪ است. این در حالی است که میزان مشارکت در این شهرستان 101٪ واجدین شرایط بوده است. این شهرستان را میتوان به عنوان نمونهای از مقایسه آمار صندوقهای ثابت و سیار در سایر شهرستانها به حساب آورد.
6- در شهرستان دلفان لرستان، حداقل 19 صندوق دیده میشود که میزان رأی آقای احمدینژاد در آنها بین 75٪ تا 100٪ است. این صندوقها حتی یک رأی باطله ندارند. در اکثر این صندوقها رأی آقایان کروبی و رضایی که لر هستند صفر یا یک است. برخی صندوقها هست که نه رأی باطلهای هست و نه هیچ یک از نامزدها حتی یک رأی آوردهاند بلکه 100٪ آراء آنها متعلق به آقای احمدینژاد بوده است. در این شهرستان میزان مشارکت 100٪ بوده است.
7-یکی از مصادیق این شواهد را میتوان در نتایج انتخابات شهرستان عنبرآباد استان کرمان مشاهده نمود. در شهرستان مذکور میزان آرای اخذ شده معادل 110 درصد واجدین شرایط است و براساس آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور 95 درصد آراء به آقای احمدینژاد تعلق داشته است. جالب توجه آنکه تعجیل و ذوقزدگی مسئولان ستاد انتخابات وزارت کشور باعث شده تا نکات قابل تأملی را در خصوص آرای این شهرستان در سایت این وزارتخانه در معرض دید هموطنان قرار دهند. از جمله آنکه:
8- در برخی از صندوقها تمامی آراء به آقای احمدینژاد تعلق دارد و سه کاندیدای دیگر دارای هیچ رأیی نیستند. مثلاً در صندوق شماره 13 بخش جبالبارز جنوبی تمامی 307 رأی، در صندوق شماره 14 تمامی 700 رأی، در صندوق شماره 16 تمامی 335 رأی و در صندوق شماره 18 تمامی 600 رأی و در صندوق شماره 21 تمامی 1000 رأی به آقای احمدینژاد تعلق دارد.
9-در برخی دیگر از صندوقهای این شهرستان، مجموع آرای سه نامزد دیگر تک رقمی است. مثلاً در صندوق شماره 13، 16، 20 و 30 بخش مرکزی از کل آرای ریخته شده به صندوق، سه نامزد دیگر مجموعاً 7 رأی کسب کردهاند. وضعیت مشابهی در صندوقهای شماره 3، 4، 7، 11، 19، 22، 24 و 25 بخش جبالبارز جنوبی و صندوق شماره 3 بخش اسماعیلی مشاهده میشود.
31.
هوادار موسوي | جولای 5, 2009 at 9:24 ق.ظ
نكنه قاتل ندا خودتي كه اينجوري داري به اين و اون تهمت ميزني؟!
32.
سایه | جولای 6, 2009 at 9:56 ب.ظ
جوونهای مردم رو امثال ندا هارو زدین کشتینم تف به شرفتون
مدرک هم پیدا کردین؟ دستتون برای همه رو شده
33.
داداشی | جولای 10, 2009 at 10:15 ق.ظ
حالا که مدارک علیه شما رو شده است، نگران شده اید؟
آن موقع که جوان های مردم را می کشتید باید فکر امروز می بودید
34.
سهیل | جولای 8, 2009 at 10:19 ق.ظ
شما انقدر غرق در دنیای خودتونید و انقدر دنبال آدم کشی هستید که حتی نمیدونید مقتول ندا آقا سلطانه نه صالحی.الانم برای لاپوشی این همه قتل میخواید اینو پا دیگران بندازید اما شما هم مثل نمایندتون ملت رو خر فرض نکنید!!اقلا شهامت داشته باشید!
35.
داداشی | جولای 13, 2009 at 11:04 ق.ظ
این نوشته در همان روزهای اول این اتفاق منتشر شده. به تاریخش توجه کنید. آن روزها هم در بیشتر رسانه ها با همین اسم معرفی شده بود
36.
از دروغ متنفرم | جولای 12, 2009 at 6:48 ب.ظ
اولا دوربين با كيفيت بالاي سر ندا نبود و دوربين موبايل بود. دوما 20 نفر ديگه رو چي؟ اونا رو هم منافقان كشتند و دوربين با كيفيتي(!) بالاي سرشان بود؟! اگه فيلم ها رو كامل ديده باشي ميبيني كه بعد از شليك گلوله به ندا، مردم به طرف نيروهاي امنيتي ميرن و بعد از اينكه شخص شليك كننده رو ميگيرن، معلوم ميشه كه از نيروهاي بسيجيه. اين مطلب رو از زبان دكتر آرش حجازي هم شنيدم. هموني كه دستش رو به سينه ندا گرفته بود تا ازش خون نره.
در ضمن توي همون روزي كه ندا كشته شد، 10 نفر ديگه توسط نيروهاي امنيتي با شليك گلوله كشته شدن. بعد شما چطور حرف اينها رو كه ميگن توي اون روز از سلاح گرم استفاده نكرديم، باور مي كنيد؟!!!!!! واقعا كه جاي تعجب داره.
تازه من تصاويري ديدم كه نيروهاي بسيج مسجد لولاگر از بالاي ساختمان در حال شليك گلوله به سمت مردم بودند. نكنه منظورت از منافقان، همون ها باشه ؟؟؟!!!!!!!!!!!! سعي مي كنم در روزهاي آينده لينك اين تصاوير رو براتون بفرستم.
37.
داداشی | جولای 13, 2009 at 10:41 ق.ظ
در آپلود انترنتی کیفیت پایین آمده بود، وگرنه تصاویری که شبکه های آن ور آب نشان دادند، با کیفیتش بود
قصه حجازی با قصه استاد ندا فرق داره. چرا حجازی باید این دروغ ها بگوید؟ چرا اگر کارت او نبسیجی وجود داشت، آن را ارائه نکرد؟
ادامه بحث با شما، شرطی دارد که در پاسخ به کامنت دیگرتان مطرح کردم
38.
از دروغ متنفرم | جولای 14, 2009 at 11:32 ق.ظ
من اصلا از اينترنت اين فيلم را نديدم. منظور من همان تصاويري بود كه شبكه هاي آن ور آب (مثل بي بي سي) نشان دادند. لطفا خودتان را گول نزنيد و قبول كنيد كه اين فيلم با موبايل گرفته شده نه با دوربين با كيفيت(!).
دكتر حجازي نگفت كه كارت اون بسيجي رو من گرفتم. ايشون گفتن كه مردم اون شخص رو گرفتن و از روي كارتش فهميدن كه طرف، بسيجيه. پس كارت اون پيش دكتر حجازي نبوده كه بخواد اون رو ارائه كنه. در مورد 20 نفر ديگه هم جواب ندادين.
شرط شما را در كامنت ديگر پذيرفتم. پس لطفا جواب بقيه سوالهاي كامنت هاي قبلي مرا بدهيد.
39.
داداشی | جولای 16, 2009 at 3:46 ب.ظ
دو تا شرط ما یکی بحث بیکاری بود، که گفته اید فیلم را ندیده ای اما دوباره شروع به سؤال کردی! اتفاقا جواب سؤال هایت را هم در آن بود، منتظرم تا نظرت را “صریح” اعلام کنی. چون گویا لینکش خراب است، این هم لینکی که آپدیت کردم و می توانید استفاده نمایید
شرط دیگر هم همین اسناد آنلاینی بود که از القای تقلب پیش از انتخابات از سوی بعضی ها! منتشر کرده ام
شما که به هیچ کدامش عمل نکردی (البته به یکی اش چون لینکش خراب شده، نمی توانستی هم عمل کنی)
40.
از دروغ متنفرم | جولای 16, 2009 at 10:59 ب.ظ
شما اول گفتيد كه كافيه به سوال مربوط به بيكاري و اينكه دنبال حقيقت هستم، پاسخ دهم. ولي الآن اسناد القاي تقلب هم اضافه شد! در پاسخ به اين سوال بايد بگم كه اگر مير حسين موسوي، در اين انتخابات شكست مي خورد و به اين صورت اعتراض مي كرد، حرف شما كاملا درست بود. ولي الآن كه پيروز قطعي انتخابات شده، و فقط به دليل قدرت طلبي بعضي ها كنار زده شده، اين حرف ها تاثيري در افكار و رفتارم ندارد.
اين هم پاسخ به اين سول… شديدا منتظر پاسختان به سوالهاي كامنت اول، و كامنت هاي ديگرم هستم…
41.
sayee | جولای 21, 2009 at 1:48 ب.ظ
قاتل ندا سلطاني عباس كارگر جاويد است
42.
داداشی | جولای 22, 2009 at 3:54 ب.ظ
پس چرا استاد ندا چیز دیگری می گوید؟ مگر ایشون شاهد ماجرا نبوده؟