جایی که مسیر فوتبال و ورزش ما جابجا شد
مارس 23, 2009
امروز شبکه سوم سیما، بازی ایران-استرالیا 97 را پخش کرد.
بازی را که داشتم می دیدم خیلی خاطرات زنده شد، آن موقع 10-11 سال داشتم و خیلی هم اهل مطالعه نشریه، به خصوص از جنس ورزشی اش بودم.
تفاوت هایی که به طور ملموسی از آن روز در ورزش می دیدم موجب شد تا مروری بر حوادث این دوره زمانی بکنم.
تفاوت ظاهر و رفتار بازیکنان و دست اندرکاران آن روز و امروز کامل جلب توجه می کرد.
ورزش ما آن سال شاهد نسلی بود که در دوره دفاع مقدس پرورش یافته بودند و آن ایثارها را دیده بودند و می دانستند که باید تلاش کنند. به خاطر همین بود که بعد از پایان جنگ، روزبه روز ورزش ما و به ویژه فوتبال پیشرفت کرد و در سال های 96-98 میلادی به نقطه ای رسید که هنوز هم برای ما یک قله محسوب می شود.
اما چرا ما از این قله، بالاتر نرفتیم؟!
نتیجه ای که در آن سال ها بدست آمد؛ حاصل روحیه تلاش و اتحادی بود که از سال های دفاع مقدس به ارث برده بودیم و با سادگی و صفای همه ایرانی ها ترکیب شد تا به جایی برسیم که نه تنها استعدادها و نبوغ فردی تبلور یابند، بلکه همگان در اندیشه یک تیم باشند و واقعا یک تیم بودند.
اما صعود به جام جهانی، جایی بود که موجبات سقوط این دژ را به وجود آورد. البته اشکال از خود جام جهانی نبود، چرا که برعکس، جام جهانی نقطه ای برای شروع بالندگی است.
سال 76 علاوه بر صعود به جام جهانی فوتبال، سال شدت یافتن جریانی در کشور بود که گویا هر چه آن جریان فرصت بیشتری می یافت، نزول فرهنگ فوتبال ما هم بیشتر می شد، به طوری که با به اوج رسیدن فعالیت های این جریان در سال های بعد از جام جهانی 98، شاهد انواع اتفاقات ناهنجار در فوتبال بودیم.
این جریان که با به قدرت رسیدن بخش سیاسی اش، زمینه را برای فعالیت های فرهنگی خود بسیارمناسب می دید، به تعقیب اهداف خود پرداخت و به تقلید از فرهنگ غرب، که خود را وامدار آن می دید، بازیکنان فوتبال را از یک فرد خدمتگزار و زحمت کش به اسطوره هایی تبدیل کردند که مردم باید به دنبال آن ها بدوند.
آن ها را از جامعه جدا کردند و به قدری بالا بردند که خود را از بسیاری از هنجارها نیز جدا می دیدند. تبلیغات گسترده روی آنان و تلقی این تفکر که از بقیه برتر هستند، اثرات بسیار هولناکی داشت. تبدیل بازیکن مذهبی تیم به همنشین دخترکان نیمه برهنه و ترویج فرهنگ ارتباط با جنس مخالف از طریق این اسطوره های خلق شده که مجلاتی مانند تماشاگران دز صدر ترویج کنندگان آن بودند، کار را به جایی رساند که چیزی از هویت قبلی تیم ملی باقی نماند.
خواسته های روزافزون بازیکنان که هر روز بیش از پیش می خواستند و درگیری های که در تیم ملی رخ می داد، دیگر هیچ نشانی از آن مسیر رو به پیشرفت نداشت.
البته آن نسل به علت پیشینه خود، تا حدی از این جریانات سالم بیرون آمدند، اما نسل بعدی که به ویژه با “حرفه ای شدن فوتبال” همزمان شدند، ملاک هایی متفاوت یافتند و بسیاری از آن ها “پول” را هدف اصلی قرار دادند و بدیهی است که در چنین حالتی، اگر این هدف حتی اگر در پایین ترین تیم های اماراتی یا لیگی هم به دست می آمد، نیازی به تلاش بیشتر نمی دیدند.
این شد که فلان بازیکن محبوب تیم پایتخت به راحتی به خود اجازه شنیع ترین وقاحت ها را نسبت به حامی نوجوان خود می دهد و ناراحت نیز نمی شود.
همین شد که بسیاری از زندگی ها از هم پاشید و فوتبالیست هایی که در تیم ملی نیز به یکدیگر رحم نمی کردند، نتوانستند گره از تیم باز کنند و حتی هرزگاهی فیلم های ناهنجار از برخی منتشر می شد که نشان از وضعیت بد موجود می داد.
اگر دوباره به آن نقطه اوج برگردیم، باید فریاد بزنیم که این نتیجه حاصل شما اسطوره ها (؟) نبود، این ها نتیجه تلاش شما و خواستن شما و دعا و معنویت آحاد این ملت بود، پس این ها را ادامه دهید تا به نتیجه مطلوب برسیم. ما فوتبال را نمی خواستیم تا به خیابان ها برزیم و آشوب کنیم، ما نمی خواهیم بازیچه کسانی باشیم که در آشوب های آن سال ها، همه چیز را طلب کردند جز سربلندی این کشور عزیز اسلامی را.
چه توهین هایی که با نام “شادی” به اعتقادات این ملت شد و چه الگوهای سیاهی که به جامعه معرفی کردند.
ما باید به مسیر برگردیم، مسیر تلاش، مسیر اتحاد و مسیر اخلاص که هر گاه این دلائل جمع شده اند، مانند آنچه در این سال ها در تیم های والیبال پایه مان انجام گرفت، نتائج عالی هم گرفته ایم.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
Entry Filed under: جامعه, ورزشی. برچسبها: الگو، خواستن توانستن است, ایران، استرالیا، 98، 97، جام جهانی، صعود فوتبال، سوط فوتبال.
2 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed




1.
سایت تخصص دانلود موبایل | مارس 24, 2009 at 8:25 ب.ظ
با سلام
مدیریت سایت تخصصی دانلود موبایل هستم لینک وب پر بار شما رو در قسمت دوستان سایت قرار دادم لطفا شما هم برای حمایت از ما لینک ما را قرار دهید با تشکر
حمید
2.
با این الگو چه نسلی می خواهیم بسازیم؟! (3) « داداشی وب | مارس 26, 2009 at 11:53 ب.ظ
[...] تاکید بیش از حد کلاه قرمزی، بر شخص امین حیایی و ابراز علاقه مداوم او و آقای مجری نسبت به حیایی که بسیار هم شدید بود، یک اثر بیشتر ندارد و آن هم ایجاد یک چهره اسطوره مانند از این شخص (و البته دیگر مهمانان بقیه قسمت های همین برنامه) در ذهن کودکانی است که این مجموعه ها را تماشا می کنند. متاسفانه این اسطوره سازی که از مختصات فرهنگ غربی و برای پرکردن جای بزرگان معنوی صورت می گیرد، در ایران نیز به ابزاری برای جایگزینی ایدئولوژی غربی به جای فرهنگ دینی تبدیل شده است و متاسفانه در گذشته نیز، شاهد ضررهای آن بوده ایم. (+) [...]