Archive for فوریه, 2009

تابناک دوست دارد شماره 1 باشد!

سایت خبری بازتاب در زمان خودش، سایت پیشرو و خوبی بود که توانست علاقه مندان بسیاری را به خود جلب کند و مخصوصا در روزگار تسلط رسانه ای اصلاح طلبان روزنه جدیدی برای پیگیری اخبار تحریف نشده فراهم آورد.
هنوز یادم نرفته که در دانشگاه خودمان عمدتا بچه های مذهبی مروج این سیات در دانشگاه شدند و کار به جایی رسید که طیف های گوناگونی و حتی طرفداران اصلاح طلبان نیز در اثر این تشویق بچه ها، بازتاب را در سبد مطالعاتی خودشان قرار دادند و هر موقع دانشجویان دیگر را در مرکز کامپیوتر می دیدم حتما چند نفر، با سلائق گوناگون این سایت را رصد می کردند.

این وضعیت ادامه داشت تا انتخابات سال 84 برگزار شد و احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید، بر خلاف زمان انتخابات (مخصوصا مرحله اول)، این سایت از ظهور یک اصولگرای حقیقی استقبال کرد و کارهای ستودنی احمدی نژاد بخش ثابتی از خبررسانی و تحلیل آن ها را تشکیل می داد.

این روند ادامه داشت تا زمانی که مدیریت سایت عوض شدو تابناک هم بعد از مدتی توقیف گشت.

بعد از چند ماه تابناک با شکل و شمایل کاملا مشابه بازتاب و با اسمی شبیه به آن یعنی “تابناک” شروع به کار کرد.

بعد از این ماجراها شاخص ترین خصوصیت این رسانه را در تغییر رفتار در برخورد آن با دولت ظاهر شده بود که با توجه به تغییر مدیریت و عدم راهیابی صاحبان آن در دولت جدید، قابل انتظار بود.

از طرفی تابناک به واسطه عملکرد خوب بازتاب، سابقه مثبتی در ذهن مخاطبان داشت و یکی از دو سایت سیاسی و پرخواننده ایران بود و علاقه مندان زیادی هر روز برای کسب خبر به آن مراجعه می کردند، شاید همین مقبولیت آن ها را به فکر سواستفاده از جایگاهشان انداخت و شاید این فکر را در آنان تقویت کرد که این جایگاه را را محملی برای جبران قدرت بدست نیامده در دولت نهم سازند.

پرداخت عجیب به تخریب دولت یکی از برنامه های ثابت این سایت در تمام این مدت بوده است، به طوری که علاوه بر پوشش نقص ها و کمرنگ کردن موفقیت های دولت نهم، می توان به چند قانون این سایت در پوشش اخبار، به شرح زیر بتوان اشاره کرد:

  • به کار بردن تعابیری “حمله” و یا صفاتی مانند “تند” و “شدید” برای نقدهای حامیان دولت و در مقابل، کم کردن بار تخریبی اهانت های مخالفین دولت و حتی استقبال از انتشار نوشته های تندروهای اصلاح طلب یا اپوزیسیون
  • ذکر وابستگی به دولت در عنوان خبر، هنگامی که خبری با بار منفی از آن ها منتشر می گردد.
  • و اگر نخواهم این لیست را که تنها مشاهدات و نتیجه اسقرائی بنده است بیش از این طولانی کنم، باید به درج گسترده نظرات مخالفین دولت که حتی گاهی به تمسخر ارزش ها نیز کشیده می شود اشاره کرد که در مقابل سانسور نظرات محترمانه و مستدل حامیان دولت، خود گویای خط مشی مغرضانه این سایت است.

حذف حامیان دولت :

می گویند اگر می خواهی مهره اصلی را از بین ببری باید مهره های دور و بر او را نابود کنی.

این دستورالعملی است که عینا از سوی بعضی ها برای احمدی نژاد و هر آنکس که حامی او است به کار می رود.

سایت تابناک هم در ادامه روندی که در بالا به آن اشاره شد، این سیاست را در قبال احمدی نژاد و حامیان پر قدرت او در پیش گرفته است.

چند روز پیش، خبرگزاری فارس خبری را به نقل از سایت اصلاح طلبان عملگرا منتشر کرد که در آن از نامه گلایه آمیز مهندس موسوی به خاتمی در باب عهد شکنی در ماجرای انتخابات، خبرداده بود(+)

تابناک این خبر را به نقل از فارس  گذاشت، ولی حرکت تخریبی اش را ساعاتی بعد شروع کرد و بدون اینکه به نشر این خبر از سوی اصلاح طلبان اشاره کند، خبرگزاری فارس را منبعی “غير موثق” خواند و برای اینکه تیر بی اعتمادی را به آن شلیک کند اضافه کرد که :

گفتنی است، خبرگزاری فارس اخيرا اقدام به انتشار خبرهایی از جناح اصلاح طلب نموده که عمدتا تکذیب و رد شده‌اند.

البته تابناک به این موضوع اشاره ای نکرد که تقریبا تمام خبرهای فارس، منبع مشخصی دارند و مانند بسیاری از سایت ها از جمله تابناک نیست که از “یک منبع آگاه ناشناس” یا “فرد مطلعی که نخواست نامش فاش شود” خبر را منتشر نماید و بدیهی است که در این حالت مسئولیت اصلی صحت خبر بر عهده آن “منبع خاص” است و نه خود خبرگزاری فارس.
همچنان که در ماجراهایی که تابناک به آن ها اشاره کرده و از آن با نام خبرپراکنی کذب فارس علیه اصلاح طلبان نام برده، عمدتا خبرهایی بوده اند که طیف های مختلف اصلاح طلب متضاد با یکدیگر منتشر کرده اند و فارس هم در راستای خبررسانی خود، آن ها را پوشش داده است و احیانا دروغ بودن پاره ای از آن ها بر عهده همان منابع عمدتا اصلاح طلبشان است، ولی تابناک با چشم پوشی از این واقعیت و به واسطه روند حمایتی این خبرگزاری از دولت، سعی در تخریب فارس داشته و با حذف این نکته که اتفاقا خبرگزاری فارس به واسطه همین مشخص بودن منابعش، کاملا قابل اعتنا و مورد استناد است سعی کرده پربیننده ترین سایت خبری ایران را از میدان به در کند.

البته تابناک به همین مقدار بسنده نکرده است و مبادرت به درج نظرات توهین آمیز و تخریبی، عیله دولت و این خبرگزاری کرده و در مقابل نظرات مخالف را که نمونه ای از آن در پایان آمده، سانسور نموده است.

این در حالی است که بی اعتمادسازی نسبت به چنین خبرگزاری حرفه ای و ارزشمندی، کاری بسیار سخیف است که نشان از عجز انجام دهندگان آن دارد که از شیوه های معقول نتوانسته اند میدان را از وجود حامیان دولت خالی کنند و برای تخریب دولت و حامیان آن، دست به چنین کارهایی می زنند.

پ.ن 1: از همه جالبتر اینکه خود خبرگزاری فارس، پیش از تابناک این خبر را تکذیب کرده (+ و +) و با این اقدام حرفه ای خود نشان داده که اگر هم قرار نیست و نمی تواند همه اخبار را پوشش دهد، ولی حداقل سعی بر آن دارد تا آن قسمتی را که پوشش می دهد، حقیقت باشد.

پ.ن 2: این هم نظری است که بنده در جواب این سایت فرستادم، ولی ترجیح دادند چشم خود را بر حقیقت ببندند و برای تخریب دولت و حامیان آن، خوانندگان خود را این بار هم بفریبند.

فارس خبر را به نقل از سایت اصلاح طلبان با نام “تغییر” گذاشته بود (نه خودش)

http://tagheer.ir/archives/1387/11/21/970

و جالب آنکه در یک اقدام حرفه ای این تکدیبیه را نیز بر روی سایتش قرار داد:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8711220418

شما بهتر از است به جای دروغ پراکنی و تهمت به فارس، برای مطرح شدن خودتان صداقت را پیشه خود سازید.

پ.ن 3: این دو تا مطلب هم تجربیات دیگری از عملکرد این سایت را بیان می کند. ( + و + )

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

9 comments فوریه 11, 2009

توکلی راه حلت کو؟

گفت : می گن احمدی نژاد باید محاکمه بشه، اون هم پیش خدا.

گفتم : خوب اینکه عجیب نیست همه باید این مسیر را طی کنند، حالا مگه چی شده؟

گفت : آخه برادر احمد توکلی مسئول یادآوری اینکار شده و گفته که اگر دولت کمتر خرج می کرد، الآن پول بیشتری داشتیم.

گفتم : چشم بسته غیب گفته! حالا این پول را خرج چی کرده؟ داده به دوستانش یا تو حساب سوییسش خوابونده؟

گفت : هیچ کدام. هزینه واردات بنزین شده.

گفتم : این دولت که هر راه حلی برای صرفه جویی و پایین آوردن مصرف بنزین انجام داده. تازه بعضی ها هم از اون به عنوان “فشار بر مردم یاد” کردند وباهاش مخالفت می کنند. حالا آقای توکلی گفته که برای تنظیم این کمبود چه راهی غیر از خرید بنزین وجود داشته؟

گفت : نه، فقط چند بار گفته که اگر احمدی نژاد این پول را خرج نمی کرد، الآن سرمایه نقدی بیشتری داشتیم و آخر کار هم اون را به خاطر این خرج در مقابل خدا مسئول دونسته. البته گفته که مجلس هم باید مخالفت می کرده که انجام نداده، ولی فعلا که فقط احمدی نژاد را در برابر حسابرسی خدا قرار داده.

گفتم : تا وقتی نقد بدون پشتوانه و الکی برای آدم ها شخصیت می آره، انتظار بیشری نمی توان داشت. تازه اگر تخریب احمدی نژاد هم باشه که امتیازش پیش  بعضی از روشنفکر ها  (؟) دو برابره!

پ . ن : نوشته مورد بحث اینجاست.

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

1 comment فوریه 10, 2009

بالاخره خاتمی بله را گفت!

بعد از گذشت ماه های متمادی و در حالی که هر روز طرفداران خاتمی در انتظار نامزدی مجدد او بودند، این امر بالاخره رنگ واقعیت به خود گرفت.

چرا خاتمی ناز می کرد؟

بی شک یکی از نزدیکترین افراد به محمد خاتمی، ابطحی است، محمد علی ابطحی چند روز قبل در  مصاحبه با لس آنجلز تایمز، نامزد نشدن در انتخابات را برای خاتمی “غیرقابل تحمل” خواند. (+)

پس خاتمی از این بابت مشکلی نداشت و امیدوار بود هر چه زودتر مسیر برای دستیابی مججد او به قدرت فراهم شود. پس چرا اینقدر تعلل کرد؟

چرا هر بار اعلام کاندیداتوری یا نفی آن را به بعد، موکول می کرد؟

تنها پاسخی که می توان برای آن یافت، نگرانی او از اعلام کاندیداتوری اش بود؛ ولی نگرانی از چه؟

پاسخ این سؤال را باید در رفتار حامیان حضور او در انتخابات جستجو کرد، هوادران خاتمی در طی این مدت و برای کمک به رفع این نگرانی دست به اقدامات مختلفی زدند؛ ولی در همه آن ها یک نقطه مشترک می توان یافت.
از کمپین های پویش و دعوت تا اجلاس سران بازنشسته جهان و یا اخبار کذب در جهت محبوب نشان دادن او، همه در همین نقطه مشترک جمع می شدند:

تقویت این باور که او محبوب است

به خاطر همین بود که هر باز بعد از مراسمی این چنینی، حامیان نامزدی او، اعلام می کردند که امیدوارند خاتمی بر تردید ها فائق آمده باشد و نظر مثبت خود را اعلام کند.

یعنی امیدوار بودند که او بر نگرانی اش، که همانا عدم پیروزی در کسب آرا مردم است، غلبه کند و همان طور که ابطحی گفته بود هر چه زودتر این دوری از قدرت را به وصال ختم کند!

ولی تمام این بازی ها به نتیجه لازم برای حضور خاتمی منجر نشد و او همچنان خود و طرفدارانش را در برزخ بازگشت به قدرت نگه داشت تا جایی که فردی مانند عمادالدین باقی نیز به سطوح درآمد و این رفتار او را “ننربازی” خواند.

سواستفاده دوگانه

اینجا بود که اصلاح طلبان دست به بازی جدیدی زدند و میرحسین موسوی را نیز به بازی کشاندند، در ابتدا به نظر می رسید که هدف از این کار تنها، مصادره نقاط قوت میرحسین به نفع خاتمی است، نقاط قوتی که به وضوح از صفات برجسته جدی ترین رقیب خاتمی، یعنی احمدی نژاد است و به واسطه گفتمان او زنده شده است.
تا جایی که پذیرش رئیس جمهوری، بدون آن صفات در مقطع فعلی دور از ذهن است و چون خاتمی در 8 سال ریاست جمهوری اش، فاقد این صفات بوده به ناچار باید آن ها را از طریق میرحسین به خاتمی “پیوند” زد.

به همین دلیل است که خاتمی چی ها سعی می کنند، این دو را تا جای ممکن در یکدیگر ادغام کنند و نتیجه همین فعالیت ها است که به شعار “یا خاتمی یا میرحسین” منجر می شود.

تا اینجای کار یک مرحله از کار به خوبی انجام شده است و صفاتی را که خاتمی به واسطه عدم داشتن آن ها و وجودشان در احمدی نژاد، دلهره شکست را داشت، به او پیوند زده اند.

ولی اتفاقا از همینجا مشکل شروع می شود و اصلاح طلبان، میر حسین را برای شرکت در انتخابات پرانگیزه تر از همیشه می بینند.
در این میان دقیقا مشخص نیست که تشدید فعالیت های ستادهای انتخاباتی میرحسین از طریق حامیان ورود خاتمی انجام گرفته است یا طرفدران واقعی خود موسوی، ولی نتیجه آن یک چیز است و آن اینکه خاتمی خطر “هوو” را در یک قدمی خود احساس می کند و هر لحظه احتمال آن می رود که برخلاف میلش، از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری بازبماند. (حرف ابطحی را که به یاد دارید!)

به خاطر همین است که در روزی که خبرگزاری ها از گام های آخر برای راضی کردن موسوی، جهت نامزدی خبر می دهند، او بلافاصله اعلام نامزدی می کند تا بر خلاف وعده اش منبی بر ترجیح موسوی به خودش، نگذارد تا فرصت کسب مجدد کرسی قدرت قوه مجریه از دستش خارج شود.

همین، رو دست خاتمی به مهندس موسی است که او را به واکنش وامی دارد و فریب خاتمی را یادآور شود. (+)

تا اینجای کار خاتمی چی ها، سواستفاده دوگانه خود را از موسوی انجام داده اند، ولی باید دید که آیا میرحسین  بعد از شکستن سکوت بیست ساله خود، حاضر است دوباره در برابر این امر سکوت پیشه کند؟ و باید منتظر ماند و دید اصلاح طلبان برای صعود از نردبان قدرت از چه کسان دیگری به عنوان طعمه اسفتاده خواهند کرد؟

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

Add comment فوریه 9, 2009

گوشه ای از حال و هوای آن روزها

من هم بی دعوت دوستان برای آن روزهای انقلاب خاطره ای نوشتم.

سن و سال من که به انقلاب نمی رسد، بیشترین نوستالژی من هم به سال هایی بر می گردد که دست در دست پدربزرگم همراه مردم می شدیم و 22 بهمن را گرامی می داشتیم و هنوز که هنوزه شیرینی آن لحظات با هم بودن را حس می کنم.

تصمیم گرفتم به بهانه نوستالژی انقلاب، خاطره ای را ازمبارز انقلابی و اولین فرمانده سپاه غرب کشور، یعنی خانم مرضیه حدیدچی تعریف کنم که شاید کمتر کسی شنیده باشد و به این بهانه هم حال و هوای سال های ابتدایی تر انقلاب را زنده کنم و هم گام کوچکی برای حفظ و نشر خاطرات مغفول مانده آن روزها شود.

خانم حدیدچی به نقل از یکی از آشنایان آن سال ها تعریف می کند که ماشین این راننده تریلی در مسیر قم – تهران و در نقطه مرتفعی از آن که بر دریاچه قم دید داشته، دچار مشکل می گردد و به ناچار در همان جا متوقف می شود.

از طرفی همان موقع مصادف با قتل عام رژیم آمریکایی شاه، در مدرسه فیضیه بوده که عده زیادی از فرزندان ملت را به جرم سردادن آوای حمایت از اسلام و رهبری امام و مخالفت با اهداف تجاوزگرانه آمریکا، به خاک و خون کشیدند و با چماق بدستان و ماموران ساواکی آموزش دیده در آمریکا و اسرائیل، به وحشیانه ترین شکل ممکن ، آن ها را به شهادت رساندند.

از نکات مهم این حادثه این است که به جز افرادی که در لحظات اولیه حمله عمال آمریکا به مردم در فیضیه، از آن خارج شدند این حادثه هیچ جانباز زنده ای نداشته است! شما کسی را نمی تواند پیدا کنید که در محوطه اصلی فیضیه بوده باشد و بعد زنده مانده باشد!

یعنی علی رغم تعداد زیاد خانواده هایی که فرزندان خود را از دست دادند و جنایات زیادی که در این مدرسه رخ داد، هیچ شاهد حاضر در خود صحنه اصلی ماجراها وجود ندارد!

خود شما هم می توانید ماجرا را حدس بزنید، بله تمام افراد حاضر در صحنه اصلی آن ماجرا به شهادت رسیدند و عمال غرب، تمام کسانی را  که در محوطه بودند و دستشان به آن ها رسید، شهید کردند تا حتی الامکان هیچ شاهدی را بر جا نگذارند (البته علی رغم اینکار کسانی که در حجره ها یا دیگر جاها پنهان شده بودند و از دید عمال آمریکا پنهان ماندند، تواسنتند بخشی از حوادث ماجرا را نظاره کنند و بعدها برای دیگران بازگو کنند.)

feizie01

برگردیم به ماجرای رانند همذکور، این بنده خدا در همان جا که بوده و به دریاچه تسلط کامل دشاته، متوجه می شود که هلیکوپتری به آب نزدیک می شود و در آن را باز می کنند و چیزهایی را می خواهند به آب بریزند، از دیدن چیزی که جلوی چشمانش می بیند به شدت تعجب می کند و دچار  وحشت می شود، ولی حقیقت دارد.

آدم هایی را می بیند با عبا و عمامه، که بعضا حتی حرکتی هم می کنند که نشان می دهد زنده هستند، ولی همه آن ها را به داخل دریاچه می ریزند که این هم قسمتی از برنامه از بین بردن تمام حاضران مدرسه فیضیه بوده است.

63561652431621031452531351073560110189226112

در ضمن یک تلاقی جالب وجود دارد، در برخی روایات از گذشته عنوان شده است که در زمان ظهور آقا صاحب الزمان ، در یاچه قم خشک می شود و اجسادی که در آن هستند اسرار ناگفته را بازگو می کنند.

ما تا آن روز در برابر همه عمال آمریکایی و غربی این جنایت ها می ایستیم و نشان می دهیم اگر خوی خونریز و دژخیمی آن ها تمامی ندارد، مقاومت حقیقت جویان را نیز پایان متصور نیست و پیروزی نهایی با اینان است.

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

7 comments فوریه 9, 2009

بهمن خونین

امروز سرودی از روزهای اخلاص و شکوه انقلاب گذاشتم.

شعری که با هربار شنیدن آن، اشک از چشم هایم جاری می شود. شعری که برای من نسل سومی، فضای آن روزها را بازسازس می کند.


برای مایی که آن روزها را ندیدم از شهدا می گوید که از حسین گونه جهاد کردند و آدمیت را از قعر دنیا نجات دادند و بر زمستان بهار را دمیدند و بوی عطر شقایق و شهید را در شهر پیچاندند؛

news-big-060131093728-islamic-revolution-4

و کسی که پیشاپیش تمام این بزرگواران حرکت کرد امام بود، امامی که بر ظلم شب خروج کرد و مقتوای تمام انقلابیان و آزادیخواهان بود.

news-big-060202083859-islamic-revolution-22

پ.ن : در این زمانه که گروه های گوناگونی تلاش می کنند تا از فراموشی آن روزها و فاصله بین نسل ها استفاده کنند و وقایع را تحریف کنند و نقش یکتای امام و شهیدان مسلمان تحت امر ایشان را از بین ببرند. سرودهایی اینچنینی سندی جاویدان هستند که بی واسطه، شرایط آن روزها را منعکس می کنند.

تا ابد زنده یاد شهیدان و امام شهیدان

مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.

Add comment فوریه 6, 2009

Next Posts


دیکتاتورها نابود شدنی اند

تلاش برای پایمال کردن رای 25 میلیون ایرانی، عین دیکتاتوری است.

هميشه با داداشي تان باشيد!

Powered by  MyPagerank.Net

Subscribe to me on FriendFeed

مشتری ایمیلی داداشی شوید!

وبلاگ داداشی

تازه ترین رویدادها

 فرزند ملت

حامی شان هستیم

دسته‌ها

نوشته های تازه

بایگانی

برترین مطالب

Blogroll

RSS نوشته های یک پابرهنه

RSS رویدادها