آب قند خاتمی در دانشگاه تهران

دسامبر 17, 2008

مواجه با منتقدان سرسخت، بسیار دشوار است، میتینگ های دانشگاهی، یکی از سخت ترین این موارد هستند که هر فردی را به چالش می کشاند.

حالا به نظر شما، برای کسی که تنها امید رای آوردن عده ای است، چه باید کرد؟ مخصوصا در مورد کسی که برای نامزدی دودل است و انواع همایش های دعوت و پویش و سران بازنشسته جهان هم، مقبولیت مورد نظر را برایش به بار نیاروده است و به علاوه این فرد از آخرین حضور جدی در دانشگاه خاطره تلخی داشته است؟

جواب مشخص است، یک جلسه شلوغ با سؤالات آرام و مکتوب که چالشی هم در پی نداشته باشد.
به نظر شما جلسه ای که سخت ترین سؤال آن ” آیا 8 سال برای فعالیت شما کافی نبود” است، به اندازه کافی این منظور را برآورده کرده است؟!

آیا این تمهیدات و عدم اجازه به پرسش نیروهای معتقد به نظام و منتقد آقای خاتمی، که نقد آرام نظام را پیگیری می کنند، فضا را برای درگیری های اپوزیسیون مخالفی که هیچ خطی را بر نمی تابند، در جلسه آماده نکرد؟
راستی این عدم تحمل منتقد با شعار “آزادی دگر اندیشان” و “زنده باد مخالف من ” سازگار است؟!! یا دگرانیشان و مخالفانی که از این آزادی برخوردارند، فقط شامل سکولارها و صهیونیست ها می شوند؟

آقای خاتمی الآن وقتش بود

جبهه اصلاحات، به ویژه افراد گرداگرد سید محمد خاتمی، همیشه  با عنوان “مخالفین نظام و قانون اساسی” همراه بوده اند، بارها افرادی در این جبهه به اندیشه های امام و حتی اعقادات اولیه مسلمانان توهین کرده اند، که در برخی اوقات مانند گنجی، شوری قضیه سران اصلاحات را به برائت از آن افراد وادار کرده است و مجبور شده اند بدون اشاره به حمایتشان از این افراد (که در همان زمان ها هم، با توجه به شواهد و رفتارشان، این خط شکنی ها از آن ها اخطار داده می شد) آن ها را غبر خودی بدانند.

جلسه خاتمی در دانشگاه تهران هم از این قضیه مجزا نبود. هنگامی که برگزارکنندگان برنامه، مصدق، بازرگان و امام راحل را در یک ردیف قرار دادند و بدین ترنیب سران جبهه ای که از نظر اندیشه و ساختن نظام سیاسی و اجتماعی، وزنه خاصی نیستند را با بنیانگذار نوین ترین نظام دنیا در یک ردیف قرار دادند و افرادی را که گروه آن ها به دلیل انکار احکام صریح قرآن،  مرتد شناخته شده بودند، به عنوان سمبل خود معرفی کردند، آقای خاتمی واکنشی نشان نداد.

خاتمی حتی اگر آنقدر قدرت برخورد و پافشاری بر انقلاب و تبیین آرمان های آن را در خود احساس نمی کرد که در مقابل این انحراف و توهین عده ای به بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران، واکنش نشان دهد، می توانست یک موضوع ساده تر را برای هواداران خود روشن کند، هوادارانی که به دلیل همین ناآگاهی هایشان، کاری نکنند که فردا مجبور به اعلام برائت از آنان شود (البته شاید این ناآگاهی در مقطع فعلی، نفعی برای ایشان داشته باشد و هوادران را به سوی ایشان بکشد.)

موضوع این بود که هوادارانی را که به شدت به تصویر بازرگان، ابراز احساسات کردند و در مقابل تصویر چمران، ساکت بودند را متوجه تفاوت این دو سازد، تفاوت مردی که دامنه علمی و گستردگی مبارزاتی او، بر خلاف تصور حاضران، بارها بر دیگری ارجحیت دارد.

کاشکی خاتمی، که اقدامات وسیع ناآگاهانه یا ضد قانونی هواداران خود را دید، کمی واکنش نشان می داد و به جای اینکه در مقابل سؤال تبیین اندیشه های امام، ساکت شود، موضع و تفاوت خود را با منحرف کنندگان و ناآگاهانی (که شاید روزی کار دست او هم دهند) مشخص می ساخت، تا بعدا توجیهات او اینقدر توی ذوق نزند و احساس نکنیم، تقاوت بعیدی که بین همراهان او و انقلاب وجود دارد و باعث طرد آن ها شده، به او هم سرایت کرده است، به هر حال او می خواهد رئیس جمهور همین نظام شود و شعار قانون گرایی سر می دهد، پس نمی تواند این چنین مدارایی را با افراد متضاد با شعارهای خود داشته باشد.

پ.ن : نمی دانم، این جلسه با سؤالات تکراری به اندازه کافی، برای خاتمی قوت قلب ایجاد کرد تا بدون توجه به سختی های ریاست جمهوری، پا در این عرصه بگذارذ یا نه، ولی مطمئنم اگر تصاویر استقبال مردمی خوزستانیان از احمدی نژاد را که تقریبا همزمان با مراسم دانشگاه تهران انجام گرفت به او نشان دهند، اثر این آرامش بخش ها از بین می رود.

در همین زمینه:

حواشی میتینگ انتخاباتی خاتمی در دانشگاه تهران (دست نوشته های یک دانشجو)

آقای دکتر! خاتمی چشمانتان را باز کنید! (سینا کمالخانی)

جاهلان در دانشگاه تهران (سید حامت حجت)

تحمل صدای مخالف از نوع انجمن اسلامی! (سید محمد حسینی)

Entry Filed under: خارجی. برچسب‌ها: , .

1 Comment Add your own

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


سبز پوشان، کمی اندیشه کنند

کسانی که بر طبل تقلب در انتخابات می کوبند و به بهانه آن، آسایش و امنیت را از جامعه گرفته اند و با انتشار بیانیه های کذب، نقش انکارناپذیری در خشونت ها دارند؛ در هنگام مواجه با حقیقت چه خواهند کرد؟
وقتی برای "تقلب گسترده" در انتخابات، حتی یک برگ سند ارائه نمی شود و عده ای به آن دامن می زنند، شما چه فکری درباره آن ها می کنید؟
حتی اگر این افراد از دوستان شما باشند، آن ها را جاهل، کم اندیشه و دروغگو نمی دانید؟
آیا دیگر به کسانی که دستشان به خون مردم آغشته شده است، اعتماد می کنید؟
خود آن ها، چند روز دیگر و هنگامی که مشخص شد؛ هیچ تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است، چه خواهند کرد؟
جواب های دروغ های خود را می توانند بدهند؟
چگونه دست های خود را که به خون مردم، آغشته است؛ پاک خواهند کرد؟
آیا انتظار دارند تا دیگران به آن ها، حتی کوچکترین اعتمادی داشته باشند؟!
پس تا دیر نشده درنگ کنند و حقیقت را بدون تعصب بپذیرند. شاید هنوز فرصت باشد. شاید . . 

هميشه با داداشي تان باشيد!

 فرزند ملت

حامی شان هستیم

دسته‌ها

نوشته های تازه

بایگانی

برترین مطالب

Blogroll

RSS رویدادها

RSS راز خون

ویژه نامه غزه

d8add985d8a7d8b3-d9bed8b1da86d985

به هر وسیله ممکن، حامی مقاومت و خواست فلسطینیان هستیم.

RSS رنک هانتر

RSS رنک هانتر

Google Pagerank, SEO tools