ارتباط با مصر، با چه هدفی؟
اکتبر 26, 2008
مسئله رابطه با مصر، از آن دسته مسائلی است که هر چند مدت یکبار، مورد بحث قرار می گیرد. در این موضوع که رابطه عادلانه، با کشورهای مختلف، به ویژه کشورهای اسلامی مفید است، شکی وجود ندارد؛ ولی به نظر نمی رسد رابطه با مصر، در این دسته قرار گیرد.
بنابر آنچه در خبرها آمده بود، دکتر مرندی در سفر به مصر، آمادگی ایران برای تغییر نام خیابان “خالد اسلامبولی” را اعلام کرده است. به همین دلیل بد نیست، نگاهی کوتاه به این قضیه داشته باشیم.
حدود یک سال و نیم پیش ایران برای برقراری رابطه با مصر اعلام آمدگی کرد، ولی این کشور در اقدامی عجیب با برخوردی از سطح بالا، این رابطه را منوط به محو نام این مجاهد از خیابان کذایی کرده بود و بدون اینکه نامی اشاره به خیابان “محمد رضا پهلوی” بنماید، بررسی رابطه با ایران را به این اقدام و قطع ارتباط با گروه های مقاوم عراقی و مصری کرد!
باید دید، آیا وضعیت مصر با این ادعاها، همخوانی دارد و ارتباط با این کشور، می تواند بهانه ای برای این اقدامات باشد؟
مصر بعد از قرار داد 1979 کمپ دیوید به سرعت به سوی انزوا و تنفر نزد افکار عمومی جهان اسلام پیش رفت و از قدرت و نفوذ آن به شدت کاسته شد و این کاهش قدرت به جایی رسید که دولت آن، نه تنها وزنه ای در جهان اسلام محسوب نمی گردد، بلکه باید تمام تلاش خود را تنها بر حفظ قدرت دیکتاتور مآبانه خود در این کشور به کار گیرد، قدرتی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، در صورت برگزاری انتخابات آزاد در این کشور، به سرعت به “اخوان المسلمین” منتقل می گردد.
در کنار ضعف این کشور، اقدام آن ها برای گرفتن امتیاز، قابل توجه است، به این معنی که اگر ایران این خواسته های آن ها را قبول کند، محبوبیت و نفوذی که به خاطر مقاومت در برابر قدرت طلبان جهان و حمایت از گروه های مقاوم به دست آورده، از دست می دهد.
از طرف دیگر، عده ای که در تصور برقراری تماس با گروه های هم خط، در این کشور، بعد از برقراری ارتباط هستند، سخت در اشتباه به سر می برند، زیرا حکومت پلیسی حسنی مبارک، چنین فضایی را برنمی تابد و از سوی دیگر، روابط نفوذ شدید آمریکا بر مبارک، از چنین اقداماتی جلوگیری می کند.
در مجموع به نظر می رسد، رابطه با کشوری که این ارتباط را ملزم به دست کشیدن از آرمان ها می داند، به خودی خود ناپسند است، چه برسد به آنکه شرایط این ارتباط، تمام وجه و محبوبیت سال ها مقاومت کشور را از بین می ببرد .
مصر دیگر نفوذ و قدرت سابق را ندارد و از سیاست داخلی متزلزلی هم، برخوردار است؛ به علاوه نفوذ آمریکا اجازه عملکرد مستقل به این کشور، به نفع ایران را نمی دهد؛ با توجه به مجموع این دلائل اگر بگوییم این رابطه نکته مثبتی ندارد، شاید سخنی به گزاف نگفته باشیم.
به راستی نمی دانم، پیگیران رابطه با این کشور، چه هدفی را دنبال می کنند؟ آرمان ها و منافع کشور، چه نقطه مشترکی با این رابطه دارند؟ این ضررها و عقب نشینی ها، به چه منظوری صورت می گیرد؟
Entry Filed under: خارجی. برچسبها: رابطه، ایران،مصر،خیابان،حالد اسلامبولی،انصاف،منافع،اعتقادات،ضرر،سود.
1 Comment Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed




1.
علی | نوامبر 28, 2008 at 11:30 ب.ظ
با سلام … بنده دغدغههای شما را درک میکنم. اما به نظر رابطه با مصر در برهه کنونی بسیار مهم است. مصر از بزرگترین و مهمترین کشورهای جهان اسلام است. پیوند ایران و مصر مسلما قدرت دوباره ای به جهان اسلام میدهد. مصر با دشمن خونی ما مرز مشترک دارد و رابطه با او بسیار مفید خواهد بود برای کمک به مجاهدان فلسطین و حذف اسرائیل. و …
هر چند کاملا می دانم که تا این مردک حسنی نا مبارک دارد نفس می کشد فایده چندانی نخواهیم برد. اما به شدت معتقدم که نبود رابطهی این دو اکنون به نفع اسرائیل و آمریکا است!
هر چند بایستی در روش ارتباط ریزه کاری های دقیقی رعایت شود
داداشی :
سلام
من هم معتقدم که این رابطه در حالت مطلوب به نفع ما است؛ ولی همان طور که توضیح دادم در شرایط فعلی (یا به گفته شما در زمان حسنی مبارک) عملا نامطلوب نیست؛ به همین دلیل وقتی در شرایط فعلی امکان آن وجود ندارد، گام ها را باید دقیق برداشت و دل، به آن ها خوش نکرد.
ممنون از توضیحتان