نبش قبر یک ماجرا – آوار دلفین ها
اکتبر 10, 2008
ماجرا از جایی شروع شد که خانم “مسیح علی نژاد” قصد فروش کتابش را داشت و آهستان در اینجا به آن پرداخت و بعد نظرات متوالی “علی نژاد” و “داداشی” در همان مطلب؛ که پای ایشان را به اینجا و این نظر کشاند.
قصد داشتم که حرفم را در همان نظر بگویم؛ ولی دیدم که اگر این صحبت ها را در این پست، بیان کنم می تواند بیشتر در معرض قصاوت قرار گیرد.
برای شروع بحث، نظر ایشان را می آورم :
حضرت علی وقتی مردم در روز بیعت به ایشان نزدیک شدند در نهج البلاغه برای توصیف میگوید مرد چون شترهای تشنه به سمت من می امدند. در شعرهای سعدی حافظ تا بخواهی از این تمثیل ها هست . دلفین نازنین و زیبا ست گفتم من هم که ترجیح می دهم دلفین باشم چون به گاه نیاز دست به سوی غریبه دراز نمی کند.
اشاره خانم “مسیح نژاد” به جوابیه ای است که بعد از مقاله کذایی نوشت و توضیحاتی در مورد “تشبیه” داد و همان طور که در اینجا نیز گفته است صفت خوب “عدم درخواست نیاز به غریبه” را برای دلفین ها، قائل شده و گفته که از همین رو، مردم را به دلفین تشبیه کرده است.
اگر فقط همین مطلب را می خواندم، نه تنها خطایی را متوجه ایشان نمی دانستم؛ بلکه به خاطر استفاده از هنر “تشبیه” او را مستحق تشویق هم می دانستم؛ ولی چه کنم که از آن مقاله، چیز دیگری به یاد می آوردم.
لازم شد دوباره مقاله را بخوانم. با خواندن آن، شک کردم که نکند نویسنده مقاله، نوشته خود را فراموش کرده و چرا بعد از ماه ها باز هم به آن اصرار هم می کند؟!
همان طور که خواندید، این کار دلفین ها از روی “گرسنگی و گردن کجی و گدایی و گریه” و “خوش رقصی برای مربی خویش” توصیف شده و در ادامه رفتار مردم را شبیه آن دانسته. این صفت ها مذمومند و توهین آمیز و هیچ “وجه شبه” پسندیده ای را بیان نمی کنند؛ شاید اگر صفاتی از این دست به صراحت در متن مقاله کذایی نمی آمد، جایی برای توجیه موضوع می ماند و می شد به نوعی با مقالات بعدی و حمایت عده ای از دوستان آن را از بین برد، ولی اینگونه نیست.
از این “توهین” که بگذریم، بهانه اصلی مقاله این بوده است که استقبال گسترده مردم، نه به خاطر علاقه، بلکه به خاطر ارائه مشکلاتی بوده که احمدی نژاد، ایجاد کرده است.
آیا این استقبال و نامه نگاری های گسترده مردمی در اولین سفرهای احمدی نژاد و در حالی که او تازه رئیس جمهور شده بود، به خاطر مشکلاتی بود که خود احمدی نژاد، به وجود آورده بود؟!
استقبال خوب مردمی برای تمام رؤسای جمهور ایران، وجود داشته است؛ ولی موضوعی که احتمالا برخی را به واکنش واداشته روش های جدیدی بود که برای ارتباط مستقیم با مردم، ایجاد شده بود.
به راستی چرا مردم در زمان دولت قبل، اینگونه به درخواست های مکتوب نمی پرداختند؟
واضح است که نه دولت قبل به این ارتباط مستقیم، علاقه داشت و راهکار آن را فراهم کرده بود و نه مردمی که پرداختن خاص آن دولت به یک قشر خاص را می دیدند، امیدی به این کارها داشتند؛ به هر حال اکثر آن ها(منظور مردمی است که در مقاله “آواز دلفین ها” به آن ها پرداخته شده) جز همان گروه “قابلمه به دست” و “غیر اولویت دار” بودند؛ که هر لحظه فاصله بیشتری بین خود و دولت مذکور می دیدند.
به خاطر همین است که هنگامی که احمدی نژاد را دیدند که ظاهر و باطنش از جنس آن ها است، از همان روزهای اول سیل درخواست های خود را با اشتیاق به او ارائه کردند.
به خاطر همین است که با تمام عیب هایی که احمدی نژاد دارد، وقتی او را می بینند که ساعت ها برای دیدارهای رودرو و سرکشی به استان آن ها وقت می گذارد و خود را با مردم یکی می کند، باز هم با او همراهی می کنند.
مطمئنا، نقد دولت نه تنها خوب است، بلکه بر افراد توانا در این زمینه، واجب هم است؛ ولی مقاله مذکور به جای این کار، مردمی را که طرفدار فرد مخالف نویسنده بوده اند (شاید به همین جرم)، مورد توهین قرار داده است.
Entry Filed under: جامعه. برچسبها: آواز دلفین ها، نقد، تحلیل، مسیح علینژاد، مسیح علی نژاد،توهین، تشبیه،وجه شبه، احمدی نژاد،مردم،سفر استانی،عیب.
1 Comment Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed





1.
تکذیب جعلی! « داداشی وب | دسامبر 17, 2008 at 11:13 ب.ظ
[...] افراد که گویا خود را بالا مرتبه دیگران می دانند و نگاه از بالا به دیگران خود را همچنان حفظ نموده اند، فارسی ها را بی آبرویانی [...]