Archive for اکتبر, 2008
موجودی صندوق ارزی و برداشت از آن
اطلاع رسانی غیر شفاف، مشکل دامنه داری در کشور است. برای این موضوع مثال های بسیار زیادی می توان زد.
وام 100 میلیونی نمایندگان مجلس، بعد از روزها تاخیر و تشویش اذهان و هنگامی که تمام نتایج منفی ممکن را برجا گذاشت؛ بالاخره با صحبت های امروز علی لاریجانی وضعیت شفافی پیدا کرد.
ولی بلافاصله مسئله دیگری مطرح شد، که اتفاقا دوباره مالی است و درجه اهمیت آن بسیار بیشتر از وام نمایندگان مجلس است. چند هفته قبل بود که بعد از ماه ها حرف و حدیث در مورد وضعیت صندوق ذخیره ارزی، احمدی نژاد، در مصاحبه تلویزیونی خود به این موضوع اشاره کرد و ضمن برشمردن دلایل عدم اعلام رسمی موجودی این صندوق (که امری معمول در دولت های قبلی هم بود)، به این توضیح امیدوار کننده پرداخت که این موجودی برای مصرف چند سال (حداقل دو تا سه سال) کشور کافی است.

اما امروز خبری منتشر شد که در آن، باهنر در سخنرانی ای از برداشت بی رویه از صندوق ارزی، انتقاد کرده و ادامه داده بود “عدهاي بدبينانه ميگويند تا پايان سال چيزي در حساب ذخيرهارزي باقي نخواهد ماند و خوشبينانه نيز اين است كه تا پايان سال بيش از 7 الي 8 تا 10 ميليارد دلار در حساب باقي نخواهند ماند.”
این مسئله هم از جهت آینده اقتصادی و امنیتی کشور، بسیار مهم است و هم از جهت نظارت و مجوزی که برای برداشت از حساب ذخیره ارزی، در اختیار مجلس قرار دارد و هر تخلفی از آن، به شدت محکوم و قابل پیگیری است و پیامدهای خطرناکی را برای کشور دارد.
با توجه به پیامدهای این خبر، اطلاع رسانی دقیق و سریع برای شفاف کردن اوضاع ضروری است، به ویژه آنکه خبر اعلام شده از سوی “باهنر” می تواند، جسارت کشورهای متخاصم و گروه های مخالف نظام ایران را در اجرای نیات پلید خود، افزایش دهد و کشور را با مشکلات فراوان و شاید جبران ناپذیری روربرو کند.
Add comment اکتبر 26, 2008
ارتباط با مصر، با چه هدفی؟
مسئله رابطه با مصر، از آن دسته مسائلی است که هر چند مدت یکبار، مورد بحث قرار می گیرد. در این موضوع که رابطه عادلانه، با کشورهای مختلف، به ویژه کشورهای اسلامی مفید است، شکی وجود ندارد؛ ولی به نظر نمی رسد رابطه با مصر، در این دسته قرار گیرد.
بنابر آنچه در خبرها آمده بود، دکتر مرندی در سفر به مصر، آمادگی ایران برای تغییر نام خیابان “خالد اسلامبولی” را اعلام کرده است. به همین دلیل بد نیست، نگاهی کوتاه به این قضیه داشته باشیم.
حدود یک سال و نیم پیش ایران برای برقراری رابطه با مصر اعلام آمدگی کرد، ولی این کشور در اقدامی عجیب با برخوردی از سطح بالا، این رابطه را منوط به محو نام این مجاهد از خیابان کذایی کرده بود و بدون اینکه نامی اشاره به خیابان “محمد رضا پهلوی” بنماید، بررسی رابطه با ایران را به این اقدام و قطع ارتباط با گروه های مقاوم عراقی و مصری کرد!
باید دید، آیا وضعیت مصر با این ادعاها، همخوانی دارد و ارتباط با این کشور، می تواند بهانه ای برای این اقدامات باشد؟
مصر بعد از قرار داد 1979 کمپ دیوید به سرعت به سوی انزوا و تنفر نزد افکار عمومی جهان اسلام پیش رفت و از قدرت و نفوذ آن به شدت کاسته شد و این کاهش قدرت به جایی رسید که دولت آن، نه تنها وزنه ای در جهان اسلام محسوب نمی گردد، بلکه باید تمام تلاش خود را تنها بر حفظ قدرت دیکتاتور مآبانه خود در این کشور به کار گیرد، قدرتی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، در صورت برگزاری انتخابات آزاد در این کشور، به سرعت به “اخوان المسلمین” منتقل می گردد.
در کنار ضعف این کشور، اقدام آن ها برای گرفتن امتیاز، قابل توجه است، به این معنی که اگر ایران این خواسته های آن ها را قبول کند، محبوبیت و نفوذی که به خاطر مقاومت در برابر قدرت طلبان جهان و حمایت از گروه های مقاوم به دست آورده، از دست می دهد.
از طرف دیگر، عده ای که در تصور برقراری تماس با گروه های هم خط، در این کشور، بعد از برقراری ارتباط هستند، سخت در اشتباه به سر می برند، زیرا حکومت پلیسی حسنی مبارک، چنین فضایی را برنمی تابد و از سوی دیگر، روابط نفوذ شدید آمریکا بر مبارک، از چنین اقداماتی جلوگیری می کند.
در مجموع به نظر می رسد، رابطه با کشوری که این ارتباط را ملزم به دست کشیدن از آرمان ها می داند، به خودی خود ناپسند است، چه برسد به آنکه شرایط این ارتباط، تمام وجه و محبوبیت سال ها مقاومت کشور را از بین می ببرد .
مصر دیگر نفوذ و قدرت سابق را ندارد و از سیاست داخلی متزلزلی هم، برخوردار است؛ به علاوه نفوذ آمریکا اجازه عملکرد مستقل به این کشور، به نفع ایران را نمی دهد؛ با توجه به مجموع این دلائل اگر بگوییم این رابطه نکته مثبتی ندارد، شاید سخنی به گزاف نگفته باشیم.
به راستی نمی دانم، پیگیران رابطه با این کشور، چه هدفی را دنبال می کنند؟ آرمان ها و منافع کشور، چه نقطه مشترکی با این رابطه دارند؟ این ضررها و عقب نشینی ها، به چه منظوری صورت می گیرد؟
1 comment اکتبر 26, 2008
باور کنید، تبلیغاتی نبود!!
بعد از چند سال که بنیاد باران، در استراحت به سر می برد، در آستانه فعالیت های انتخاباتی، دست اندرکاران آن همایش دین در دنیای معاصر را برگزار کردند که تاکید می شد، یک فعالیت عادی است و ربطی به انتخابات ندارد؛ به همین دلیل نتیجه هر آدم عاقلی این بود که احتمالا باید دستاوردهای این همایش دینی، منتشر شود.
البته اگر شما نتیجه ای دیدید، من هم دیده ام. تنها چیزی که از این همایش بدست آمد، یک سری عکس شبه انتخاباتی بود. اگر واقعا قرار بود، همایش انتخاباتی برگزار شود، مسئله ای نداشت، البته باید پاسخگوی هزینه ها هم می شدند. کسانی که که اوایل شروع کار دولت نهم، نگران!! هزینه های سفرهای استانی بودند و سفرهای استانی را علیرغم همه نتایج مفیدش، فریبکارانه و تبلیغاتی می دانستند! همایشی با هزینه های فوق گزاف و پوشش تبلیغاتی گسترده حضور چهره های بازنشسته سیاسی جهان، برگزار کردند و با اینکه هیچ نتیجه کاری هم نداشت، آن را تبلیغاتی هم نمی دانستند!!
قضاوت با خودتان! البته نگران نباشید، قول داده اند از مردم پنهان کاری نکنند!
Add comment اکتبر 22, 2008
دفاعیات دولت نهم از زبان خاتمی!
حرف های این روزهای آقای خاتمی نکات خاص خودش را دارد؛ این نکات از آنجا ناشی می شود که او قصد طی مسیری را دارد که گرچه قبلا توسط خودش طی شده است، ولی به نوعی تکرار تجربه احمدی نژاد نیز است و مقایسه این تجربه هم جالب توجه می باشد.
مصاحبه آخر هفته قبل خاتمی نیز از این قاعده مستثنا نبود.
1) متن خبر: خاتمی اما در تکمیل بحث نظارت بر انتخابات اظهار داشت:« به گونه ای نظارت کنیم که مردم آزادانه انتقاد کنند نه اینکه نظارت را طوری معنا کنیم که تعیین می کنیم مردم به چه کسانی رای بدهند! این خلاف قانون اساسی است.این مسائل لااقل برای ما قابل گذشت نیست.»
سه سال پیش و مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری، زمزمه هایی از گوشه و کنار کشور برخاست که خیلی زود به هیاهو تبدیل شد و از احمدی نژاد تصویری متحجرانه ساخت که قصد دارد، بین مردم در خیابان دیوار بکشد! و آن ها را از یکدیگر جدا کند. و جالب آنکه رئیس جمهور آن زمان مملکت و نامزد احتمالی آینده این پست نیز به صراحت مردم را در مرحله دوم انتخابات، از رای دادن به جریان متحجر حاضر در انتخابات بازداشت!
ایشان به عنوان رئیس قوه مجریه و برگزار کننده انتخابات (و البته نه مسئول نظارت بر انتخابات) آشکارا سعی در تعیین رای مردم داشتند و معنای این حرف را که “تعیین نکنیم مردم به چه کسانی رای بدهند!” به خوبی به مرحله اجرا درآوردند! احتمالا این عمل ایشان نیز برای دیگران قابل گذشت نیست.
2) یکی از اشکالاتی که به احمدی نژاد، وارد می کنند این است که چرا دلیل برخی ناکامی های فعلی را نتیجه اقدامات نادرست دولت قبل می داند؛ گویا این اشکال از حالا به طور جدی تری به خاتمی وارد است؛ چرا که ایشان از حالا دلیل تمام ناکامی ها را اقدامات این دولت می داند!:
متن خبر: رییس جمهور سابق کشورمان با اشاره بر آنچه که در چهار سال اخیر بر کشور رفته است، اعلام کرد که مردم و کسانی که می خواهند در انتخابات حضور یابند مطمئن باشند با وضعیتی که در حال حاضر داریم هیچ دولتی هر چند کار آمد باشد نمی تواند با هیچ معجزه ای وضع را به چهار سال پیش برگرداند.
جالب آنکه اگر احمدی نژاد برای عدم پیشرفت های بزرگ مد نظرش، اقدامات نادرست دولت قبل را دلیل خود می داند، خاتمی برای عقبگرد کشور به چهار سال قبل دست به دامن این مطالب شده است.
پ.ن: اگر مرگ بد است، برای همسایه هم بد است؛ چرا جهت دهی آشکار به آرای دوره پیش از تریبون های رسمی دولت سابق ایرادی نداشت؟ آیا آن عمل برای عاملان آن قابل گذشت بود؛ ولی تکرار احتمالی آن از سوی دیگران قابل گذشت نیست؟
چرا کسانی که بین اقدامات دولت قبل و مشکلات فعلی ارتباطی نمی بینند، از حالا خودشان، دست پیش را گرفته اند و نتیجه تمام ناکامی ها را به گردن این دولت می اندازند؟
Add comment اکتبر 15, 2008
افسانه 20 دلاور!
حضور علی لاریجانی در دانشگاه شیراز با حواشی هایی همراه بوده است که آن را از دیدگاه دو خبرگزاری، در این رابطه می آورم. یکی از آن ها ادوار نیوز است و دیگری خبرنامه امیرکبیر؛ که هر دو سابقه زیادی در بزرگنمایی ماجراهای اینچنینی دارند.
ماجرا اینگونه آغاز می شود که برای جلسه لاریجانی که در تالار فجر برگزار می شود، دانشجویان قصد ورود به تالار را دارند که طبق معمول ماجراهای این دو خبرگزاری، افراد خودی برگزار کننده مراسم، تالار را از قبل اشغال کرده اند و از آنجایی که در هر دانشگاهی که مراسم برگزار می شود، هیچ بسیجی وجود ندارد این کار از طریق “نیروهای بسیجی که از بیرون دانشگاه آورده شده بودند“، انجام شده؛ در ادامه اولین تفاوت ماجرا آشکار می شود و “تعداد زیادی از دانشجویان منتقد” و بنابر روایت دیگر “تنها حدود بیست تن از دانشجویان منتقد” به سالن راه پیدا می کنند؛ از آنجایی که هیچ کدام از این دو خبرگزاری، قصد کوچک نمایی در این مورد را ندارند، باید احتمال داد که این عدد، حدود همان 20 نفر است. توجه به فضای جلسه که در آن، 20 نفر در مقابل حدود 500 نفر دانشجوی غیرمنتقد! حضور دارند ضروری است (این دو خبرگزاری از تعداد کل حاضرین در جلسه، چیزی ننوشته اند، ولی “آفتاب” آن را 100 نفر بیش از 450 نفر ظرفیت سالن اعلام می کند)و مشخص است که دانشجویان دیگر چون منتقد نیستند! در بسیاری از این شعار دادن ها حضور ندارند، با این حال ادوار و بعضا امیرکبیر، برای اینکه برتری را با خودشان نشان بدهد، کلا از لفظ “دانشجو” برای هواداران خود، استفاده می کنند. حالا ببینیم این تعداد اندک دانشجوی منتقد چه کار کرده اند (لطفا به کلمات هر دو خبرگزاری دقت کنید) قبل از ورود لاریجانی و پیش از آغاز جلسه، دانشجویان یکصدا سرود «یار دبستانی من» را خواندند و شعار میدادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، « نصر منالله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و… با ورود علی لاریجانی به تالار فجر عدهای از دانشجویان وی را هو کردند و شعار میدادند: «خاتمی پاینده؛ رییس جمهور آینده».از سوی دیگر داریم دانشجویان منتقد با وجود تعداد کمی که داشتند، با سر دادن شعارهایی همچون “نصر من الله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب”، “مرگ بر دیکتاتور”، “مرگ بر طالبان”، “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد”، “مجلس فرمایشی نمی خواهیم، نمی خواهیم”، “”مجلس بی کفایت ، وزیر فوق دیپلم همینه همینه” و خواندن سرود یار دبستانی، اعتراض خود را نسبت به فضای حاکم بر کشور اعلام کردند.
در ادامه باز هم قهرمانی این افراد ادامه دارد، به طوری که در تمام مدت، فضای جلسه را با شعارهای خود در دست دارند و جالب اینکه دانشجویان غیرمنتقد و البته بسیجی نیز، ساکت هستند و این 20 نفر، جلسه را می گردانند.
قصد ریز شدن در ماجرا را ندارم به همین دلیل از بسیاری از موارد عبور می کنم. در ادامه این دانشجویان اندک منتقد که از سوی همه تحت فشار هستند، با غلبه بر 500 نفر! موفق می شوند که کار بزرگ دیگری انجام دهند. “در ادامه کار تعدادی از دانشجویان تقاضای پرسش شفاهی کردند که یکی از آنها توانست با فشار دانشجویان پشت تریبون قرار گیرد.” این ماجرای غلوشده باز هم ادامه دارد و حتی “بدمن” این ماجرا یعنی لاریجانی نیز که چند بار “هو” شده است، به موقع نقش مثبت خود را ایفا می کند : “پس از این یکی از دانشجویان با فشار حمایت دانشجویان منتقد توانست تریبون را در دست بگیرد و اعلام کرد که از محمود احمدی نژاد متنفر است، عده ای از نیروهای بسیج شعار دادند: «احمدی قهرمان، محبوب نسل جوان» این شعار نیروهای بسیج خنده و مسخرهی حضار را تا جایی به همراه داشت که لاریجانی هم نتوانست جلوی خنده خودش را بگیرد.” البته مطمئنا گزارش نویس محترم فراموش کرده که در ابتدای گزارش خود، تمام سالن را به اشغال! بسیج درآورده و این افراد نه تنها به مسخره کردن این شعار نمی پردازند، بلکه قاعدتا باید با آن هم صدایی هم می کردند!
ماجرای جالبی بود، در حالی که یک خبرگزاری تعداد منتقدین را “محدود و 20 نفر” و دیگری “زیاد” اعلام می کند و البته هر دو هم در مقایسه با دانشجویان غیر منتقد! آن ها را کم می دانند، و با اینکه در گزارش هایشان بین دانشجو و دانشجوی بسیجی فرق می گذارند؛ در گزارش خود طیف غیرمنتقد را هم جز نیروهای خودی می شمارند و بارها این “دانشجویان” هستند که برعلیه دولت و مجلس شعار می دهند و “دانشجویان” (اعم از منتقد و غیر منتقد) هستند که حرف های آنان را سر می دهند و نه “اندک دانشجویان منتقد”!
(در ابتدا خود را اندک می شمارند و به وسیله آن مظلوم نمایی می کنند و در ادامه هم چون باید حرف آن ها خواسته اکثریت باشد، اکثریت با آنان همنوا می شوند! در حین ماجرا هم هر وقت لازم باشد، طیف مقابل لام تا کام حرف نمی زنند تا دانشجویان منتقد! نظرات خود را با قدرت ابرار کنند و هر جا لازم است دهان می گشایند و مایه نشاط جمع را فراهم می کنند)
البته این منتقدین، مسئولیت خود را به نحو احسن انجام می دهند و به جای انتقاد، به توهین می پردازند؛ به طوری که لاریجانی مجبور به واکنش می شود:
لاریجانی در واکنش به سئوال یکی از دانشجویان که با لحنی توهین آمیز به انتقاد از دکتر احمدی نژاد پرداخت، گفت: شما حق ندارید به رئیس جمهوری که اکثریت مردم به او رای داده اند، توهین کنید؛ شما می توانید بگویید کار مجلس را قبول ندارید اما نباید بگوئید این مجلس را که مردم به نمایندگان آن رای داده اند قبول ندارید؛ خیالتان راحت باشد، مجلس هشتم از مجالس ششم و هفتم بهتر است. (بازتاب آنلاین)
در مورد این شیوه های بد که به نام انتقاد، انجام می شود، صحبت کرده ام و باز هم صحبت خواهم کرد.
* هدف این نوشته نگاهی کوتاه به پوشش و خبررسانی این دو خبرگزاری (و خبرگزاری های مشابه آن ها) بود و بس.
1 comment اکتبر 12, 2008





