تحلیل روز : تحلیل اعترافات تکان دهنده سران اصلاحات در مورد کودتای مخملی
افشاگری : مدارک مستند از نقشه قبلی برای ایجاد شایعه تقلب در انتخابات
تصویر روز: فرهنگ بالای نخبه های حامی موسوی را ببینید!
پاسخ به شبهات : محکومیت مشایی، رحیمی و محرابیان؟!
Add comment ژوئن 25, 2009
آقای ضرغامی، فاتحه بفرستید
جلسه عزت الله ضرغامی با خبرنگاران است:
ضرغامی وارد می شود .
خبرنگاران صلوات می فرستند.
ضرغامی می گوید که خبرنگاران معمولا صلوات نمی فرستند، دست می زنند.
شما هم دست بزنید!!
.
.
.
و به این ترتیب جلسه رئیس رسانه ملی با خبرنگاران آغاز می شود. جلسه ای که از همان ابتدای آن، یک الگوسازی غلط برای خبرنگاران و خبردوستان ایجاد می شود و رئیس رسانه ای که باید الگوسازی اسلامی و دینی انجام دهد، مردم را از انجام سنت پسندیده صلوات نهی می کند و به آن می گوید که دست بزنید!!
اصلا با وجود چنین ریاستی بر صدا و سیما، دیدن سریال های مفتضحی نظیر شمس العماره، نباید تعجب برانگیز باشد. ضرغامی که با سابقه تلمذ در حوزه های علمیه شناخته شده بود به جای ترویج سنت های اسلامی، مروج عادات سکولار می شود.
شاید هم می خواهد با این کار، دل خبرنگارانی را بدست بیاورد که در انتظار پرسیدن سؤال های جدی از او هستند.
اصلا چه اشکالی دارد که از این به بعد، بقیه مردم هم برای بدست آوردن دل دیگران بر روی اعتقادات خود پا بگذارند؟
آن ها که سابقه و ادعای ضرغامی را هم ندارند و مثل او هم در مرکز توجه جامعه قرار ندارند، پس چه اشکالی دارد که آن ها هم چند صباحی بر روی آرمان های امام و انقلاب پا بگذارند؟!
(که البته خدا را شکر، این کار را نکرده اند و انقلاب و دین خود را حفظ کرده اند)
با روندی که شما برای تربیت کودکان در پیش گرفته اید و مشتی افراد پوشالی و بدسابقه را قهرمانان آن کرده اید و با این رفتاری که از شما دیده می شود، باید به جای صلوات و کف، برای شما فاتحه خواند.
هر چند باز هم امیدمان را از دست نمی دهیم و انتظار است که بتوانید به توصیه ها و خواسته های رهبری از خود عمل کنید و تغییرات ملموسی را در سال اول خدمتگزاری خود نشان دهید.
پ.ن 1 : هر چند سخنان خود را با توصیه های امام خامنه ای به آقای ضرغامی به پایان بردم، اما هرگز منظورم این نبوده است که انتقادات ایشان نیز از همین جنس بوده است.
پ.ن 2 : از اینکه باز هم فرصت نشد نظرات دوستان را در پست های قبل منتشر کنم، متاسفم؛ کسانی که نظراتشان منتشر نشده است بدانند که این روند شامل همه بوده است و ان شاالله در اولین فرصت پاسخگو خواهم بود.
پ.ن 3 : برای دیدن صحنه تامل برانگیزی که از ضرغامی توصیف کردم می توانید 20:30 روز 20 آبان را ببینید.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Add comment نوامبر 11, 2009
نتیجه درخشان دیپلماسی ایران
دیپلماسی عمومی که از زمان حضرت امام (ره) پایه گذاری شد و بر مبنای هدف گرفتن ملت ها (به جای سران آن ها) قرار گرفته است؛ امروز یکی از بهترین نتایج خود را عیان کرده است.
بر خلاف زمان اصلاحات و سازندگی که دولتمردان، هدف خود را رضایت قدرت های زورگوی جهانی قرار داده بودند و هیچ فایده ای هم برای ما نداشت؛ با روی کار آمدن دولت اقلابی و خدمتگزار احمدی نژاد، این سیاست امام، بار دیگر احیا شد و در عرصه سیاست خارجی به کار گرفته شد.
محبوبیت فوق العاده ایران و احمدی نژاد در بین ملت های مبارز جهان از دستاوردهای روشن این سیاست است. مردمی که بسیاری از آن ها به طور طبیعی با ایرانیان مشکل داشته اند، امروز به مدد همین سیاست از حامیان ایران شده اند.
اما شاید درخشانترین جلوه این پیروزی را بتوان در محکومیت اخیر اسرائیل پیدا کرد. سال پیش بود که اسرائیل رهبران کشورهای دنیا را تحت فشار قرار داد تا از حضور در اجلاس ضد نژادپرستی دوربان 2 که در ژنو برگزار می شد، خودداری کنند و بدین ترتیب محکومیت احتمالی خود را در این اجلاس کمرنگ نمایند و جنایات اخیرشان در غزه را فراموش کنند.
تحت همین فشارها بود که تقریبا تمام سران کشورهای جهان بر خلاف اجلاس قبلی ضدنژاد پرستی، از حضور در این جلسه خودداری کردند و تمام شرایط فراهم می شد تا محکومیت اسرائیل کمرنگ شود و حتی چه بسا که به دست فراموشی سپرده شود.
در این شرایط بود که آزاده مردی به نام محمود احمدی نژاد تصمیم گرفت این خط را بشکند و فرمان امام خامنه ای را برای شکستن این فضای اسرائیلی را به اجرا در آورد.
در این شرایط توصیه های متعددی به او شد و حتی کیهان با ژرف نگری همیشگی و اطلاعات خاصی که دارد؛ از دام بزرگ غربی ها برای احمدی نژاد خبر داد و او را از این سفر برحذر داشت.
اما احمدی نژاد با توکل به خدا و اطاعت از دستور مولای خویش، به این سفر گام گذاشت تا خط سنگین سانسور جنایات اسرائیل را بشکند و در فضایی که کشورهای جهان در آن زمان، نه تنها کشتار اسرائیل را محکوم نمی کردند؛ بلکه بعضا از آن حمایت هم کرده بودند و با عدم شرکت خود در اجلاس ژنو، سعی در محو آن داشتند؛ سخنرانی شدیدی بر علیه اسرائیل انجام داد و البته اسرئیلی ها نیز با توهین های دلقک های خود و نمایندگان فریب خورده برخی کشورها، به او واکنش نشان دادند.(+ و +)

اما احمدی نژاد کار خود را انجام داده بود این خط را شکسته بود و در داخل کشور نیز بسیاری از اشخاص (از جمله روزنامه کیهان) با بلندنظری، نتیجه این دستاور بزرگ در آینده را دیدند و به او تبریک گفتند.
اولین نتایج این موج بیداری جدید، چند ماه بعد خود را نشان داد و اردوغان که همواره کشورش ترکیه، از حامیان جدی اسرائیل بود در یک اجلاس بین المللی به محاکمه شدید نتانیاهو پرداخت و در مقابل چشمان حیرت زده مردم جهان، طشت رسوایی اسرائیلی ها را بر زمین انداخت.
این موج بیداری که با سخنرانی شجاعانه احمدی نژاد در ژنو انجام شد، همچنان ادامه پیدا کرد و مردم جهان در کشورهای مختلف به اعتراضات خود بر علیه اسرائیل، جلوه جدیدی بخشیدند و حتی در کشوری مانند انگلستان، دانشجویان به سمت وزیر اسرائیلی کفش پرتاب کردند.
هر چه قدر نتایج این حرکت آگاهان احمدی نژاد روشن تر می شد؛ جرانات داخلی سعی در محو آن داشتند و در هنگام انتخابات، میرحسین موسوی نامزد شکست خورده و شورشی انتخابات، بارها همین مسئله را علیه احمدی نژاد به کار برد و احمدی نژاد هم با همان ایمان و توکل همیشگی که در او سراغ داریم؛ صبر مومنانه را پیشه خود کرد و نتیجه کار را خدا واگذار نمود و نه تنها خداوند نتیجه این صبر را به او و ملت ایران در انتخابات چشاند، بلکه امروز روسفیدی دیگری برای او و مومنان به بارآورد و روسیاهی را نصیب دشمنان دروغگو وبدخواه او در داخل و خارج کشور نمود.
تحت موجی که احمدی نژاد ایجاد کرد، درخواست های جهانی برای بررسی دقیق جنایات اسرائیل در غزه، شدت یافت و سازمان ملل، گلدستون را مامور بررسی این جنایات کرد. فشار افکار عمومی که با روشنگری احمدی نژاد تشدید شده بود، موجب شد تا گلدستون که خودش یک یهودی است، با وجود تمام چشم پوشی هایی که از جنایات اسرائیل انجام داد؛ نتواند بسیاری از این فجایع را نادیده بگیرد و به ناچار در گزارشش به آن ها اشاره کرد.
گلدستون و دخترش به خاطر این گزارش از سوی اسرائیلی ها تهدید شدند و آمریکا و دیگر کشورهای حامی اسرائیل اجازه بررسی این گزارش در شورای امنیت سازمان ملل متحد را ندادند. اما به فاصله چند ساعت از نادیده گرفتن این گزارش از سوی کشورهای جهان، روشنگری احمدی نژاد و سیاست عمومی او بار دیگر نتایج خود را نشان داد و در همان ژنوی که احمدی نژاد آن سخنرانی تاریخی را انجام داده بود؛ شورای عالی حقوق بشر، این گزارش را تصویب کرد.
هر چند شاید در ادامه کار با کارشکنی سران کشورها، آنگونه که شایسته است به این گزارش رسیدگی نشود؛ اما این پیروزی بزرگ و محکومیت اسرائیل که برای اولین بار در تاریخ صورت می گیرد؛ یک نقطه درخشان و ماندگار در جهان خواهد بود و جنایاتی که تلاش غربی ها، می رفت تا به فراموشی سپرده شود با آگاهی رهبر فرزانه انقلاب و شجاعت فرد ولایت پذیری به نام احمدی نژاد، احیا شد واین روشنگری تا این لحظه، بخشی از دستاورد بزرگ خود را نشان داده است.
و بی شک نه تنها از فرموشی این قضیه جلوگیری کرد؛ بلکه دستاوردهای متعدد دیگری نیز در پی خواهد داشت. اگر احمدی نژاد در ژنو کوتاهی کرده بود و به بهانه مصلحت، همراه بقیه سران جهان، از شرکت در آن خودداری می کرد؛ هیچگاه این دستاوردها بدست نمی آمد و این دقیقا همان نکته ای است که رهبر فرزانه انقلاب در مورد نقش حساس خواص در بزنگاه های تاریخی به آن اشاره کرده بودند؛ که اگر به نقش حساس خود در آن لحظات عمل نکنند مغبون خواهد بود.
اما عمل به این وظیفه در آن شرایط حساس هم نتیجه خود را نشان می دهد و خداوند وعده پیروزی خود را به مومنان نشان خواهد داد و مانند امروز، آن ها را روو سفید خواهد کرد و روسیاهی را به دشمنان باقی خواهد گذاشت.
پ.ن : این پیام را یکی از آشنایان مخالف نظام برایم فرستاده بود؛ محتوا و اعتراف او در پایان این پیامش خیلی برایم جالب بود:
زمان بوش-خاتمی : ایران حوادث آمریکا (11 سپتانبر) را محکوم می کرد؛ آمریکا هم ایران را محکوم می کرد.
زمان بوش-احمدی: این اون را محکوم می کرد؛ آن یکی این را محکوم می کرد.
زمان اوباما-احمدی: آمریکا حوادث ایران را محکوم می کند، ایران هم آمریکا را محکوم می کند.
بعد هم اضافه کرده بود که با شرایط، حرف احمدی نژاد در مورد اضمحلال و فروپاشی آمریکا درست است!
(این نوشته و چنین نتیجه گیری ای از چنین آدمی خیلی جالب بود.)
نوشته های مرتبط:
فتح الفتوح در ژنو، از سخنرانی احمدی نژاد تا گزارش گلدستون
یک پیروزی دیگر دیپلماسی اخیر ایران: اثبات نظر احمدی نژاد در مورد کاغذپاره بودن قطعنامه ها با آغاز مذاکرات سوخت 20 درصد
اعتراف گلدستون یهودی : ادعای اسرائیل برای صلح، سطحی و از اساس دروغ است.
درخواست وزارت خارجه ایران برای محاکمه سران صهیونیست در دادگاه جنایت جنگی
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
3 comments اکتبر 22, 2009
یک نظام بی نظیر: جمهوری اسلامی با مخالفینش چه می کند؟
حوادث بعد از انتخابات که با شدیدترین حجمه ها به نظام اسلامی ایران همراه بود و با طرح و نقشه قبلی به مرحله اجرا در آمده بود، با واکنش خردمندانه نظام روبرو شد و تعدادی از سران این فتنه دستگیر شدند.
مخالفان نظام، مثل همیشه با دروغ سعی کردند تا صورت مسئله را منحرف کنند و نظام را به سختگیری در برابر مخالفینش متهم سازند؛ این رسانه های مزدور و جیره خوار که از اعتراف مزدوران خود عصبانی بودند، اعترافات را به شکنجه و فشار بر آنان متهم می کردند!!

اما نظام جمهوری اسلامی با روش خردمندانه خود نشان داد که این یاوه سرایی آنان هیچ ارزشی ندارد. آزادی سعید حجاریان و فشار سران اصلاحاتچی برای تغییر نظر او، نتیجه ای نداد و نه تنها نتوانستند یک کلمه در راستای نقض اعترافات او یا کوچکترین فشار بر او بیابند، بلکه او در بیرون از زندان نیز با مکاتبش بر نظرات خود باقی ماند و دروغگویی سران متعصب و متحجر اصلاح طلب را مشخص تر کرد و نشان داد که آن ها، جقیقت را کتمان می کنند.
این روزها هم که مازیار بهاری از زندان آزاد شده است و حتی اجازه خروج از کشور و رفتن به لندن هم به او داده شده است. مازیار بهاری نیز اعترافات تکان دهنده ای در مورد نقشه خائنین برای براندازی نظام و کشتار مردم ابراز کرده بود؛ این سؤال را در ذهن افراد حقیقت جو ایجاد می کرد که آیا اگر این اعترافات تحت فشار یا شکنجه بوده است، نظام حتی اجازه آزادی او را از زندان می داد؟ تا چه رسد به آنکه به او اجازه خروج از کشور را هم بدهد؟!
دقت در این مسائل نه تنها، بر حق بودن نظام و دروغگویی دشمنانش را عیان می کند، بلکه نشان از نرمجویی اسلامی او و خوی بخشنده و بزرگوار آن دارد.
چناچه در مورد تعداد دیگری از براندازان نیز، با مهربانی کامل برخورد شده است و به حبس های نسبتا کوتاه مدتی محکوم شده اند. آخر کجای جهان چنین مهربانی با براندازان نظام خود می کنند؟
در همه جای جهان، خط قرمز هر نظامی، براندازی آن است و در برابر کسانی که قصد سقوط آن را داشته باشند، به شدیدترین نحو ممکن برخورد می کنند. اما چنین لطف و گذشتی در ایران، نه تنها رافت اسلامی آن را نشان می دهد، بلکه اقتدار آن و اعتماد از دوام الهی اش را به رخ همگان می کشد.

لطف و محبت نظام اسلامی، به زندانیان این حوادث محدود نمی شود و شامل مخالفان دیگرش نیز می شود. چنانچه داریوش مهرجویی که فیلم بسیار توهین آمیز “علی سنتوری” را علیه افراد مسلمان و مومن ساخته بود و از حامیان موسوی در انتخابات به شمار می رفت و حتی بیانیه هایی بر علیه نظام را امضا کرده بود این فرصت را به دست می آورد تا با سرمایه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به فیلم سازی بپردازد و از امکانات آن بهره مند شود. این در حالی است که جریان هوچی گر و دروغگو به طور مداوم ادعا می کنند که رسانه ملی در اختیار جریان خاصی است که اتفاقا این آقای مهرجویی هم اهانت های بی شماری را علیه آنان انجام داده است؛ اما باز هم به واسطه رافت اسلامی چنین فردی هم اجازه پیدا می کند که به دامن نظام برگردد.
این روزها نیز شاهد هستیم حمید فرخ نژاد که در میتینگ 2 خرداد اصلاح طلبان، سخنان وقیحانه ای را علیه رئیس جمهور محبوب ایران به زبان آورده بود، به راحتی فعالیت می کند و رسانه ملی نیز تصاویر بزرگی از او را به تصویر می کشد.
این در حالی است که در زمان دولت موسوم به اصلاحات و حاکمیت جریانات تمامیت خواه بر امور کشور، مخالفین آن ها به شدت قلع و قم شدند و کوچکترین مخالفتی با آنان کافی بود تا فردی از تمام امکانات محروم شود. به همین دلیل بود که بسیاری از کتاب های حمید رسایی و افرادی مانند او که مانند جریان تمامیت خواه وقت نمی اندیشیدند، مجوز پیدا نمی کردند و حتی یکی از مسئولین وقت وازت ارشاد، به نویسنده مشهور، آقای “ش” که از دست کارکشنی های مداوم دولت اصلاحات به ستوه آمده بود، گفت که “مشکل کار شما این است که خیلی طرفدار این آقا (امام خامنه ای) هستید”!! این در حالی است که اصولا نوشته های آقای “ش” فرهنگی و اجتماعی و در قالب رمان و شعر هستند و هیچ ربطی هم به سیاست ندارند و بسیار نادر مواردی است که ایشان سیاست را وارد نوشته هایشان کرده باشند، اما باز هم به جرم همخوانی نداشتن با تفکر تمامیت خواه اصلاحات، محکوم بودند!
اما در دوره اخیر و زمان ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد شاهدیم که نظام با سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی که توصیه موکد آقا است، برخورد می کند و بر خطاهای بسیاری از براندازان نظام چشم می پوشد و سعی می کند تا آنجایی که به آن ها امکان دارد، فرصت بدهد و حتی کسانی را که علیه آن بیانیه داده اند و فحاشی کرده اند را نیز به نزد خود فرا می خواند.
به دلیل همین رفتار اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران است که کسانی که در داخل زندان، آزادانه اعتراف کرده اند در بیرون از زندان نیز بر حرف خود باقی می مانند و باطل بودن ادعاهای اصلاح طلبان را نشان می دهند.
هنوز هم عده ای هستند که چشم خود را بر این واقعیات بسته اند و سعی می کنند خود را در برابر اقتدار توام با مهربانی نظام اسلامی به کوری و نشنیدن بزنند؛ اما به رغم میل آنان، این رفتار نظام اسلامی تاثیر خود را خواهد گذشت و آن را استوارتر از گذشته خواهد کرد.
و ان شاالله این نظام مهربان و مقتدر و عدالت طلب، به نظام جهانی آقا ولی عصر (عج) پیوند می خورد.
مطالب مربوطه:
گزارش خواندنی روزنامه فخمیه وطن امروز در مورد سعید حجاریان
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
4 comments اکتبر 21, 2009
روز دختر و ولنتاین!
ولنتاین چون مال خارجی ها است؛ پس خوبه!
اما روز دختر و تولد حضرت معصومه (ع) چون داخلیه، بده و سوسول بازیه!
تا را خدا از این حرف ها دست برداریم، یک کم اعتماد به نفس داشته باشیم و مناسبت های ضد فرهنگی خارجی ها را با نمونه های برتر داخلی به چالش بکشیم.
+ روز تولد حضرت معصومه(ع) و آغاز دهه کرامت اهل بیت را تبریک می گویم.
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Add comment اکتبر 21, 2009
حسین بن علی (ع) حق بود یا شمر؟!
شاید در ابتدا ظاهر سؤال خنده دار به نظر برسد؛ اما واقعیت آن است که نگاهی عمیق تر به مسئله نشان می دهد که همین سؤال مضحک، مشکل امروز بعضی ها است!
شاید بسیاری از کسانی که امروز و در طوفان حوادث سردرگم شده اند، خودشان سال ها دشمنان علی(ع) و حسین (ع) را به خاطر رویارویی با آنان لعن کرده اند. مگر مشکل آن مردم چه بود؟
آیا جز این بود که از درک صحیح و تجزیه و تحلیل آگاهانه حوادث، کوتاهی می کردند؟
آیا جز این بود که آن ها بر روی ولی خدا در زمین، شمشیر می کشیدند و آن را عین مسلمانی می دانستند و خود را شهید سبز این راه می دانستند؟
طرف مقابل هم اینگونه بود و خود را مسلمان واقعی می دانست، پس مشکل چه بود؟
بی شک غیر از کسانی که حب دنیا، اجازه نمی داد تا واقعیتی را که خود به آن یقین دارند، بپذیرند؛ دیگران دچار مشکل سطحی بینی بودند.
آن ها فریفته ظاهر شده بودند، در یک سو خاندان پیامبر و همسر او را در جنگ جمل می دیدند و اصحاب پیامبر بزرگوار اسلام را در کنارش می دیدند که در مقابل علی صف کشیده اند.
چه باید می کردند؟
در ماجرای قتل عثمان، ظاهر ماجرا این بود که عده ای عثمان را کشتند و بعد هم علی از تحویل آن ها، خودداری کرد.
چه بسیار افرادی که فریب پیراهن خونی عثمان را خوردند و دست تا مفرق در خون معاویه را ندیدند. آن ها هم حس انسان دوستی شان گل کرده بود و علی را شریک این جنایت می دانستند.
چه بسیار افرادی که آن روزها، خود را فریفتند و پذیرای حدیث مسلمان نماهای یهودی شدند و دشمنی آنان را با آل الله به سادگی فراموش کردند و با حدیث های افراد بدخواه (اما در ظاهر خیرخواه) به جنگ حسین رفتند و کشتن او را عین عمل به اسلام می دانستند.
ای مردم! آیا فکر کردید که چون بگویید ایمان آوردیم رها می شوید؟ بی شک همه شما را آزمایش می کنیم و بعد به سوی خود باز می گردانیم.
این سخن قرآن کریمی است که در مورد نسل ما و مردم زمان علی و حسین و تمام زمان ها صادق است.
آیا واقعا فکر کردید که آن مردمی که به جنگ علی و حسن و حسین رفتند، شاخ داشتند یا از همان ابتدا با شیطان بزرگ شده بودند؟!
آن ها هم مانند ما و شما و بقیه مردم، ظاهری عادی داشتند و تنها در امتحانات سخت مخصوص به خود، مغلوب شدند.
آیا فکر کردید ما و شمایی که زیارت نامه می خوانیم و آن ها را لعن می کنیم، خیلی آدم های خوبی هستیم یا نسبت به آن ها برتری داریم؟!
نه! ما هم امتحان می شویم و چه بسا سیاه روزتر از آن ها گردیم و مورد لعن ابدی قرار گیریم.
پس چاره کار چیست؟ چه کنیم تا ما هم در زمره کسانی که امروز لعنشان می کنیم، قرار نگیریم؟
راه حل همان است که حق را بشناسیم و از روی آن، مسیر را تشخیص دهیم.
امروز، جنگ و نبرد بین اسلام مطلق و اسلام اموی نیست. امروز نبرد بین اسلام علوی و اسلام آمریکایی است.
همان طور که در آن روزگار، پیامبر نماد اسلام بود و ابوسفیان ها و معاویه نماد اسلام اموی بودند و راه شناسایی حق، توجه به سخنان و سیره نماد اسلام واقعی بود تا مردم از روی آن، حق بودن علی و حسین را تشخیص دهند؛ امروز هم در مقابل جبهه لیبرالیسم و کمونیسم، خمینی پرچمدار اسلام علوی شده است و با به روز کردن معیارهای اسلام (وگرنه قوانین ثابت اسلام که تغییر ناپذیرند) راه را به ما نشان می دهد.
پس به جای اینکه ببینیم چه کسی نسبت خونی نزدیک به او دارد یا چه کسانی اصحاب او بوده اند، باید به معیارهای به روز شده اسلام در کلام خمینی توجه کنیم.
آی مردم، بودن نوه و داماد خمینی و برخی اصحاب او در یک جبهه شما را نفریبد. آن ها که دیگر از همسر پیامبر و اصحاب او بزرگتر نیستند.
شاید حق باشند، شاید هم نباشند. راه حل همانی است که گفتم. باید دید معیار سخن و رفتار کدام یک به روح خدا نزدیک تر است.
آیا سخن و عمل آنان است که دشمنان اسلام را خوشحال می کند و برایشان کف می زنند یا گروه مقابلشان؟
آیا سخن و عمل گروه مقابل است که بر گفتار و عمل خمینی تطبیق دارد یا سخن و رفتار اینان؟
لطفا حس انسان دوستی تان هم به موقع گل کند؛ وگرنه همچون همان مردم کوفه زمان امام علی(ع)، علی را جنایتکار می دانید. آن هایی که فرق بین اداره یک روستای 30 نفره با یک کشور را نمی دانند و فکر می کنند که تمام نقاط یک کشور را هم می توان به طور کامل کنترل کرد و هر اتفاقی که افتاد مسئولیتش بر عهده ولی فقیه است، بهتر است در بینش خود تجدید نظر کنند و آنگاه حس نوع دوستی شان گل کند.
مگر پیامبر بزرگ اسلام که کامل ترین نوع انسان ها است بر تمام رفتار یارانش کنترل داشته است که ما از ولی فقیه غیرمعصوم چنین انتظاری داریم؟
مگر نبوده تخلفاتی که یارانش در همان زمان انجام داده اند؟
اصلا بزرگتر از آن، مگر تخلف همین افراد نبود که در جنگ احد به کشته شدن بسیاری از نیروهای اسلام انجامید و بزرگانی چون حمزه سیدالشهدا شهید شدند؟
آیا مسئول این رفتارها پیامبر بوده است؟ آیا هر عقل آزاده ای درک نمی کند که هر انسانی اختیار دارد و خداوندی که به انسان اختیار و اراده داده است؛ مسئولیت رفتارش را از خود او خواهد گرفت و “هیچ کس گناه دیگری را به دوش نخواهد کشید”؟
آیا پیامبر جز هدایت و سازماندهی آنان، وظیفه دیگری داشته است و اگر خلافی از آن ها سر زده است؛ باید عدالت را در مورد آنان اجرا می کرده است؟
کلا کنترل کامل یک سیستم دارای اختیار غیر ممکن است و کاری که باید صورت بگیرد آن است که باید عدالت در مورد متخلفان احتمالی اجرا گردد.
آیا از ولی فقیه که غیرمعصوم است و بسیاری از توانایی های پیامبر اعظم را ندارد، انتظاری جز همین سازماندهی و هدایت افراد می رود و در صورت تخلف آن افراد، انتظاری جز اجرای عدالت از آنان می رود؟
آیا پیگیری جدی در مورد برخی خود سری ها (که در مقایسه با اصل اغتشاشات و ضربه ای هم که به نظام وارد شد، تاچیزند) جز اجرای همان روش پیامبر است؟
به گواه شواهد مختلف و در مقایسه با بقیه حکومت های جهان که برخورد با نیروهای نظامی خود را جایز نمی دانند، سیره رهبر فرزانه انقلاب، در برخورد با متخلفان، همان عمل به سیره برتر اسلام و پیامبر است و جایگاه رفیع ایشان و نظام اسلامی را در مقابل بقیه ایدئولوژی های جهان، بار دیگر به رخ می کشد.
پس لطفا حس انسان دوستی کاذب در برخی ها به وجود نیاید و کسانی که تا دیروز خود را معتقد به ولایت فقیه می دانستند، یک دفعه حس روشنفکریشان گل نکند و با احساسات کاذب به اعتقادات خود پشت پا بزنند که چه بسا در کنار خسران کاران زمان امیرالمومنین علی (ع) قرار بگیرند.
برخی هم اینقدر راحت عقاید خود را از دست ندهند و به خاطر دیدن خانواده امام خمینی و برخی یاران او در یک طرف، دچار سردرگمی نشوند. تاریخ دارد تکرار می شود و فتنه الآن بزرگتر از فتنه صدر اسلام نیست که همسر و برخی از خاندان پیامبر به همراه برخی اصحاب سرشناس او در مقابل علی قرار گرفتند.
ملاک تشخیص حق، شناخت آن است:
سخنان و رفتار چه کسانی با دشمنان خمینی (نماد به روز شده اسلام علوی) هم خوانی دارد؟
و برعکس چه کسانی به شیوه او عمل می کنند و سیاست انقلابی را در برابر دنیا در پیش گرفته اند و سخن او را مبنی بر صدور انقلاب جدی گرفته اند؟
آن هایی که امروز فریب دشمنان آشکار اسلام در بی بی سی و صدای آمریکا و سایت های ضد دینی را می خورند، چه فرقی با کسانی دارند که گوش به سخن کسانی می دادند که علی رغم سابقه دشمنی آشکار با اسلام، در لباس دین در آمده بودند و ظاهرا دلسوز مسلمانان شده بودند؟
مگر همین ها نبودند که کشتن حسین (ع) و دیگر ائمه را برای آنان، عین عمل به اسلام جلوه داده بودند؟
مگر جز این بود که مردم آن زمان، به خاطر همین سهل انگاری در تشخیص منابع صحیح حقیقت، دچار لعن ابدی شدند؟
هیچ وقت هم ظاهر، فریتان ندهد، بسیار بوده اند که در کنار پیامبر جنگیده اند و بر علی (ع) شمشیر کشیدند.
باز هم بوده اند کسانی که در کنار علی در برابر معاویه جنگیده اند و بعدها برای یزید بر حسین (ع) شمشیر کشیده اند. و مگر شمر قاتل نمونه ای از این گروه نیست؟
آیا ابن ملجم به خاطر در کنار علی بودن حق است و امام حسین (ع) ناحق است؟!
باید ملاک حق را شناخت و از سطحی نگری و فریفته شدن در احساسات دوری کرد. معیار امروزی و روزآمد اسلام علوی، خمینی کبیر است و تطبیق رفتار و عملکرد مدعیان به رفتار و عملکرد او به خوبی، ماهیت جریان ها را نشان می دهد.
جریانی که در همه این سال ها، به خاطر عمل به رفتار و سیاست او، مورد تهاجم غربگرایان قرار می گرفت را امروز نمی توان با الفاظ فریب دهنده، وارونه جلوه داد و برعکس، همراهان دشمنان خمینی را به عنوان پیروان راه او مطرح کرد.
پس به هوش باشید که در این امتحان عظیم، مردود نشوید که په بسا لعن نامه مردودین این امتحان را ملائک آسمان ها و زمین بخوانند.
در همین رابطه:
استاد محمدرضا سرشار (نویسنده سرشناس و مجری برنامه ماندگار قصه های ظهر جمعه رادیو) : زیر و رو شدن های یک شبه
مشترک خوراک های خوشمزه داداشی شوید و اگر دوست دارید در جریان خبرهای مفید و مهم قرار بگیرید، خبرخوان رویداد، را از دست ندهید.
مشتری ایمیلی داداشی شوید!
Add comment اکتبر 16, 2009



